سیب

سیب

نوشدارو یا داروی همة دردها

این دارو با خواص معجزه‌آسایش همة بافت‌ها را دایماً زنده و شاداب و جوان نگاه می‌دارد و از این راه سلامتی کامل بدن را تأمین و بر طول عمر آدمی می‌افزاید؛ ضدّ سم، ضدّ زهر و ضدّ توکسین میکروب‌ها است، مقوی معده، کبد، قلب، اعصاب، نیرودهندة عضلات و یکی از بهترین مفرحات است، خون را از معده، کبد، قلب و فضولات پاک می‌کند، حلال کلسترول و دافع ازدیاد فشار خون و انفارکتوس و سکته‌های قلبی که از بزرگ‌ترین آفات جهان متمدن کنونی است جلوگیری می‌کند. بیش از این شما را که با بی‌صبری هر چه تمام‌تر منتظر شنیدن نام این نوشداروی عجیب هستید در انتظار نمی‌گذارم و با صراحت هر چه تمام‌تر اعلام می‌کنیم که نام این گوهر گرانبها به زبان لاتین Malus Communis و به زبان فرانسوی Pomme و به زبان انگلیسی Apple و به عربی تفاح و به زبان فارسی سیب است. آری همین سیب خوراکی که به وفور در همه جا یافت می‌شود ولی به علت این که مردم از خواص معجزه‌آسایش بی‌خبرند قدر آن را نمی‌دانند آیا می‌خواهید بدانید که سرچشمة اصلی و علت‌العلل این همه خواص شگفت‌انگیز در کجا نهفته شده و چگونه سیب می‌تواند این آثار گرانبها را از خود بروز دهد؟

قبل از این که به این سؤال پاسخ داده شود یقین دارم که اکنون شما در حال تعجب و ناباوری هستید و تصور این که سیب واجد چنین آثار حیات‌بخش باشد نمی‌کنید و حق هم دارید، زیرا می‌بینید که این میوة پیش پا افتاده در تمام فصول سال در همه جا به وفور یافت می‌شود و همه کس آن را می‌خورد بدون آن که کوچک‌ترین اثری از خواص دارویی آن مشاهده کنید باید آن را مانند یک دارو و مطابق قوانین داروشناسی مصرف نمایید و چنان‌که می‌دانید یکی از اصول پزشکی و داروشناسی که باید در درمان بیماری‌ها رعایت شود این است که مقدار خوراک و طرز استعمال هر دارو برحسب موارد مختلف بیماری‌ها باید مشخص گردد. به عنوان مثال در مورد دردها آسپیرین معمولاً به مقدار 50 سانتی‌گرم تجویز می‌شود اگر به جای 50 سانتی‌گرم 5 سانتی‌گرم مصرف گردد بی‌نتیجه خواهد بود؛ در مورد سیب یا سایر میوه‌ها و سبزی‌ها و به طور کلی هر گونه مواد غذایی نیز چنین است و این را هم باید از هم اکنون بدانید که هر مادة غذایی خواص متعدد دارویی نیز دارد که در رژیم‌های غذایی باید از این خواص استفاده شود.

ناگفته نماند که عامة مردم در یک اشتباه بزرگ با هم شریک‌اند و آن، این‌که تصور می‌کنند فقط امروز است که درمان بیماری‌ها به وسیله داروهای ساخت لابراتوارها صورت می‌گیرد و در مدت چندین هزار سال گذشته، بیماران رو به قبله دراز می‌کشیدند و به طبیعت واگذاشته می‌شدند زیرا لابراتواری وجود نداشت که دارو بسازد و حال آن‌که به طور قطع و یقین هیچ لابراتواری در جهان از نظر ارزش درمانی به پای لابراتوار طبیعت نمی‌رسد و هیچ‌یک از عوامل مصنوعی قادر نیست به اندازة عوامل طبیعی در پیشگیری و درمان بیماری‌ها مؤثر باشد و علت انکار پزشکان از این حقیقت مسلّم این است که اطلاع از خواص درمان‌بخش منابع موجود درطبیعت ندارند و اگر هم داشته باشند، اطلاعاتشان بسیار محدود و جزیی و احیاناً ناقص و غلط است و به هر حال مقدار خوراک و طرز استعمال داروهای طبیعی را در موارد مختلف بیماری‌ها نمی‌دانند، مثلاً آیا سم و ضد جانوران و ضد عفونت‌های میکروبی تجویز کرد و از آن نتایج گرانبها گرفت؟ این را مسلّماً پزشکان فعلی ایران نمی‌دانند ولی ابن‌سینا و سایر پزشکان قدیم می‌دانستند و یکی از بزرگ‌ترین محسنات دانستن آن‌ها این بود که در هر نقطه دور افتاده‌ای که به هیچ‌یک از گیاهان دارویی دسترسی نداشتند از انواع گوناگون میوه‌ها، سبزی‌ها، بقول، حبوب و سایر مواد غذایی استفاده می‌کردند و از آن‌ها نتایج درمانی درخشانی می‌گرفتند، مثلاً سیب خوراکی را به تنهایی و بدون کمک هیچ ماده دیگری برای درمان انواع اسهال‌های عفونی و حتی دیسانتری (اسهال خونی) تجویز می‌کردند، ابن‌سینا در این باره می‌نویسد: «المشوی فی العجین ینفع من الدود و من ذو سنطاریا» یعنی «اگر سیب خوراکی را در خمیر گرفته در تنور بریان کنند برای درمان کرم روده و معالجه اسهال خونی سودمند است»، و در مخزن‌الادویه نیز چنین می‌خوانیم : «پختة سیب در خمیر جهت اسهال دموی نافع است»، باور کنید پزشکان اروپا با این نوشته‌ها که در هزار سال پیش از مبدأ قانون ابن‌سینا به آن‌ها رسیده و در طول مدت این هزار سال نسل بعد نسل از کتابی به کتاب دیگر نقل شده و هم اکنون در دست آن‌ها است کمال اهمیت را قایل‌اند و عدة زیادی از پزشکان فرانسه و آلمان و انگلستان و سایر کشورهای اروپا آن‌ها را به‌صورت تألیفات عدیده تحت عناوین مختلف چاپ و منتشر می‌کنند و به واسطه استقبال عجیبی که تودة عمومی و طبقات مختلف مردم آن قاره نسبت به درمان‌های طبیعی و مخصوصاً گیاهان دارویی ابراز می‌دارند کتاب‌های مزبور مرتباً همه ساله تجدید چاپ می‌شود. یکی از پزشکان معروف فرانسه به نام دکتر ژان والنه Dr.Jean Valenet که سالیان دراز است کلیة بیماران خود را به وسیلة گیاهان دارویی و سایر محصولات طبیعی درمان می‌کند و شهرت بسزایی دارد. چهار کتاب در این باره تألیف نموده که یکی از آن‌ها به نام معالجه بیماری‌ها به وسیله سبزی‌ها، میوه‌ها و حبوب تاکنون چهار مرتبه تجدید چاپ شده و تازه‌ترین چاپ آن در سال 1973 انجام گرفته و در اختیار نگارنده این سطور است. در مقدمه این کتاب می‌نویسد:

«گیاهان دارویی که از ازمنه قدیم تا امروز به وفور در طب مصرف می‌شده، پس از آن که مدتی به علت شهرت و رواج داروهای شیمیایی از اهمیت آن کاسته شده بود امروزه مجدداً درخشندگی خاصی برای درمان بیماری‌ها پیدا کرده و داروهای شیمیایی اکنون دوران افول خود را سیر می‌کند».

