کتابخانه طب سنتی ایران

پایگاه جامع طب سنتی ایران با فعالیت تحت نظارت دانشگاه شاهد ، یک مرکز دانشگاهی می باشد. این مسئله سبب شده که اساتید دانشگاهی در این مرکز از بیان و انتشار مطالب غیر علمی همواره خوداری نمایند.

با توجه به غنای علمی بالای طب سنتی ایران اساتید مرکز تحقیقات طب سنتی در تلاش هستند تا بتوانند منابع غنی این طب را احیا و بازنویسی کنند. از مجموعه کتاب هایی که بازنویسی شده است برخی کتاب های تخصصی و برخی عمومی به حساب می آیند. این تلاش ارزشمند در چهارچوب طرحی به نام " احیای میراث مکتوب طب سنتی" انجام می گیرد.

کتاب هایی که تاکنون از این طرح بدست آمده برخی تالیف و برخی بازنویسی از کتب مرجع طب سنتی می باشند. در نظر داریم بخشهایی از هر کتاب را در سایت کتابخانه ی طب سنتی ایران قرار دهیم.

کتابخانه ی طب سنتی ایران علاوه بر این که معرفی اجمالی از کتاب های طرح احیای میراث مکتوب طب سنتی را در بر دارد ، لیست کتاب های موجود در کتابخانه ی درمانگاه طب سنتی ایران -زیر نظر دانشگاه شاهد- را نیز در بر دارد .

علاوه بر این موارد ، کتابخانه ی طب سنتی ایران  در بردارنده نسخ خطی بسیار ارزشمندی می باشد که نام آنها در این سایت قرار خواهد گرفت تا امکان دسترسی به این کتاب های ارزشمند برای علاقمندان فراهم گردد.

 
بخش دوم: بررسي علل افزايش تعداد بيماري‌ها در اجتماعات بشري

بررسي علل افزايش تعداد بيماري‌ها در اجتماعات بشري

مسلّم است هر قدر علم طب و بهداشت پيشرفت كند، مردم مخصوصاً در كشورهاي متمدن و مترقي در اثر رعايت دستورات بهداشتي سالم‌تر گرديده و تعداد بيماري‌ها در اجتماعات بشري به تدريج كم‌تر خواهد شد زيرا دانشمندان دانش پزشكي با شناختن عامل بروز بيماري‌ها و مبارزه با آن‌ها، به مرور زمان موفق به كندن ريشة امراض شده و از بروز آن‌ها جلوگيري به عمل مي‏آورند. چنان‌كه امروزه در كشورهاي آمريكا به واسطه خشكاندن باتلاق‌ها، نسل پشة آنوفل را از بين برده و ديگر در آن كشورهاي پهناور تقريباً اثري از مالاريا ديده نمي‏شود، بنابراين پيشرفت علم طب و بهداشت نسبت مستقيم با كم شدن تعداد بيماري‌ها در جوامع بشري دارد و هم‌چنين مسلّم است كه اگر يك عده بيماري‏هايي در بين مردم دنيا به وفور رواج يابد و تعداد آن‌ها بیش‌تر از سابق گردد مسئوليت اين امر به طور مستقيم و غيرمستقيم مربوط به علم طب و اطبا و متخصصين بهداشت مي‏باشد. به اين جهت يكي از وظايف اصلي و اساسي عموم اطباي دنيا و مخصوصاً متخصصين بهداشت اين است كه همواره آمار بيماري‌ها و تعداد نسبي آن‌ها را در اجتماعات بشري مورد توجه خاص و مطالعة دقيق قرار داده و مراقب باشند اگر تعداد بعضي امراض در جامعه زياد شود فوراً در مقام تحقيق برآمده علت آن را كشف و به رفع آن بپردازند. مثلاً بايد دانسته شود كه آيا زخم معده و يا مرض قند و ازدياد فشارخون امروزه در بين مردم بیش‌تر رواج دارد يا 50 سال قبل و 100 سال قبل، اگر امروز بیش‌تر بود درصدد مطالعه برآيند و عوامل مسبّبة آن را بيابند و به هر ترتيب شده با آشنا ساختن مردم با اصول و مقررات بهداشتي براي عدم ابتلای آنان به اين قبيل بيماري‌ها و نشر يك سلسله حقايق كه اطلاع آن‌ها براي جامعه لازم است و توجه مقامات مسئول بهداشتي كشور به خطرات حاصله از ازدياد روز‌افزون بيماري‌هاي مزبور و با اقداماتي نظير اين‌ها، عمل تقدم به حفظ و پيشگيري را به نحو مطلوب انجام دهند و چنان‌كه همه مي‏دانند اصولاً كار وزارت بهداري همين پيشگيري و مبارزه با علت بروز بيماري‌ها مي‏باشد نه معالجة امراض و اين مسئله آن‌قدر مهم است كه به جرأت مي‏توان گفت اگر يك نفر پزشك روزي 2 ساعت وقت خود را صرف مطالعه و تحقيق در اطراف چگونگي پيدايش و وفور بيماري‌ها در جامعه و طرز جلوگيري از بروز آن‌ها نمايد وجود او براي جامعه مفيدتر از آن خواهد بود كه روزي 10 ساعت به معالجة بيماران پردازد.