دکتر ژان والنه در صفحة 297 کتاب مزبور خواص متعددی برای سیب ذکر می‌کند که یکی از آن‌ها این است:

Amstiseptiqe intestinal (favoris la Sécrétion d’ une diastase intensinale bectéricide)

یعنی: ضد عفونی روده است و باعث ترشح دیاستازی از روده می‌شود که باکتریسید است و در موارد استعمال سیب چنین می نویسد:

Diarrhées infectieuses intestinales (Colibacillaoses)

یعنی: اسهال و عفونت‌های روده (کلی باسیلوزها)

در دایرةالمعارف تعذیه جلد 1 صفحه 790 نیز در مورد درمان اسهال به وسیلة سیب چنین می‌نویسد:

«برای نخستین بار متخصصین بیماری‌های کودکان در آلمان سیب را به عنوان مداوا برای اسهال کودکان به کار برده و نتایج درخشان از آن گرفتند. روزی هفت الی بیست سیب را که کاملاً رسیده باشد خیلی ریز رنده کرده در 4 تا 5 وعده تجویز می‌کنند، در مدت 24 ساعت قولنج‌ها موقوف شده مدفوع کم می‌شود و تب قطع می‌گردد و پس از چند روز به رژیم عادی برمی‌گردند».

 

باز برای اثبات مدعا به یک سند مهم دیگر استناد می‌کنیم و آن شرح مندرج در دایرة‌المعارف بیولوژیک جلد 32 چاپ 1948 می‌باشد که چون از هر مرجعی ارزنده‌تر و معتبرتر است، لذا استاد دکتر علی زرگری رئیس پیشین دانشکده داروسازی دانشگاه تهران در جلد اول تألیف گرانبهای خود به نام گیاهان دارویی شرح مزبور را اقتباس نموده است و ما ذیلاً به نقل آن می‌پردازیم:

 

«بررسی‌های دقیق نشان داده است که مصرف سیب در بهبود ورم حاد و مزمن روده‌ها اثر مفید دارد به طوری‌که با مصرف آن می‌توان کمک مؤثر به کودکان خردسال نمود. پورة سیب رسیده که پس از جدا کرن دانه و ناحیة وسطای میوه از آن تهیه می‌گردد، هیچ‌گونه ناراحتی به وجود نمی‌آورد. پورة سیب را که از میوه خام تهیه می‌شود، می‌توان به مقدار متغیر به تناسب سن و میل به خوردن از 500 تا 1500 گرم در شبانه روز (در 5 مرتبه) مصرف کرد و این عمل را نیز دو روز متوالی ادامه داد مشروط بر این که در طی این دو روز، غذای دیگر مصرف نشود و فقط اگر تشنگی شدید پیش آمد، کمی چای که با ساکارین شیرین شده باشد مصرف گردد، در روز سوم تدرجاً می‌توان با خوردن کمی از اغذیة دیگر، رژیم مذکور را معتدل نمود، با این روش، پس از ده روز، مدفوع حالت عادی به خود می‌گیرد و احساس درد در بیماری‌های مذکور رفع می‌شود، اثر قطعی مداوای مذکور، توسط عده‌ای از پزشکان سال‌های اخیر نیز مورد بررسی و تأیید قرار گرفت. مصرف سیب خام در موارد ورم حاد روده در اطفال، آنتروکولیت، دیسانتری، تب‌های تیفوئید و پاراتیفوئید، گاسترو آنتریت مزمن، ورم رودة بزرگ و غیره توصیه شده است. با توجه به اثر درمان سیب و این‌که مقادیر زیاد این میوه می‌تواند به مصرف اطفال برسد، عده‌ای را بر آن داشت که از این غذای مفید و مطبوع حداکثر استفاده را در طبابت اطفال به عمل آورند و به جای آن از گرد سیب خشک شده در خلاء تحت نام آپلونا (Aplona) برای مصارف درمانی اطفال استفاده به عمل آورند. هر 100 گرم این گرد معادل یک کیلوگرم سیب تازه است. این گرد در هر دمایی حل می شود و حجم زیاد نیز ندارد تا نتواند به مصرف اطفال برسد». از آنچه ذکر شد معلم گردید که سیب خوراکی برای درمان آنتریت وکولیت و دیسانتری مؤثر و مفید واقع می‌شود و این بیماری‌ها را حداکثر در مدت دو روز درمان می‌کند، حال می‌خواهیم سیب خوراکی را از لحاظ درمان اسهال و اسهال خونی با بهترین داروهای کنونی که در همین موارد تجویز می‌شود مقایسه کنیم چنان‌چه می‌دانیم امروزه در سراسر جهان رایج‌ترین دارو برای درمان بیماری‌های مزبور سولفامیدها هستند. در کتاب فارماکولوژی پزشکی گیتی صفحه 443 می‌نویسد یکی از موارد استعمال سولفامیدها عفونت‌های روده‌ایست (دیسانتری و کولیت) و اضافه می‌کند: «سولفاگوانیدین درمورد باکتری‌های روده کولی باسیل و باسیل‌های دیسانتری تجویز می‌شود». آنچه مسلّم است این که طول مدت درمان اسهال و اسهال خونی با این دارو یا سایر داروهای کنونی کمتر از دو روز نیست پس از حیث فایده و اثر درمان‌بخش، سیب خوراکی با سولفاگوانیدین برابر است، ولی سولفامیدها به طور کلی و از جمله سولفاگوانیدین دارای زیان‌های بسیار زیاد می‌باشد، در حالی‌که سیب خوراکی ابداً ضرری ندارد و ما ضررهای سولفایدها را از روی موثق‌ترین و قابل استنادترین کتاب‌ها که در دانشکده پزشکی تدریس می‌شود یعنی فارماکولوژی پزشکی گیتی نقل می‌کنیم. می‌نویسد: «سولفایدها در جدول C (خطرناک) هستند زیرا استعمال آن‌ها ممکن است موجب بروز خطراتی بشود عوارض آن‌ها عبارتند از:

1-     آلرژی (تب از روز هفتم تا دهم، کهیر، خارش)

2-     عوارض گوارشی (تهوع، قی)

3-   عوارض کلیوی که شایع‌ترین و سخت‌ترین عوارض سمّی سولفامیدها است و عبارت است از نفریت سمّی (به علت دفع سولفایدها از لوله‌های ادراری) و رسوب‌های سولفامید و تشکیل سنگ در لنگچه حالب (که موجب بروز دردهای کمر و هماتوری و اولیگوری و هیپرآزتمی می‌شود)

4-   عوارض خونی شامل کم‌خونی همولیتیک حاد، کم‌خونی ماکروسیتر، لکوپنی، آگرانولوستیوز، سیانوز (به توسط تشکیل متهموگلوبین و سولفوهموگلوبین ).

5-     عوارض عصبی: سردرد، سرگیجه، بی‌حالی، هذیان، جنون.

6-   عوارض جلدی: درماتیت، خارش زیاد. باید از تابش اشعه آفتاب اجتناب کرد (زیرا سولفامیدها موجب حساسیت به اشعه فوق بنفش می‌گردند).

7-     عوارض کبدی: هپاتیت سمّی، یرقان.

8-     آسیدوز نوع متابولیک با نقصان ذخیرة قلیایی

با وجود تمام این ضررها که به طور مسلّم و بدون کوچک‌ترین تردید برای بیماران عواقب وخیم و خطرات جبران‌ناپذیر ایجاد می‌کند، اگر میکروب‌ها در برابر سولفامیدها کشف شد به تجربه معلوم گردید که اگر میکروب‌ها در مجاورت یک نوع سولفامید قرار گیرند ولی کشته نشوند در آن‌ها نسبت به همة سولفامیدها مقاومت ایجاد می‌شود. از سال 1939 پنوموکک نسبت به سولفاید مقاوم شد. از 1940 در گنوکک نیز مقاومت شروع گردید (در 1940 هفتاد درصد گنوکک ها به توسط سولفامید درمان می‌شدند در صورتی‌که در 1944 هفتاد درصد نسبت به آن مقاوم گردید)؛ آنچه در این مورد همة پزشکان باید بدانند این است که میکروب‌های مقاوم به یک نوع سولفامید به تمام سولفامیدها مقاومت پیدا می‌کنند و این مقاومت دایمی و غیر قابل برگشت است و ارتباطی با قدرت سویه‌ها ندارد. یکی از مهم‌ترین تدابیر برای تأخیر انداختن بروز مقاومت بالینی این است که از استعمال بی‌جهت سولفامیدها خودداری شود که این هم غیر ممکن است، زیرا همین که یک داروی جدید به بازارهای دارویی جهان عرضه می‌شود مانند اقیانوس در همه جا جریان پیدا می‌کند. این است که به زودی اثرات مقاومت آشکار می‌شود. نگارندة این سطور کاملاً به یاد دارد که در حدود سی سال پیش یکی از سولفامیدهای معروف به نام اولیرون برای درمان سوزاک به بازار آمد و آنقدر مورد استقبال پزشکان قرار گرفت که حدی بر آن متصور نبود و نگارنده نیز مانند سایر پزشکان مبتلایان به سوزاک را با این سولفامید درمان می‌کردم ولی چندی نگذشت که اثرات شفابخش اولیرون رو به افول گذاشت و تأثیر آن کم شد و به این جهت از رواج و شهرت افتاد ولی آن‌قدرها طول نکشید که سولفامید دیگری به نام نئواولیرون جای آن را گرفت که آن هم به نوبت خود راه دیار عدم را در پیش گرفت و امروزه حتی نامی از آن هم باقی نمانده است.

دکتر: Jean Valnet در کتاب Aromatherapie چاپ 1973 صفحة 73 مطلب بسیار جالبی در این باره می‌نویسد که اطلاع بر آن برای عموم مردم لازم بلکه واجب است. می‌نویسد:

«در سالهای 1941-1942 من (یعنی دکتر ژان والنه) اکسترن پروفسور Maurice Favre رئیس بخش بیماری‌های پوست و آمیزشی بیمارستان Grange Balanche در لیون بودم و برای من بهترین موقعیت بود که اثرات درمانی یک سولفامید جدید به شکل قرص را برای معالجة سوزاکی‌ها بررسی کنم. در آن زمان هر دو قرص از این سولفامیدها به بیماران تجویز می‌شد و در مدت 14 الی 16 ساعت گنوکک را در ترشحات مجرای بول از بین می‌برد و حداکثر 16 قرص 50 سانتی‌گرمی برای درمان سوزاک کفایت می‌کرد و نتیجة مثبت درمان همیشه به وسیلة آزمایش‌های میکروسکوپی تأیید می‌شد، تودة عمومی مردم برای این‌که از خطرات گنوکک در امان بمانند غالباً روزی 2-3 قرص از این سولفامیدها می‌خورند ولی به زودی معلوم شد که به جای این‌که مردم مصون شوند گنوکک مصونیت پیدا کرده است زیرا 14 الی 16 قرص که در ابتدای امر برای درمان سوزاک کاملاً کافی بود تبدیل به 40 و بعد 80 قرص شده و بالاخره آن هم از تأثیر افتاد و سپس همین که پنی سیلین کشف شد و به بازار آمد مردم نفس راحتی کشیدند و تصور کردند که با این داروی معجزه‌آسا ریشة سوزاک در اجتماعات بشری قطع خواهد شد، ولی این خیال خامی بود زیرا پس از مدتی پنی سیلین نیز سرنوشت سولفامیدها را پیدا کرد و اکنون پس از بیست سال امیدواری کاذب مجدداً تعداد این بیماری خانمانسوز در سراسر جهان به طور وحشت‌آوری رو به فزونی گذاشته است. اکنون پس از این شرح طولانی نتیجه می‌گیریم که شخص تا چه اندازه باید بی‌خرد و نادان و یا ابله و دیوانه باشد که از این حقایق آگاه شود و باز در معالجة آنژیت و کولیت و دیسانتری چه در کودکان و چه در بزرگسالان سولفامیدها را بر سیب خوراکی ترجیح دهد و زیان‌های جبران‌ناپذیر این داروهای مسموم‌کننده را به جان بخرد؛ ولی تبلیغات بسیار فریبندة صنایع عظیم داروسازی مدرن کار خود را کرده و آن‌چنان در تار و پود وجود مردم ریشه دوانیده که امروزه هیچ مغز متفکری به هیچ قیمتی حاضر نیست در درمان اسهال‌های سخت و خطرناک از سولفایدها و آنتی‌بیوتیک‌ها دست بکشد و سیب خوراکی یعنی یک میوه پیش پا افتاده را بر آن‌ها ترجیح دهد و علی‌التحقیق عملی شدن این امر محال است مگر بزور دولت‌ها و حکومت‌ها چنان‌که در مورد سولفاگوانیدین پیش آمد و این دارو که سالیان دراز به عنوان بهترین معالج اسهال‌های عفونی تشخیص داده شده بود و به وفور در سراسر جهان مصرف می‌شد، خطرات فاحش آن به وسیلة سازمان بهداشت جهانی کشف و به همة دولت‌ها اعلام گردید و ایران در ردیف کشورهایی بود که توسط وزارت بهداری مصرف آن را قدغن کرد، ولی در بعضی از کشورها مطبوعات به مخالفت برخاستند و در ایران نیز از این مخالفین وجود داشتند که مقالات تندی در مطبوعات درج کرده و نامه‌هایی ظاهراً مستدل و علمی به وزارت بهداری دایر به بی‌ضرری سولفاگوانیدین نوشتند که البته تأثیر نکرد؛ آن‌گاه برای کسانی‌که اهل تحقیق بودند با یک بررسی دقیق معلوم شد که این مخالفت‌ها نه برای دلسوزی نسبت به بیماران است، بلکه ریشة اعتراض از اینجا ناشی شده بود که مقدار معتنابهی سولفاگوانیدن در انبارها موجود است و سرمایه‌های هنگفتی به علت تحریم شدن آن باید دور ریخته شود، سولفاگوانیدن به جای خود، داروی معروف تالیدومید که زنان باردار در اثر مصرف آن نوزادان ناقص‌الخلقه به دنیا می‌آورند پس از این که رسوایی‌ها به بار آمد و مصرف آن در سراسر جهان به شدت تحریم شد و آنچه موجودی بود از داروخانه‌ها و انباری‌های دارویی جمع‌آوری گردید در ابتدای امر که حادثه هنوز مهم جلوه‌گر نشده بود در همین شهر تهران گروهی معلوم‌الحال به مخالفت برخاستند و سر و صدا به راه انداختند.

منظور ما از شرح منظور ما از شرح خواص سیب برای درمان آنتریت‌ها و کولیت‌ها فقط و فقط این بود که آثار یک فرآورده طبیعی را به عنوان نمونه ذکر کنیم، والاّ ده‌ها از این قبیل فرآورده‌ها برای درمان آنتریت‌ها وجود دارد که یکی از دیگری مؤثرتر است و تنها علت متروک ماندن آن‌ها عدم اطلاع پزشکان و عامه مردم از خواص این فرآورده‌هاست و علت منحصر به فرد این عدم اطلاع نیز تبلیغات ریشه‌دار مرئی و نامرئی کارخانجات داروسازی است که از نیم‌قرن پیش به این طرف از فروش داروهای ساخت خود در سراسر جهان بهره‌های گزافی می‌زند و ارقام کاملاً مستند و قانونی و غیر قابل انکار این سودهای ویژه در دست ما است که اگر بخواهید منتشر می‌کنیم من دلم به همان اندازه که برای بیماران می‌سوزد که باید بر حافظه خود فشار آورده و خواص ده‌ها هزار اسپسیالیته دارویی را در مغز خود بگنجانند و هنوز خواص یک اسپسیالیته در مغز آن‌ها برای خود جا باز نکرده عمر اسپسیالیته مزبور به پایان رسیده و به علت ضررهای فاحش و یا به علت رقابت رقبایش از بازار خارج گردیده و اسپیالیته دیگری جای آن را گرفته است. ملاحظه فرمایید ابن‌سینا در کتاب قانون سیب خوراکی را برای درمان ذوسنطاریا (اسهال خونی) مفید و مؤثر ذکر می‌کند و امروز هم پس از هزار سال دکتر ژان والنه در پاریس در کتابی که به سال 1973 به چاپ رسانیده می‌نویسد که سیب خوراکی ضدعفونی روده است و ترشح دیاستازی را از روده سبب می‌شود که باکتریسد می‌باشد و آن را در مورد آنتریت‌ها و کولیت‌ها و دیسانتری تجویز می‌نماید و درکتاب‌های متعدد دیگر نیز خواص آگاه شود در تمام مدت عمر خود می تواند آن را به کار برده بدون آن‌که فشاری به حافظه‌اش وارد شود.