براي تأييد مطلب مي‏توان لاوران ميكروب‏شناس معروف فرانسوي را مثال زد كه در پرتو وجود او ميكروب مالاريا و ناقل مرض كشف و با خشكاندن باتلاق‌ها در اكثر نقاط دنيا، امروزه مالاريا در نقاط مزبور ريشه‏كن شده است و اين، يكي از بزرگ‌ترين خدمت‏ها به جامعه بشري محسوب مي‏شود.

به جهات مندرج در بالا ما لازم دانستيم در مقام تحقيق و مطالعه بر‌آمده، موقعيت علم طب در حال حاضر را با وضعيت آن در زمان‌هاي پيشين از لحاظ تعداد و وفور بيماري‌ها در جوامع بشري مورد بررسي قرار دهيم. براي روشن شدن مطلب گوييم بيماري‌ها را به دو دستة بزرگ مي‏توان تقسيم كرد:

الف: بيماري‌هاي عفوني (ميكروبي و ويروسي)

ب: بيماري‌هاي دِژِنِراتيو (بيماري‌هايي هستند كه از فرسودگي و انحطاط سلول‌ها پيدا شده و به صورت مزمن در‌مي‏آيند و اغلب در نتيجة بيماري‌هاي ميكروبي و گاهي نيز در اثر كمبود ويتامين‏ها و مواد معدني و فلزاتي كه وجودشان براي ساختمان نسوج بدن لازم است و گاهي نيز به عللي ديگر بروز مي‏نمايند).

 

الف‌- بيماري‌هاي عفوني:

در مورد بيماري‌هاي عفوني، اگر بخواهيم حق مطلب را ادا كنيم بايد بگوييم علم طب از نظر كشف ميكروب‌ها و ويروس‌ها و مبارزه با آن‌ها و پيشگيري و معالجة امراض عفوني از زمان پاستور تا كنون موفقيّت‏هايي به دست آورده و به واسطة كشف واكسن‏ها و سرم‏ها و داروهاي شيميايي ميكروب‏كش و آنتي‌بيوتيك‌ها قدم‏هاي مؤثري در راه پيشرفت علم طب برداشته شده است، چنان‌كه امروزه در اثر يك سلسله اقدامات بهداشتي از قبيل استريليزه كردن آب‌هاي مشروب و پاستوريزه كردن شير و مواد غذايي و گندزدايي محل‏ها و وجود قرنطينه‏ها و غيره، ديگر از آن اپيدمی‌‌هاي وحشتناك و عالم‌گير از قبيل وبا و طاعون و غيره خبري نيست و بيماري‌هايي چون تيفوس، تيفوييد، آبله، ديفتري، سل و غيره نيز كم‌كم از تعدادشان كاسته شده و تلفاتشان خيلي كم‌تر از سابق شده است و نيز اسهال وبايي كودكان و ساير امراض عفوني اطفال كه سابقاً تلفات زيادي مي‏دادند به واسطة مراقبت‏هاي بهداشتي كه امروزه دربارة آن‌ها به عمل مي‏آيد فوق‏العاده كم شده و از مرگ و مير كودكان به نحو مؤثري جلوگيري به عمل آمده است.

تمام اين‌ها به جاي خود صحيح و جاي هيچ‌گونه انكار نيست ولي متأسفانه مكتب پاستور با تمام منافع و فوايدي كه براي مردم داشته مع‌هذا همراه با مسکوکات طلا، سكه‏هاي قلب(تقلبی) زيادي نيز به ما تحويل داده است به طوري‌كه مي‏توان گفت مضاري كه از اين راه عايد بشر شده كم‌تر از منافع و فوايد آن نبوده است. منتها اكتشافات پاستور آن‌قدر در عالم سر و صدا كرد و منافع حاصله از آن اكتشافات را آن ‌قدر به وسيلة تبليغات همه جا منتشر نمودند كه ديگر در ذهن مردم مجالي براي پذيرفتن مضار آن باقي نماند و عجيب اين‌جا است كه خود دانشمندان نيز تا اندازه‏اي مثل ساير افراد مردم تحت تأثير افكار روز قرار گرفته و تا مدتي از مضار آن‌ها غافل ماندند تا اين‌كه به مرور زمان محققين دانشمند با بررسي‏هاي دقيق خود به اين ضررها پي‌‌برده در مقام چاره‏جويي بر‌آمدند و عقايد خود را در اين‌باره منتشر ساختند.