حال بیاییم بر سر سولفامیدها: استاد دکتر ناصر گیتی در کتاب فارماکولوژی پزشکی گیتی صفحه 443 می‌نویسد:

«اولین سولفامیدی که ساخته شد در 1908 در کارخانجات فاربن اندوستری البر فلد آلمان بود که آن را به نام سولفانیلامید نامیدند و تا سال 1940 در حدود پنج هزار و چهار صد سولفامید مختلف ساخته شد».

بنازم به این خم رنگ رزی کارخانجات رنگ‌سازی آلمان (فاربن اندوستری یعنی کارخانه رنگ‌سازی) که در مدت 32 سال 5400 سولفامید بیرون داده است! تازه این 5400 سولفامید متعلق به سال 1940 است و امروز که 34 سال از آن تاریخ می‌گذرد معلوم نیست تعداد سولفامیدهای مزبور به چه اندازه رسیده است؛ من سؤال می‌کنم مغز کدام طبیب بیچاره می‌تواند حتی نام این سولفامیدها را به حافظه بسپارد!!؟ خوشبختانه فقط تعداد کمی از این‌ها در جریان است و بقیه عمرشان را به شما داده‌اند.

به هر حال حیف از نیروهای شگرف انسان‌هایی که در را تهیه این داروها عمر خود را تباه می‌کنند و دریغ از بودجه‌های بسیار گزافی که برای ساختن آن‌ها به هدر می‌رود، بودجه‌هایی که سرانجام بار سنگین آن به دوش مصرف‌کنندگان بیچاره است، مصرف‌کنندگانی که نه تنها مالشان بلکه جانشان نیز در خطر مصرف داروهای مزبور است. این‌ها که می‌نویسم لفاظی و عبارت‌پردازی نیست؛ حقیقت محض است؛ خطر سولفامیدها خطری در اعماق وجود آدمی است ولو این‌که این خطر نامحسوس باشد. اگر در کتاب فارماکولوژی مبحثی را که مربوط به تأثیر سولفامیدها در بدن انسان است مطالعه فرمایید خواهید دید که در آنجا نوشته شده است که:

«عمل آنزیم‌های تنفسی مهم به توسط سولفامیدها متوقف می‌شود».

معنی این عبارت این است که در اثر سولفامیدها اکسیدوردوکسیون‌های مهم بدن مختل می‌شود و بنابراین اعمال حیاتی یا زندگی سلول‌ها به خطر می‌افتد و علت این‌که خطر مزبور غالباً محسوس نیست، این است که خطر مزبور شدید و سریع نیست، بلکه مانند موریانه‌ای است که به آهستگی تیرهای چوبی سقف ساختمان را بخورد یا رطوبتی که تدریجاً باعث زنگ زدن آهن شود، و البته این بسته به مقدار و طول مدت مصرف سولفامید است که هر قدر بیشتر باشد، ضرر و خطر بیشتر است، و این حکم بدون استثناء در مورد کلیة داروهای شیمیایی صدق می‌کند. بگذریم و به سایر خواص درمان‌بخش سیب خوراکی بپردازیم:

هر کس روزی یک سیب بخورد پزشک را از خود دور کرده است.

این یک ضرب‌المثل انگلیسی است که می‌گوید:

An apple a day, keeps the doctor away

و فرانسوی‌ها نیز آن را پذیرفته و به این عبارت ذکر کرده‌اند:

Une pomme par jour éloigne le médecin

حقیقتاً که این جمله مصداق واقعی دارد و سیب را باید نوشداروی همة بیماری‌ها دانست. پزشکان قدیم از این خواص معجزه‌آسا کاملاً اطلاع داشتند و ارسطو، کار اعجاز را به آنجا رسانده که دست به اغراق عجیبی می‌زند و می‌گوید: «هر کس هر روز سیب بخورد تعجب می‌کنم چگونه می‌میرد»؛ حتی بسیاری از انبیاء و اولیاء و پیشوایان دین نیز که برای امت خود دستوراتی به صورت جمله‌های قصار به یادگار گذاشته‌اند این مطالب را از نظر دور نداشته و خوردن سیب را تأکید کرده‌اند، چنان‌که از حضرت امیر علی علیه‌السلام روایت شده است که فرمود: «اکل التفاح فی السحار» یعنی: «هر روز صبح سیب بخورید». اکنون برای این که شما نیز از روی علم و بصیرت به خواص معجزه‌آسای این نوشداروی حیات بخش ایمان و اطمینان پیدا کنیم اجازه دهید ترجمه عبارتی که در کتاب درمان بیماری‌ها به وسیلة سبزی‌ها و میوه‌ها و حبوب تألیف دکتر ژان والنه چاپ 1973 درج شده است در اینجا نقل کنم، می‌نویسد:

-       مقوی عضلات و اعصاب است (یکی از بهترین میوه‌ها).

-       مقوی معده و حافظ مخاط معده است.

-       ضد عفونی روده است (ترشح دیاستازی را در معده سبب می‌شود که باکتری‌کش می‌باشد).

-       مقوی کبد است و احتقان آن را (که مولد اکثر بیماری‌ها است) کم می‌کند.

-    کلسترول خون را کم می‌کند (به عقیده لئون بینه «رئیس سابق دانشکده پزشکی پاریس» این خاصیت به علت وجود پکتین در سیب است).

-       اسید اوریک را از ادرار دفع می‌کند.

-       ضد رماتیسم است.

-       ملین است.

-       خون را تصفیه می‌کند.

-       بافت‌ها را جوان نگاه می‌دارد.

آیا این همه خواص شگفت‌انگیز در سیب که هر کدام به تنهایی اثر بسیار نیکویی در درمان بیماری‌ها تأمین سلامت بدن دارد کافی نیست که به ما اجازه دهد سیب خوارکی را به عنوان نوشدارو معرفی کنیم؟

آیا در جهان کنونی که از زمین و آسمان عوامل گوناگونی برای مسموم کردن تدریجی بدن دست به دست یکدیگر داده و در اثر این مسمومیت تدریجی، تصلب شرائین و فرسودگی قوا و پیری زودرس در اکثریت نزدیک به تمام مردم جهان دیده می‌شود، کدام دارو قادر است به همان نسبتی که سموم در بدن به وجود می‌آید آن‌ها را خنثی کرده و یا از بدن دفع نموده و بافت‌ها را دایماً سرزنده و شاداب و جوان نگاه دارد؟

جوانی جاودانی از ازمنة بسیار قدیم همواره بزرگ‌ترین آرزوی آدمی بوده و بشریت برای نیل به آن مساعی فراوان به کار برده است، ولی از نظر علمی، تجدید نیروی جوانی از برون سکوار (Brown Sequqrd) (1817-1894) فیزیولوژیست معروف و شاگرد کلود برنارد شروع شد و به آنا اصلان مدیر انستیتو ژریاتری رومانی ختم گردید. برون سکوار بعد از آن‌که مقداری عصارة بیضة تازه به خود تزریق کرد و خود را جوان‌تر و شاداب‌تر حس نمود این کشف اشتهار و انعکاس بزرگی یافت و با آن‌که برون سکوار چندی بعد درگذشت، مع‌هذا بیضه‌ها چون عامل تجدید جوانی معرفی گشت و این عقیده در اذهان باقی ماند، بعد از این دانشمند استیناخ (Steinach) خواست نشان دهد که تحریک غدد جنسی با بستن لوله وابران (Efferent) این عضو سبب تجدید فعالیتش می‌شود و این عمل را پیش بسیاری از پیرمردان انجام داد، ولی نتایج حاصله مشکوک بود، بعدها ورونوف (Vornoff) فکر برون سکوار را بسط داد و به جای تزریق عصاره تازة بیضه پیرمردان بیضة شمپانزه جوانی را پیوند کرد و محسوس بود که این عمل گاهی به بهبود حال عمومی و بیداری امیال جنسی ایشان منجر می‌شد. بدیهی است که بیضة میمون می‌تواند مدت مدیدی در بدن آدمی زنده بماند و بنابراین نتایج چنین اعمالی هیچ‌گاه دوام و ثباتی نداشته است؛ محتملاً نه استیناح و نه ورونوف هیچ‌گاه نتوانسته در تجارب خود به تجدید جوانی حقیقی موفق شوند.

خانم آنا اصلان اهل رومانی و مدیر انستیتو ژریاتری در سال 1954 موفق به کشف دارویی برای تجدید نیروی جوانی شد که آن را به نام ژروویتال H3 نامید؛ این دارو ترکیبی از محلول کلریدرات پروکائین بود که مقداری آسید بنزوئیک و مقادیر بسیار جزیی عناصر فلزات قلیایی و گوگرد همراه داشت. به زودی سر و صدای کشف خانم آنا اصلان با تبلیغاتی که در اطراف آن شده بود همه جا پیچیده و بیش از همه، کارخانجات داروسازی که دایماً گوش به زنگ هستند تا از کوچک‌ترین اکتشافات، بزرگ‌ترین بهره‌برداری‌ها را بکنند از این کشف آنا اصلان سود برده و به تهیه و فروش داروی ضدّ پیری پرداختند، غافل از این‌که عملاً  نتایج مفیدی که از مصرف این دارو در مصرف‌کنندگان پیدا می‌شود، به هیچ‌وجه بیش از نتیجه‌ای که از کشف برون سکوار و تزریق عصاره بیضه دیده می‌شد نبوده است و بدون کوچک‌ترین تردید، دیر یا زود روزی خواهد رسید که سر و صدای این کشف نیز مانند صدها کشف پر سر و صدای دیگر خواهد خوابید، ولی  نظر به این که اخیراً یک سری فعالیت‌های چشم‌گیر و دامنه‌دار برای فروش این دارو به عمل می‌آید لذا لازم است گفته شود که تأثیر پروکائین برای جلوگیری از پیری زودرس، بیشتر بر اساس این خاصیت دور می‌زند که مادة مزبور خاصیت ضد اسپاسم و به عبارت دیگر ضد انقباض عضلات صاف و ضد تشنج و هم‌چنین فلج سمپاتیک را دارد لذا موجب اتساع عروق می‌شود و خون را بیشتر به بافت‌ها می‌رساند و هر بافتی که خون بیشتری دریافت کند فعالیت حیاتی بیشتر از نظر جذب مواد غذایی و دفع سموم خواهد داشت و به این جهت مصرف‌کنندگان مخصوصاً افراد مسن و پیر، بهبود حال عمومی در خود خواهند دید، ولی ضرری نیز دارد که در اوراق تبلیغاتی دارو به هیچ‌وجه آن را نمی‌نویسند زیرا اگر بنویسند در مصرف آن نکس فاحشی دیده خواهد شد.

پروفسور هامبوژه (Hamburger) استاد دانشمند و معروف فرانسوی در کتابی که تحت عنوان اندرزهایی به دانشجویان پزشکی تألیف کرده است دانشجویان را از وسوسة ویزیتورهای دارویی و نوشته‌های کارخانجات دارو سازی که همه از فواید و محسنات داروها بحث می‌کنند بدون این‌که ضرر آن‌ها را نیز بیان دارند بر حذر داشته و آن نوشته‌ها را اغراق‌آمیز و دروغ دانسته و هدف مؤسسات داروسازی را قبل از هر چیز بهره‌برداری از سرمایه ذکر می‌کند.

پروفسور استانلی آلستد نیز در کتاب فارماکولوژی بالینی می‌نویسد:

«طبق مدارک اولیه که برای ترویج و فروش داروی معروف فنیل بوتازون (بوتازولیدین) به کار رفته بود نتیجة حاصل از درمان آرتریت روماتوئید با فنیل بوتازون بسیار درخشان بود اما گزارشات اخیر نشان می‌دهند که داروی مزبور در این مورد به خصوص هیچ‌گونه مزیتی نسبت به آسپیرین و سایر مسکنات ندارد».

پروفسور هری. اف. دولینگ نیز در کمیسیون طب تجربی و درمان‌شناسی صد و ششمین جلسة سالیانة مجمع پزشکان آمریکایی مطالب بسیاری پیرامون ساخت داروهای کنونی ذکر کرده و از افشای این حقیقت خودداری ننموده است که: «کارخانه‌های داروسازی به سرعت به نفع سود بازرگانی خویش قدم برمی‌دارن، بدون آن‌که مقصد اساسی یعنی نفع بیمار در نظر گرفته شود». صریحاً اقرار می‌کند که: «به محققین فشار فوق‌العاده‌ای وارد می‌شود که در گزارشات خود امتیازات و صفات بر جسته‌ای با ضرر کم برای داروهای جدید ذکر کنند».

به هر حال چون در اوراق تبلیغاتی داروی K.H.3 که مادة اساسی آن پروکائین می‌باشد جز منافع بسیار درخشان هیچ‌گونه ضرری از دارویی را منطبق با حالات مختلفه افراد تجویز کنند و اگر از زیان دارو و موارد عدم مصرف آن بی‌اطلاع باشند، این امر مسلّماً به ضرر بیماران تمام خواهد شد لذا ما ضرر این دارو را ذکر می‌کنیم، و چون ممکن است سازنده یا فروشنده داروی مزبور در مقام اعتراض و مخالفت برآید ناچار از روی کتاب کلاسیک فارماکولوژی پزشکی گیتی که در دانشکده‌های پزشکی تدریس می‌شود زیان پروکائین را شرح می‌دهیم و توجه دقیق همه خوانندگان را به این نکته جلب می‌کنیم که در ورقة تبلیغاتی داروی مورد بحث صریحاً نوشته شده است که:

«اشخاص پیر باید این محصول دارویی را سال‌های متمادی بلا انقطاع مصرف کنند و بیماران مبتلا به مرض قند نیز می‌توانند آن را بدون اشکال مصرف نمایند».

ما هم صریحاً می‌نویسیم که در صفحه 147 کتاب فارماکولوژی گیتی چنین نوشته شده است: «پروکائین فالج سمپاتیک است (لذا موجب اتساع عروق می‌شود) ولی نه تنها آدرنولیتیک نیست بلکه بعکس موجب تقویت اثر بالا برنده فشار خون و آدرنالین می‌شود».

اینک شما و داروی شما که نظر دهید چگونه اشخاص پیر حتی اگر مرض قند و ازدیاد فشار خون داشته باشند باید داروی مزبور را سال‌های متمادی بلا انقطاع ! مصرف کنند.