مضارّ مكتب پاستور

اينك نظر به اهميت مطلب، مضارّي كه از مكتب پاستور در دنيا پيدا شده است به اختصار شرح مي‏دهيم:

1- پس از اين‌كه پاستور ميكروب‌ها را كشف كرد و علت بروز بيماري‌ها مخصوصاً بيماري‌هاي مسري را از ميكروب‌ها دانست و سر و صداي اين اكتشاف همه جا پيچيد، وحشت و ترس زايد‏الوصفي در كلية مردم اروپا پيدا شد و براي جنگ عليه ميكروب‌ها و نابود كردن آن‌ها و مبتلا نشدن به بيماري‌ها، همه جا آب مشروب را جوشاندند و از خوردن سبزي‌ها و ميوه‏هاي خام خودداري كردند و شير اطفال را خوب جوشانيده و ميوه‏ها و سبزي‌ها و غذاها را كاملاً پخته و به عبارت اخري كلية مواد غذايي را استرليزه كردند ولي متأسفانه چندي نگذشت كه اين احتياطات در بهداشت غذايي نتايج اسف‏انگيزي به وجود آورد. كودكان ضعيف و لاغر شدند، رشد آن‌ها متوقف گرديد، بسياري از آن‌ها كم‌خوني مخصوصي پيدا كردند، خلاصه اين‌كه سلامت مردم سخت مختل شد. دانشمندان به فكر چاره افتادند، يكي از دانشمندان موسوم به ژرژ بار بارن كتابي تحت عنوان «ترس: بيماري شماره يك» منتشر كرد و در آن كتاب، ترس و وحشت بي‌جهت مردم را از ميكروب‌ها سخت مورد انتقاد قرار داده و تذكر داد كه اين كار جز ضرر نتيجه‏اي ندارد زيرا جوشاندن زياد و استرليزه كردن غذاها، اولاً مقداري از مواد حياتي و ويتامين‏هاي آن‌ها را از بين مي‏برد و به اين جهت رشد اعضا و كار و فعاليت آن‌ها متوقف مي‏ماند و ثانياً همان‌طور كه ميكروب‌هاي مضر وجود دارد میکروب‌های مفيد هم موجود است كه مقداري از هضم غذاها و كارهاي لازم بدن به عهده آن‌ها است، با استرليزه كردن سبزي‌ها و ميوه‏ها ميكروب‌هاي مفيد نيز همراه با ميكروب‌هاي مضر از بين مي‏روند و به اصطلاح تر و خشك با هم مي‏سوزند و خود پاستور نيز كه معلم اول ميكروب‏شناسي بود و ميكروب‌ها را كشف كرد و وسيلة نابود كردن آن‌ها را نيز ياد داد هرگز توصيه ننموده بود كه غذاها را استرليزه كنند زيرا طي آزمايش‏هايي كه آن استاد در آزمايشگاه روي حيوانات كرد نشان داد كه استرليزه كردن غذاها رشد بدن را متوقف و كار اعضا را فلج و سلامتي را مختل و حيوان را ضعيف و لاغر مي‏كند. حيواناتي كه تحت نظر پاستور با غذاهاي استرليزه شده تغذيه مي‏كردند پس از چندي نزديك بود بميرند. پاستور رژيم آن‌ها را عوض كرد و مقداري اغذيه تازه و خام به حيوانات مزبور خورانيد. ضعف و لاغري و كسالت آن‌ها برطرف شد و مجدداً سلامت خود را بازيافتند. بیش‌تر تأكيد پاستور، براي ضد‌عفوني كردن آلات و ادوات جراحي، دست و اَمكنه بود نه غذاها.

علاوه بر ژرژ بار بارن، دانشمندان ديگر نيز در اين باره به مطالعه و تحقيق پرداخته و مردم را با مضار استريليزه كردن ميوه‏ها و سبزي‌ها و غذاها آشنا ساختند. از جمله مادام دوسن ژنه متخصص علم غذاشناسي مي‏گويد: اگر به چيزهاي وحشت‏آور و ترسناكي كه كلمه استريليزه در بردارد خوب فكر كنيم به زودي پي‌خواهيم برد كه يك غذاي استريليزه، چيزي است مثل يك زمين غير ‌حاصل‌خيز كه هيچ چيز زنده‏اي براي ادامة حيات و زندگي در آن نمي‏رويد. يك غذاي استريليزه غذا نيست بلكه چيزي است كه ظاهر يك غذا را دارد بدون اين‌كه از خاصيت و تأثير غذا، چيزي در آن موجود باشد.

خلاصه اين‌كه دانشمندان از زمان پاستور تا كنون مي‏كوشند كه به مردم حالي كنند ميكروب‌ها و ويروس‌ها همه جا، روي غذاها، در آب، در هوا و روي پوست بدن و داخل دهان و حلق و بيني موجودند و معمولاً هم ضرري ندارند. مثلاً ميليون‌ها ميكروب مختلف در دهان و حلق و مخاط‏هاي اشخاص وجود دارد بدون اين‌كه ايجاد بيماري كنند و گو اين‌كه از بين بردن آن‌ها عملاً محال است ولي اگر فرضاً بتوانيم آن‌ها را از بين ببريم تازه ضرر اين كار بيش از نفع آن است ولي مع‌هذا مردم هنوز هم گوش نمي‏دهند و همان ترس و وحشت اوليه موجود است. گويا اين واهمه و ترس از ميكروب جزء غرايز طبيعي افراد بشر شده زيرا آثار آن را امروزه همه جا مي‏توان ديد چنان‌كه در آگهي‏هاي تجارتي براي جلب نظر بیش‌تر مشتري، مثلاً مي‏نويسند: آدامس ويتامينه كه با دست ساخته نمي‏شود و يا مشروبات گازدار نوشيدني كه بدون دخالت دست پر مي‏شود.