اکنون شما و داوری شما که ثابت کنیم چگونه و از چه راه سیب خوراکی می‌تواند کلیه بافت‌های بدن را همیشه شاداب و جوان نگاه دارد و از پیری زودرس جلوگیری کند.

قبلاً گفتیم که دکتر ژان والنه (Dr.Jean Valenet) در کتاب درمان به وسیلة سبزی‌ها، میوه‌ها و حبوب ضمن بحث پیرامون خواص سیب می‌نویسد که این میوه خون را تصفیه می‌کند و بافت‌ها را جوان نگاه می‌دارد:

Dépuratif sanguin ; Rajeunissement tissulaire

لزوماً توضیح می‌دهیم که پیری در اثر مسمومیت تدریجی بافت‌ها ظهور می‌کند و علت مسمومیت بافت‌ها وجود مواد زاید و فضول است که در نتیجه متابولیسم مواد غذایی در درون سلول‌ها پیدا می‌شود و چنان‌که می‌دانید بیشتر این مواد اسید هستند در حالی‌که خون و مایعات بدن باید همیشه قلیایی باشد ولی به علت فعالیت دایمی بافت‌ها مرتباً یک عده مواد اسید به درون خون و مایعات بدن راه یافته قلیائیت آن‌ها را کم می‌کند، و اگر این قلیائیت از میزان معینی کم‌تر شود مرگ فرا می‌رسد.

البته بدن در برابر این کمبود قلیائیت مجهز به یک سلسله وسایل دفاعی است تا محیط داخلیش ثابت و در حد قلیائیت معینی باقی بماند و هنگامی که به عللی این نیروی دفاعی کم شود تعادل اسید- باز یا PH مایعات بر هم خورده خون و مایعات متمایل به حالت اسیدی می‌شود و نتیجه آن پیدایش تصلب در شرائین ریز اعضای مختلف بدن است و در اثر آن اکسیژن و مواد غذایی لازم به بافت‌ها کم‌تر می‌رسد و اختلال در اعمال آن‌ها و پیروی زودرس پیدا می‌شود؛ و چون در تمام طول عمر این جریان به طور دایم و پیوسته وجود دارد. پس علاوه بر نیروهای دفاعی بدن که به طور خودکار موظف به حفظ قلیائیت کمک کند[1] و از اسید شدن محیط داخلی بدن جلوگیری نماید و بهترین تدبیر این است که هر فرد هر روز صبح یک عدد سیب رسیدة شیرین میل نماید، زیرا سیب خوراکی در ثبات و پایدار نگاهداشتن قلیائیت خون و مایعات بدن اگر بی‌نظیر نباشد کم‌نظیر است و علت این حسن تأثیر این است که سیب خوراکی به واسطه مواد محتوی خود با اسیدهای موجود در خون و بافت‌ها مبارزه می‌کند و به خصوص اسید اوریک را که یکی از سمج‌ترین و موذی‌ترین اسیدها و مولد بسیاری از اختلالات بدنی و بیماری‌هایی از قبیل نقرس و سنگ کلیه و رماتیسم و غیره است در نطفه خفه می‌کند و اصولاً از پیدایش آن جلوگیری می‌نماید. برای اثبات این مطلب سند معتبر زیر ارائه می شود:

پروفسور لاسابلیر استاد علم غذاشناسی در دایرةالمعارف تغذیه که با همکاری 70 تن از غذاشناسان فرانسوی تألیف کرده است، در جلد 1 چاپ 1950 صفحة 821 می‌نویسد:

میوه‌ها به کلی اسید هستند با این حال مایعات بدن را قلیایی می‌کنند زیر آسیدهای آلی مربوط به املاح آن‌ها در بدن سوخته و تولید کربنات‌های قلیایی می‌نماید. این کربنات‌های قلیایی فعالیت سلول‌ها را تعدیل کرده و بالنتیجه از پیدایش اسید اوریک جلوگیری می‌کنند.

بنابراین سیب خوراکی برای درمان رماتیسمی‌ها و نقرسی‌ها و سنگ کلیه‌ای‌ها سودمند است؛ ناگفته نماند که اسید مالیک موجود در سیب برای قلیایی کردن خون و مایعات بدن بسیار مؤثر و کارساز است.

سیب خوراکی نه تنها مانع از افزایش اسید اوریک خون و مایعات بدن می‌شود بلکه این ماده مضر را از راه ادرار نیز دفع می‌کنند. البته این خاصیت منحصر به سیب نیست بلکه عموم میوه‌ها به علت وجود قندها، اسیدهای آلی و املاح قلیایی دارای خاصیت مدر هستند و به علاوه وجود املاح قلیایی در بدن که از سوختن اسیدهای آلی و از جمله اسید مالیک موجود در سیب پیدا می‌شود کبد را به کار واداشته و از سیب یک مدر صفرا یعنی یک داروی دافع صفرا می‌سازد.

از سوی دیگر چنان‌چه قبلاً گفتیم، لئون بینه رئیس سابق دانشکده پزشکی پاریس عقیده دارد که سیب به علت وجود پکتین مقدار کلسترول خون را کم می‌کند؛ و از آنچه تاکنون گفتیم نتیجه می‌شود که سیب خوراکی مانع از افزایش اسید اوریک و کلسترول شده و اگر مقدار این مواد در خون افزایش یابد آن‌ها را از بدن دفع می‌کند.

پاک شدن خون از مواد زاید و فضول را اصطلاحاً تصفیة خون گویند، پس سیب خون را تصفیه می‌کند و می‌توان به جرأت ادعا کرد که اگر کسی هر روز صبح یک سیب بخورد همین یک سیب کافی است که خون را از فضول مولد سنگ پاک کرده و مبتلا به سنگ کلیه نمی‌شود.

شاهد این امر اقرار صریح پروفسور لاسابلیر است که در جلد اول دایرةالمعارف تغذیه صفحة 823 می‌نویسد:

«در نرماندی (Normandie) سنگ‌های کلیه به ندرت بین اهالی دیده می‌شود، زیرا آب سیب در این منطقه مصرف عمومی دارد و مردم نرماندی سیب زیاد می‌خورند». اتفاقاً هنگامی که این سطور نوشته می‌شد مجلة (خوراک) شماره مخصوص نوروز 1353 به دستم رسید که در صفخه 9 نوشته بود: «تعداد مبتلایان به سنگ کلیه در ایران بیش از دیگر نقاط جهان است» از خواندن این مطلب بسیار متأثر و ناراحت شدم زیرا چنان‌که می‌دانیم انواع مختلف سیب‌های مرغوب در ایران فراوان است ولی به علت عدم اطلاع مردم از خواص حیات‌بخش آن کم‌تر مورد مصرف قرار گرفته و لذا سنگ‌های کلیه بیش از همة کشورهای جهان در ایران بروز می‌کند.

خلاصه این که سیب چون سموم را به تدریج از بدن دفع می‌کند، قادر است خون را تصفیه کرده و بافت‌ها را زنده و شاداب و سالم نگاه دارد و همین برای این که شخص عمر طولانی داشته باشد یک عامل مؤثر به شمار می‌رود؛ ناگفته نماند که یکی از مهم‌ترین علل پیری زودرس، مسومیت تدریجی بافت‌ها است که عوامل گوناگونی برای پیدایش آن دست به دست یکدیگر می‌دهند از قبیل تنفس هوای آلوده به گازهای سمّی و دود سمّی سیگار که ما با دست خود وارد ریة خود می‌کنیم و به عقیده Pauling افرادی که سیگار می‌کشند به ازای هر یک عدد سیگار که دود می‌کنند هشت دقیقه از عمر خود را کوتاه می‌نمایند. هم‌چنین غذاهای مصنوعی و داروهای شیمیایی و سنتتیک و یک جا نشستن و ورزش نکردن و پرخوری و به خصوص استرس‌های روحی و سایر عوامل مضره همه در ایجاد پیری زودرس و پیدایش اختلالات بدنی دخالت دارند.

آیا مردم دهات را که در شرایط نسبتاً طبیعی زیست می‌کنند و غذاهای ساده می‌خورند و هوای سالم تنفس می‌نمایند نمی‌بینید که رنگ روی آن‌ها غالباً بهتر و بدن آن‌ها به مراتب قوی‌تر از شهرنشین‌ها است و عمر نسبتاً طولانی‌تر هم می‌نمایند؟

پس به هر نسبتی که انسان بیشتر در شرایط طبیعی زندگی کند سالم‌تر خواهد بود و عمر طولانی‌تر خواهد داشت نظیر شیر علی مسلم‌اف که در کوهستان‌های قفقاز اخیراً در سنی متجاوز از 160 سالگی در گذشت.

چرا جای دوری برویم کوهستان‌های قفقاز را مثال بزنیم، در همین دو قدمی شهر بزرگ تهران و دامنه جبال البرز در منطقه‌ای که به پس‌قلعه موسوم است پیرمردی زنده‌دل به نام حاج حیدر زندگی می‌کند که سنش در حدود 85 سال است و با این حال شادابی و نشاط کوکان را دارد و طراوت و جوانی بافت‌های خود را کاملاً حفظ کرده و از لحاظ نیروی بدنی هم‌دوش با جوانان ورزشکار و کوهنورد کنونی تا قله توچال پیاده روی می‌کند بدون این‌که در خود قله کوچک‌ترین آثار خستگی در او مشاهده شود و مدتی متجاوز از شصت سال کارش همین کوهنوردی و تنفس هوای سالم و بهشتی کوهستان بوده است، در حالی‌که از حیث غذا در نهایت قناعت و کم خوراکی به سر می‌برد و این مسأله موجب نهایت حیرت است که کالری‌های لازم را از کجا و چگونه به دست می‌آورد.

پدر کدخدای پس‌قلعه نیز که علی‌التحقیق در مرز صد سالگی به سر می‌برد هر روز برای انجام کارهای شخصی از کوه‌ها بالا می‌رود و کماکان به زندگانی عادی ادامه می‌دهد و بدنش گر چه ضعیف است ولی سالم می‌باشد.

بنابراین هرگز گول قرص‌هایی را که مدعی هستند عمر شما را طولانی می‌کنند نخورید. اکنون برای مزید اطلاع خوانندگان محترم چند جمله از مطالبی را که در کتاب درمان بیماری‌ها به وسیله سبزی‌ها، میوه‌ها و حبوب تألیف دکتر ژان والنه راجع به خواص سیب درج شده است نقل کرده و با مطالبی نظیر آن که در کتاب قانون ابن‌سینا دیده می‌شود تطبیق می‌دهیم با توجه به این که کتاب دکتر ژان والنه به تاریخ 1973 یعنی سال گذشته از چاپ خارج شده و چکیدة مطالعات استادان پزشکی و داروسازی اروپا است و کتاب قانون هزار سال پیش توسط شیخ الرئیس ابو علی‌سینا که اروپاییان او را شاهزاده اطبا لقب داده‌اند نوشته است و در این تطبیق و مقایسه خواهید دید که چگونه مطالب کتاب قانون مدت هزار سال در اروپا از کتابی به کتاب دیگر نقل شده و امروز ما که کتاب‌های اروپایی را می‌خوانیم به کلی غافل هستیم و نمی‌دانیم که سرچشمه این اطلاعات از کجا است.

(مرحوم سعید نفیسی در جشن هزاره ابن‌سینا گفت پس از کتاب‌های مهم آسمانی از قبیل تورات و انجیل و قرآن هیچ کتابی در دنیا به اندازة ترجمه لاتین یا ترجمه‌های اروپایی قانون به چاپ نرسیده است. مدت 500 سال کتاب قانون در کلیه دانشکده‌های پزشکی کشورهای اروپا تدریس می‌شده و تا اواخر قرن هفدهم میلاد مسیح کتاب کلاسیک و درسی بوده است).

دکتر ژان والنه در صفحع 297 کتاب خود خواص سیب را شرح داده که ما به ردیف آن‌ها را ذکر می‌کنیم:

1-     مقوی معده و هاضمه: (Digestive-stomachique).

ابن‌سینا می‌نویسد: «یقوی ضعف المعده و المشوی فی العجین نافع لقله الشهوه و سویق التفاح یقوی المعده و یمنع القی» یعنی: «مقوی معده است و پخته آن در خمیر اشتهای طعام می‌آورد» و قاووت سیب (سویق بر وزن حریف به معنی قاووت است یعنی گرد و به زبان فرانسوی پودر) در تقویت معده و جلوگیری از قی مؤثر است).

2-     دکتر ژان والنه می نویسد: «سیب برای درمان اسهال و هم‌چنین یبوست مفید است»:

Diarrhées et aussi constipation

و در مورد اسهال توضیح می‌دهد که در کلی باسیلوز و دیسانتری مؤثر می‌باشد.

ابن‌سینا نیز می‌نویسد: سیب برای معالجه ذوسنطاریا (اسهال خونی) و هم‌چنین برای درمان یبوست مزاج مفید است و آن را به این عبارت ادا می‌کند:

«الحلو و الحامض اذا صادف فی المعده خلطاً ربما احدره فی البراز و انکان خالیه حبس و المشوی فی العجین ینفع من ذو سنطاریا و اوفقه لذو سنطا ریا العفص»

راجع به اسهال قبلاً شرح دادیم که چگونه سیب باعث ترشح دیاستازی در روده می‌شود که باکتریسید است و روده‌ها را ضد عفونی می‌کند؛ در عین حال ابن‌سینا می‌گوید سیب اخلاط غلیظ را از راه براز دفع می‌کند؛ به عبارت دیگر برای درمان یبوست مزاج مفید است.

استاد دکتر علی زرگری در صفحه 581 جلد 1 کتاب Rafraichissant و در عین حال مقوی اعصاب (Nervin) است (توضیح آن‌که خنک‌کننده در حقیقت همان سردی در مقابل گرمی قدما است) و در موردی گفته می‌شود که از شدت سوخت‌و‌ساز بافت‌ها بکاهد و حرارت بدن را تعدیل کند و ابن‌سینا می‌گوید: (انکان هناک غم من الحراره کان عظیم النفع) یعنی: اگر انسان غمگین باشد و حرارت بر مزاج غلبه داشته باشد سیب در تعدیل حرارت و رفع غم و اندوه نفع دارد و سیب را پزشکان قدیم یکی از مفرحات می‌دانستند مخصوصاً اگر با گل‌سرخ که آن نیز مفرح است توأم باشد.

در سفر اخیری که نگارندة این سطور به انگلستان کردم در لندن به فروشگاه‌هایی برخوردم که به نام فروشگاه مواد غذایی بهداشتی بود و نمونه‌هایی از بعضی فرآورده‌ها همراه آوردم. یکی از این فرآورده‌ها ژله سیب مخلوط با گل‌سرخ است که انگلیسی‌ها آن را مانند مربای سیب می‌خورند و در اتیکت روی شیشه چنین نوشته شده است:

Apple and Roze Petal flavoured jelly

و مردم انگلیس چون عقیده دارند که هر کس روزی یک سیب بخورد پزشک را از خود دور کرده است، لذا این ژله سیب مخلوط با گل‌سرخ خیلی در آنجا مورد توجه است.

اتفاقاً نظیر چنین ژله و بسیاری از نظایر آن را ما در کتب طبی قدیم خود داریم؛ از جمله در کتاب قرابادین کبیر جلد اول دستوری برای تهیه حلوای سیب داده و می‌نویسد:

«مقوی معده و کبد (دکتر ژان والنه نیز می‌نویسد سیب مقوی کبد است و آن را در اختلالات کبدی Hepatism تجویز می‌کند) و قلب و مولد خلط صالح (خلط صالح  همان است که دکتر ژان والنه به نام تصفیة خون (Depuratif) ذکر می‌کند) و معتدل است».