البته محتاج به توضيح نيست كه در تهيه مواد غذايي يا هر امر ديگري بايد رعايت نظافت را كرد و مثلاً ميوه يا سبزي را نبايد روي زمين كثيف گذاشت و موقع خوردن آن‌ها نبايد دست كثيف و آلوده باشد. تميزي و نظافت در كلية اديان و مذاهب توصيه گرديده و يكي از شرايط ايمان قرار داده شده است اما نه اين كه به حد وسواس برسد. بنابراين اگر سبزي‌ها را در جريان تند آبي بشويند و در محل تميزي نگهداري كنند از نظر بهداشت كاملاً كافي است و ديگر احتياج نيست كه مثل بعضي اشخاص وسواسي سبزي‌ها را در آب پرمنگنات بشويند و همه چيز را از ترس وجود ميكروب با الكل ضد‌عفوني كنند. اين عادات و حركات كه مخصوصاً امروزه در طبقات ممتازه و متجدّد بیش‌تر ديده مي‏شود و جزء آداب و اصول زندگي متمدن جديد به شمار مي‏رود، مورد تمسخر دانشمندان است و جز خرافات پزشكي نام ديگري نمي‏توان به آن داد.

خلاصه اين‌كه هنوز هم بسياري از افراد مردم در اثر خوردن غذاهاي كنسرو شده و استريليزه و نخوردن ميوه و سبزي خام و زياد پختن و جوشاندن شير و غذاها دچار فقر ويتاميني و كمبود مواد حياتي هستند و چنان‌كه خواهيم ديد اين امر باعث حساسيت مزاج‌ها شده و پيدايش يك عده از بيماري‌هاي مزمنة كنوني را سبب گرديده است.

2- از روزي كه ميكروب‌ها كشف شده تا كنون، به تدريج يك عده واكسن‏ها و سرم‌ها و داروهاي شيميايي ميكروب‏كش براي پيشگيري و معالجة امراض عفوني (ميكروبي و ويروسي) توسط دانشمندان كشف و در كارخانجات و مؤسسات عظيم دارويي ساخته شده و در معرض استفاده بيماران گذاشته شده است. اصولاً و روي‌هم‌ رفته بايد گفت علاوه بر سر و صدايي كه كشف ميكروب در جهان كرد و آوازه آن به همه جا پيچيد و توجه عامة مردم را براي از بين بردن آن‌ها جلب نمود و اين مسئله خود در مصرف كردن خارج از اندازة داروهاي ضد ميكروبي تأثير به سزايي داشته است، عامل بسيار مؤثر ديگر در شهرت و رواج اين داروها و مخصوصاً آنتي‌بيوتيك‏ها (پني‏سيلين، استرپتوميسين، اورئوميسين و كلروميستين، اكروميسين، تراميسين، تتراسين و غيره و غيره) تبليغات قوي و عجيب صاحبان كارخانجات و مؤسسات دارويي بوده است. مهم‌ترين مطالبي كه در مورد اين داروها بايد هميشه در مد نظر گرفت اين است كه هر آنتي‌بيوتيك را فقط در موارد خاصي بايد به كار برد و تشخيص آن هم فقط به عهده لابراتوار است. در كشورهاي اروپا و آمريكا تا نوع ميكروب در آزمايشگاه معلوم نشود داروهاي آنتي‌بيوتيك تجويز نمي‏كنند زيرا طبق ضرب‌المثل معروف هيچ گلي بي‏خار نمي‏شود، آنتي‌بيوتيك‌ها در ضمن منافعي كه دارند مضاري هم دارند و آن‌گاه اگر در غير مورد به كار روند مضار آن‌ها چندين برابر خواهد بود (مضار جاني و مالي غيرقابل جبران). متأسفانه در كشور ما اين مسئله ابداً رعايت نمي‏شود. خوب به خاطر دارم چند سال قبل كه در يكي از شهرهاي بزرگ ايران مدت چند ماه اقامت داشتم و در آن موقع فقط دو سه آنتي‌بيوتيك كشف شد و پني‌سيلين شهرت جهاني پيدا كرده بود روزي به يكي از داروخانه‏ها رفتم، مدير داروخانه باب اعتراض و شكايت را گشود كه اين چه وضعي است و آيا معني علم طب اين است كه هر كس از موي سر تا ناخن پا هر بيماري كه داشته باشد بايد پني‌سيلين تزريق كند؟ و يا اشخاص عادي هم اگر چاق باشند و بخواهند لاغر شوند و يا اگر لاغر باشند و بخواهند چاق شوند بايد پني‌سيلين تزريق نمايند؟ و اظهار مي‏داشت بدون اغراق صدي 90 از فروش روزانه ما پني‏سيلين است كه يا طبق تجويز آقايان اطبّا مصرف مي‏شود و يا خود مردم مي‏خرند و تزريق مي‌كنند. اين وضعيت آن موقع بود، امروز كه انواع اين آنتي‌بيوتيك‌ها زياد شده است به راستي مي‏توان گفت كه شيرازه امور پزشكي از هم گسيخته شده و ماجراي بزرگي به وجود آورده است كه مضار مالي و جاني آن براي مردم از حد و اندازه خارج مي‏باشد زيرا آن‌قدر مردم خود را نسبت به اين داروها علاقمند نشان مي‏دهند كه پزشك اگر مخالف تجويز آن‌ها هم باشد در مقابل فشار و اصرار مردم چاره‏اي جز به كار بردن ندارد و ديگر كسي آن‌قدر توجه ندارد كه اين داروها را دانشمندان اروپا و آمريكا كشف كرده‏اند و ما لااقل بايد در تجويز آن‌ها پيرو عقايد آنان باشيم. در اروپا و آمريكا محال است به اين بي‏بند و باري اين داروها را به كار برند زيرا افراط در مصرف آن‌ها مخصوصاً اگر در غير مورد تجويز شوند صرف‌نظر از ضرر مالي و بهای گزاف داروهاي مزبور كه بر بودجه ضعيف و فقير مردم تحميل مي‏شود، زيان‌هاي جاني غير‌قابل‌جبران نيز براي افراد بشر تا كنون به بار آورده است.

براي اين‌كه مدرك محكم و قاطعي به عامة مردم ارائه شود تا صحت مطالب بالا تأييد گردد توجه خوانندگان عزيز را به مقاله‌اي كه در يكي از مجلات طبي آمريكا به نام The Journal of the American Medical Association تحت عنوان «آنتي‌بيوتيك‌ها در عفونت‏هاي دستگاه تنفس» نوشته شده و ترجمه آن در مجله دانشكده پزشكي، شمارة 4، مورخه دي ماه 1332 درج گرديده است جلب مي‏كنم. اينك قسمتي از ترجمة آن مقاله عيناً نقل مي‏شود:

قبل از شروع معالجه بايستي بيماري را به دقت تشخيص داده، نوع ميكروب آن را تعيين نموده تا بتوان آنتي‌بيوتيك مناسبي كه بتواند ميكروب مورد نظر را مضمحل كند انتخاب كرد. عدم مطالعه و دقت در انتخاب آنتي‌بيوتيك‌ها سبب مقاومت ميكروب‌ها مي‏گردد. تا پايان سال 1951، شصت درصد ميكروب‌ها نسبت به پني‏سيلين، 25 درصد نسبت به ارئوميسين و تراميسين و 17 درصد نسبت به كلروميستين مقاوم شده بود. به اين ترتيب سال به سال بر تعداد ميكروب‌هاي مقاوم افزوده مي‏شود. در بعضي موارد حتي آنتي‌بيوتيك‌ها باعث مي‏شوند كه بعضي از ميكروب‌ها در دستگاه تنفس رشد بیش‌تري نمايند، مثلاً نژاد مخصوصي از استافيلوكوك طلايي در حين معالجه با پني‌سيلين رشد بیش‌تري مي‏كند… و در صفحه 238 مي‏نويسد: در پنوموني استافيلوكوكسيك بايستي معالجه را با مقادير زياد پني‌سيلين شروع كرد زيرا غالب نژادهاي استافيلوكوك نسبت به پني‌سيلين مقاوم شده‏اند.

به طوري كه از نوشتة بالا استنباط مي‏شود تا چند سال اوليه كشف آنتي‌بيوتيك‌ها، در خود اروپا و آمريكا نيز پزشكان دقتي در اين‌كه ابتدا هر نوع ميكروب را معلوم و سپس آنتي‌بيوتيك مناسب تجويز نمايند نمي‏كردند و همين مسئله سبب شد كه دانشمندان به ضررهاي آن پي‌برده و در مجلات پزشكي لزوم دقت در اين باره را تذكر دادند ولي پس از تذكرات آن‌ها، اطبا و خود مردم متوجه مضار بي‏بند و بار مصرف كردن آنتي‌بيوتيك‌ها شده و جلو آن را گرفتند.