عین دستور را ذیلاً نقل می‌کنم که شما خوانندة عزیز حلوای مزبور را از روی آن تهیه و به مصرف برسانید و از فواید سرشار آن بهره‌مند شوید:

«بگیرند سیب رسیده و پوست و تخم آن را دور کرده بپزند تا مهرا شود و در وقت طبخ قدری گلاب داخل نمایند پس عسل به قدری که مطلوب باشد داخل کرده بپزند تا منغقد گردد و مغز پسته بو داده به قدر احتیاج داخل کرده در طبق چینی پهن کرده به کار برند».

ضمناً استاد دکتر علی زرگری در کتاب گیاهان دارویی می‌نویسد: فلوریدزین موجود در پوست تازة درخت وایز و فلوریدزین موجود در برگ، اثر تب بر داشته به مقادیر 50% تا 80% در روز مواد مصرف شود.

ابن‌سینا از این خاصیت در برگ درخت سیب غافل نبوده و آن را در ابتدای اورام حاد تجویز می‌کرده و مؤلف قرابادین نیز برای خود سیب این خاصیت را قائل بوده و می‌نویسد سیب قالع حمی (از بین برنده تب) و مسکن حرارت است.

ولی مطلبی که ابن‌سینا به آن اشاره کرده و در کتاب‌های کنونی به چشم نمی‌خورد این است که تمام خواص سیب هنگامی ظاهر می‌شود که سیب کاملاً رسیده باشد و سیب نارس و بیمزه نه تنها سودی ندارد بلکه زیان‌بخش نیز می‌باشد زیرا به علت خامی زمینه را برای پیدایش عفونت‌ها و تب‌ها آماده می‌سازد، و آن را به این عبارت ادا می‌کند:

«والفج یولد العفونات و الحمیات بخامیه خلط و فجاحبه و قبوله العفونه».

و نیز می‌نویسد: «و فی التفاح نفخ و خصوصاً فیما لیس بحلو» یعنی سیب مولد نفخ است مخصوصاً اگر شیرین نباشد.

 

طرز استعمال سیب- دستورات مندرج در کتاب (درمان به وسیله سبزی‌ها، میوه‌ها و حبوب):

برای تصفیه خون- هر روز صبح یک سیب بخورید.

به عنوان ملین-هر شب یک عدد سیب تناول نمایید.

کمپوت سیب- برای این‌که کمپوت خوبی از سیب تهیه نمایید در ابتدای طبخ، آب نصف لیمو ترش را به بیفزایید و در آخر طبخ کمی کره اضافه نمایید.

برای درمان اسهال‌های عفونی- چنان‌که قبلاً ذکر شد روزی 500 الی 1500 گرم سیب رنده شده را در 5 وعده بدهید و اگر تشنگی عارض شد کمی چای رقیق بنوشانید (برای کودکان مقدار سیب متناسب با سن باشد).

رژیم سیب خام- در گریپ‌های طولانی غذا منحصر به 500 گرم الی یک کیلو سیب خام رنده شده باشد که مدت 2 الی 3 روز بدهند.

دم کردة سیب- دو یا سه عدد سیب را شسته و آن‌ها را با پوست قطعه قطعه کنید و در یک لیتر آب جوشان ریخته مدت 15 دقیقه بجوشانید و آن را در بیماری‌های برنشیت یا رماتیسم تناول نمایید.

دم کردة پوست سیب- در تمام فصول سال هر وقت سیب می‌خورید پوست آن را دور نریزید و نگاهدارید تا خشک شود در موارد لزوم (ازدیاد اسید اوریک خون، نقرس، رماتیسم و کم شدن مقدار ادرار) یک قاشق سوپخوری از این پوست خشک‌شده را به صورت پودر در آورده در یک فنجان آب جوشان به مدت 15 دقیقه دم کرده میل نمایید و آنقدر این عمل را ادامه دهید تا آثار شفا‌بخش آن ظاهر شود.

آنچه در این تحقیقات جالب است، این که مأخذ مطالعات آنها کتب قدیمه قرون وسطای اروپا است که ریشه آن به قانون ابن‌سینا می‌رسد و ما امروز در صدها جلد کتاب‌های اروپایی که در موضوع درمان بیماری‌ها به وسیله گیاهان دارویی تألیف شده، هزاران مطلب می‌بینیم که همه آن‌ها در کتاب قانون ذکر شده است. از جمله یکی را برای حسن ختام این مقاله ذکر می کنیم:

دکتر ژان والنه در صفحه 300 از کتاب خود می‌نویسد:

«پروفسور لئون بینه رئیس سابق دانشکده پزشکی پاریس که مدافع سر سخت میوه‌ها است در مواردی دستور می دهد که سیب را در خمیر نان گرفته و در تنور بپزند و عین عبارت کتاب این است:

Une pomme entouree de pate a pain et cuite an four.

آیا می‌توانید حدس بزنید که پروفسور لئون بینه این مطلب را از کجا آورده است؟

اگر نمی‌دانید من برای شما توضیح می‌دهم که از قانون ابن‌سینا گرفته و ابن‌سینا آنجا که از سیب بحث می‌کند می‌نویسد (المشوی فی العجین) یعنی (در خمیر گرفته بریان کنند).

نیازی به یاد آوری نیست که قدما به طور کلی میوه‌ها را به صورت‌های مختلف خام، پخته، دم کرده، جوشانده، شربت، مربا، حلوا، رب (شیرة غلیظ شده) و غیره مصرف می‌کردند و یکی از طرق مصرف هم این بوده است که به خمیر گرفته در تنور نانوایی بپزند و مسلّماً در این باره بلکه در اکثر موارد گفته های قدما را بدون چون و چرا پذیرفته و به کار بسته‌اند زیرا هر قدر در تحقیقات خود دقیق شده‌اند بیش از پیش بر آن‌ها ثابت شده است که مطالعات علمی قدما دربارة طب گیاهی بر حق بوده است؛ دکتر ژان والنه در این باره چنین می‌نویسد:

«وقتی‌که ما امروزه با کامل‌ترین و دقیق‌ترین وسایل علمی خود کشف می‌کنیم که عقاید قدما دربارة موارد گوناگون استعمال و طرز به کار بردن گیاهان دارویی تا چه اندازه صحیح بوده است، نمی‌توانیم از ابراز حیرت و تحسین خودداری کنیم و غالباً ما نمی‌توانیم چیزی به گفته‌های آن‌ها اضافه نماییم و فقط اکتفا می‌کنیم به این‌که بگوییم آن‌ها در معتقدات خود بر حق بوده‌اند و هر روز که می‌گذرد بیش از پیش بر ما معلوم می‌شود که اطلاعات قدما دربارة گیاهان دارویی متضمن حقایقی بوده است که تصور آن را هم نمی‌توانیم بکنیم».

 

 

 

 

 


1. بقراط (Hipporate) طبیب معروف یونانی (377-460 قبل از میلاد مسیح)که اروپاییان او را پدر علم طب لقب داده و اطبای قدیم ایران او را پیشوای پزشکان خوانده‌اند گفته است: «طبیب خادم طبیعت است و طبیعت قوه‌ای را گویند که بدون اراده و شعور بدن را حفظ می‌کند».

 

اطلاعیه

دوره های آموزشی ماساژ:

18 و 19 مهرماه

تئوری - عملی

خانم دکتر گلجاریان

آقای دکتر مجاهدی

تلفن ثبت نام:

09197163570

اطلاعات بیشتر، کلیک نمایید!

جستجو...

ورود به سایت