در كشور ما نه تنها هنوز اين توجه پيدا نشده بلكه ترويج دادن آنتي‌بيوتيك‌ها را علامت هماهنگي با پيشرفت علم طب دانسته و تصور مي‏كنند اگر در هر نسخه يكي دو آنتي‌بيوتيك نوشته نشود متهم به بي‌علمي و بي‌اطلاعي از جريان اكتشافات روز مي‏گردند. مسلّماً منشأ اين طرز تفكر و اين رواج زايد از اندازه آنتي‌بيوتيك‌ها همان تبليغات قوي مؤسسات دارويي و مبالغه‏هايي است كه در خصوص اين داروها شده و مي‏شود و اين كه همه جا از خواص معجزه‌آساي آن‌ها صحبت مي‏شود، از همان منبع سرچشمه گرفته است. به هرحال امروزه در بسياري از كشورهاي اروپا و آمريكا ممكن نيست داروخانه‏ها بدون نسخة پزشك پني‌سيلين بفروشند يا پزشكان بدون آزمايش لابراتوار، پني‏سيلين تجويز نمايند زيرا چنان‌كه شرح آن گذشت عدم مطالعه و دقت در انتخاب آنتي‌بيوتيك‌ها سبب مقاومت ميكروب‌ها شده و در اثر افراط در استعمال آن‌ها سال به سال بر مقاومت ميكروب‌ها افزوده مي‏شود. همه مي‏دانند كه ده سال قبل، بيش از صد هزار واحد پني‏سيلين در يك شبانه‌روز به يك نفر بيمار تزريق نمي‏كردند ولي امروزه يك ميليون واحد هم به جايي نمي‏رسد زيرا غالب نژادهاي ميكروب‌ها نسبت به پني‏سيلين مقاوم شده‏اند و اگر ضرر آن منحصر به همين بود عيبي نداشت، يك ضرر بزرگ‌تر كه پيدا شده اين است كه از اين ميكروب‌هاي مقاوم، نژادهاي جديدي به وجود آمده است كه ديگر پني‏سيلين روي آن‌ها اثر نمي‏كند مثلاً يك نوع گنوكك (ميكروب سوزاك) جديداً پيدا شده كه پني‏سيلين در آن مؤثر نيست و بايد آنتي‌بيوتيك قوي‌تر را براي از بين بردن آن به كار برد و البته دانشمندان هم بيكار نمي‏نشينند و روز به روز آنتي‌بيوتيك‌هاي قوي‌تر كشف مي‏نمايند ولي به اين ترتيب كه پيش مي‏رود ممكن است روزي برسد كه ميكروب‌ها چنان قوي شده و براي اضمحلال نوع بشر چنگال و دندان تيز كنند كه هيچ وسيله‏اي قادر به جلوگيري از قوة تخريبي آن‌ها نباشد. اين‌ها كه نوشته شد افسانه‌سرايي و خيال‌پردازي نيست، حقايق مسلّم و غير‌قابل‌انكار است و بر تمام دانشمندان علم طب محرز گرديده و هيچ‌كس شكي در صحت آن‌ها ندارد. اين است كه در اروپا و آمريكا امروز در تجويز آنتي‌بيوتيك‌ها كمال احتياط رعايت مي‏شود، در تهران نيز بعضي از آقايان پزشكان اين نكته را رعايت كرده و بدون امتحان لابراتوار و تعيين آنتي‌بيوتيك مناسب اقدام به تجويز آن‌ها نمي‏كنند. اميد است عموم پزشكان از اين آقايان تأسي فرمايند و مردم را راهنمايي فرموده و مضار افراط در مصرف آنتي‌بيوتيك‌ها را به آن‌ها حالي نمايند. ضمناً براي اين كه بر عموم مردم ثابت شود كه در حال حاضر آنتي‌بيوتيك‌ها به واسطة تبليغات قوي كه دربارة آن‌ها شده و مي‏شود بیش‌تر از تمام داروها در داروخانه‏ها به فروش مي‏رسد توجه عامه را به خبري كه در روزنامة اطلاعات، شمارة 9254، مورخه 6/12/35 درج شده جلب مي‏كنم. در شمارة مزبور به خط درشت مي‏نويسد: «داروهاي جديد آنتي‌بيوتيك پرفروش‏ترين داروها هستند» و سپس اضافه مي‏كند: طبق آمار دفتر سنديكاي داروسازان، در حال حاضر 380 داروخانه بزرگ و كوچك در مركز و گوشه و كنار شهر تهران وجود دارد كه از اين تعداد در حدود بيست داروخانه از نظر فروش در رديف داروخانه‏هاي درجه اول و بقيه يا درجة دوم يا سوم محسوب مي‏شود… و پس از شرح فروش داروخانه‏هاي درجه اول و دوم مي‏نويسد: يكي از اقلام دارويي گران‌قيمت كه در ضمن از داروهاي ديگر نيز بیش‌تر به فروش مي‏رسد عبارت است از داروهاي آنتي‌بيوتيك كه براي معالجه بيماري‌هاي عفوني مصرف مي‏شود.

اگر ضرر آنتي‌بيوتيك‌ها فقط منحصر به اين بوده كه بر مقاومت ميكروب‌ها افزوده و چنان‌كه شرح آن گذشت نژادهاي جديدي از آن‌ها به وجود آيد كه داروهاي كنوني در آن‌ها اثري نداشته باشد باز چندان مهم نبود، مضار ديگري نيز در آنتي‌بيوتيك‌ها موجود است كه بي‏اندازه بايد به آن‌ها اهميت داد و آن اين‌كه انسان را ضعيف و كم‌خون مي‏كنند، ويتامين‌هاي ذخيرة بدن را مصرف مي‏نمايند، ميكروب‌هاي مفيد بدن مخصوصاً آن‌هايي كه در معده توليد ويتامين ب مي‏كنند از بين مي‏برند و از همه مهم‌تر اين كه مزاج را حساس و استعداد بروز بيماري‌هاي آلرژيك (حساسيت) را زياد مي‏كنند و چه بسيار اشخاص كه مبتلا به بيماري‌هاي مزمن بوده و پس از دوره‏هاي طولاني معالجه با پني‏سيلين و سولفاميد و ساير آنتي‌بيوتيك‌ها اكنون حساسيت خاصي در مقابل سرما پيدا كرده و با اندك تغيير هوا مبتلا به آنژين‎هاي مكرّر و زكام‏هاي طولاني و ساير عوارض آلرژيك مي‏شوند. خلاصه اين‌كه رواج فوق‏العاده آنتي‌بيوتيك‌ها در عالَم، مضارّ جبران‏ناپذيري براي نوعِ بشر به ارمغان آورده، سلامتي بسياري از مردم را مختل، مزاج‌ها را عليل و ضعيف و حساس و استعداد بروز بيماري‌ها را زيادتر كرده و به تدريج پيدايش انواع جديدي از بيماري‌ها را در بين مردم سبب شده‏اند.

اتفاقاً هم اكنون كه مشغول نوشتن اين مطالب هستم، مجلة دانشكدة پزشكي، شماره 10، تيرماه 36 رسيد كه در آن مقاله‏اي تحت عنوان «سولفاميد و بيماري كم‌خوني هموليتيك» نگارش آقاي دكتر احمد آژير رييس بخش دانشكدة پزشكي درج شده بود. سولفاميدها كه جزء آنتي‌بيوتيك‏ها محسوب مي‏شوند عموماً باعث كم‌خوني مي‏گردند، به طوري كه مي‏توان گفت ضرر اين داروها به طور مسلّم از منفعت آن‌ها بیش‌تر است و به اين جهت كم‌كم از رواج آن‌ها كاسته شده و امروزه در كشورهاي متمدن خيلي با احتياط آن‌ها را تجويز مي‏نمايند. اينك قسمتي از مقاله مزبور را در اين‌جا نقل مي‏كنيم: خوشبختانه اخيراً به علت كم شدن استعمال سولفاميد، مضارّ آن كه از همه مهم‌تر كم‌خوني هموليتيك بود كم‌تر ديده مي‏شود ولي بين سال‌هاي 44-1947 كه اين داروها زياد مصرف مي‏شد، بيماري مزبور هم شايع بود و بیش‌تر پس از خوردن سولفوپيريدين ديده مي‏شد كه سه روز پس از استعمال دارو كم‌خوني ظاهر مي‏شود. ضمناً بايد توجه داشت كه بسياري از داروها و مواد شيميايي هستند كه هر چند به ميزان كافي هم تجويز شوند در برخي از بيماران توليد كم‌خوني مي‏كنند و حتي گاهي ولو به ميزان كم خورده شوند سبب كم‌خوني مي‏شوند.

ضرر سولفاميدها منحصر به كم‌خوني نيست بلكه چنان‌كه در كتب مفصل و جديد پزشكي مندرج است، پيدايش بسياري از پولي‌نوريت‏هاي امروزه كه كرخ شدن و بي‏حسي و گزگز و مورمور اعضاء و زودخواب رفتن دست و پا و درد و ناراحتي در نقاط مختلف بدن از علايم آن است، در اثر مصرف و رواج سولفاميدها در عالم پيدا شده است.

 

ب- بيماري‌هاي مزمن:

  • در اثر انحراف دانش پزشكي از مسير اصلي خود كه بعداً به تفصيل شرح آن داده خواهد شد،
  • در اثر تغيير زندگي طبيعي نياكاني و تبديل آن به زندگي مصنوعي امروزه،
  • در اثر افزودن مواد شيميايي به غذاها و تغييراتي كه در تغذيه بشر كنوني داده شده است،
  • در اثر مضارّي كه به طور مستقيم و غير مستقيم از مكتب پاستور عايد بشر گرديده است،
  • در اثر وفور بي‏حد و اندازة داروهاي شيميايي و پراكنده شدن آن‌ها بين مردم و عادت نمودن بشر به آن‌ها،
  • در اثر سستي معتقدات مذهبي و انحطاط اخلاقي و رواج فساد در اجتماعات كنوني،
  • بالاخره در اثر فقر و بدبختي مردم امروز،

آري تحت تأثير كليه اين عوامل، روز به روز بر تعداد بيماري‌هاي مزمن در بين مردم افزوده مي‏شود. براي اثبات افزايش روز افزون بيماري‌ها در جوامع امروزي به مدارك زير توجه فرماييد:

1- در دايرة‌المعارف مفصل و جديد طب و جراحي كه جديدترين اكتشافات و اطلاعات پزشكي در آن مندرج بوده و توسط محققين بزرگ و دانشمنداني كه همه در فن خود استاد هستند تهيه شده و مطالب مندرج در آن مورد قبول كليه اطباي دنيا است، پرفسور پرو (Perrault) در مبحث معالجة امراض ناشي از حساسيت مي‏نويسد: موضوع آلرژي هر روز در نظر اطبای معالج اهميت بیش‌تري پيدا نموده و به نسبتي كه تمدن بشر پيشرفت مي‏كند حساسيت مردم و عكس‏العمل بدن آن‌ها به طريق آلرژي بیش‌تر مي‏شود.

و امروزه استعداد ابتلا به بيماري‌هاي آلرژيك (امراض ناشي از حساسيت) آن‌قدر زياد شده است كه به وصف نمي‌گنجد. اكثر مردم به طور عجيب و بهت‏آوري نسبت به مواد مختلف حيواني و نباتي و معدنيِ موجود در طبيعت حساس شده‏اند به طوري كه هر وقت اين مواد با بدن آن‌ها تماس پيدا كند يا داخل بدن آن‌ها شود مبتلا به انواع مختلف بيماري‌ها مي‏شوند. ماهي، توت فرنگي، شير، تخم مرغ، آرد گندم، موي گربه، پشم گوسفند، پر مرغ، گرد و غبار هوا، غبار نباتي، تعداد زيادي از داروها و مواد شيميايي حتي رژ لب و خلاصه آن‌چه كه بشر در زندگي روزانه با آن‌ها سر و كار دارد ممكن است بدن را حساس كرده و مستعد ابتلا به بيماري‌هاي حساسيت نمايد. مثلاً از سال 1936 به اين طرف كه در تكزاس (Texas)، چغندرْ‌كاري به عمل آمده است تعداد زيادي از زارعين آن‌جا به واسطة مزاج مستعدي كه داشتند همه ساله مبتلا به زكام‏هاي فصلي مي‏شوند در صورتي كه قبل از چغندر‌كاري، اين بيماري در آن‌جا به هيچ‌وجه سابقه نداشته‏است. (اقتباس از كتاب
Allergie et troubles vasomoteurs de la muqueuse nasale et sinusienne تأليف R.Melchior چاپ بروكسل).

اگر چه امروزه مؤسسات بسيار عظيمي در آمريكا براي تشخيص نوع حساسيت بيماران ايجاد گرديده است ولي چون اولاً عدة موادي كه در برابر آن‌ها بدن آدمي ممكن است حساس شود بی‌نهايت زياد است و ثانياً هر فرد ممکن است در عين حال نسبت به چند ماده حساس باشد و يا اين‌كه امروز نسبت به فلان ماده و چندي بعد نسبت به ماده ديگر حساسيت پيدا كند لذا روي‌هم رفته نتايج چندان رضايت‌بخشي از اين مؤسسات عايد بشر نشده است. از اين گذشته مسئلة مهم در مورد آلرژي كه بايد تمام توجه دانشمندان به آن معطوف باشد اين است كه تدبيري بيانديشند تا از ازدياد حساسيت‌ها جلوگيري به عمل آيد، به عبارت ديگر به پيشگيري از بيماري‌هاي آلرژيك بیش‌تر اهميت دهند تا به معالجة آن‌ها زيرا چنان‌كه تمام آمارها نشان مي‏دهد روز به روز بر تعداد اين بيماري‌ها افزوده شده و ازدياد حساسيت در جوامع بشري گرفتاري بزرگي را امروز در بين مردم به وجود آورده است.

2- در كتاب پاتولوژي مديكال تأليف بزانسون و چند دانشمند ديگر كه يك كتاب كلاسيك است در جلد 4، امراض قلب و عروق، چاپ 1940، صفحة 841 مي‏نويسد: اهميت روز‌افزون امراض قلبي در اجتماع كنوني توجه دانشمنداني را به وخامت و تلفات حاصله از اين امراض جلب كرده و مرگ و مير ناشی از امراض قلبي سال به سال ازدياد پيدا مي‏كند. هم‌چنين بيماري سرطان نيز سال به سال زيادتر شده و هر سال به تلفات آن افزوده مي‏شود. دانشمندان كشورهاي مختلف جهان براي جلوگيري از ازدياد روز‌افزون اين قبيل بيماري‌ها همه ساله مرتباً كنگره‏هاي بين‏المللي تشكيل مي‏دهند.

3- در دومين كنگره بين‏المللي بيماري‌هاي قلبي در واشنگتن (12 الي 18 سپتامبر 1954)، گزارشي توسط آقاي دكتر سيف‏الدين نبوي متخصص قلب (نماينده ايران در كنگره واشنگتن) تنظيم و به طبع رسيده است. چند جمله از اين گزارش ذيلاً درج مي‏شود:

بيماري عروق، تصلّب شرايين و به خصوص بيماري Sténocardique و انفاركتوس [در] آمار آمريكا كه به توسط A.Keys از دانشگاه Minnesota تقديم شد مي‏ر‏ساند كه اين بيماري رو به افزايش مي‏رود. آمار اروپا كه به توسط G.Biorck از سوئد داده شد بي‏شباهت به آمار آمريكايي‌ها نبود. موضوع اين بيماري‌ها فوق‏العاده مهم بوده و امروز تمام دستگاه‌هاي علمي و تجسسات پزشكي دنيا مشغول مطالعه در اطراف آن مي‏باشد و مي‏خواهند وسيله‏اي بجويند كه اين بيماري‏هاي خطرناك را كه همه از يك اصل و يك مبدأ سرچشمه مي‏گيرند و به مراتب از بيماري‌هاي سل و سرطان مهم‌تر مي‏باشند از يك طرف تسليم به درمان‌هاي پزشكي (دارويي يا جراحي) نموده و از طرف ديگر از توليد آن تا حدودي كه مقدور است بكاهند. موضوع تصلب شرايين، امروز دنياي علم و پزشكي را به خود مشغول داشته و يكي از دو موضوع مهم (دومين: سرطان) مي‏باشد كه مبالغ هنگفتي براي مطالعه در اطراف آن خرج مي‏گردد و علما و دانشمندان پزشكي جهان سعي مي‏كنند كه با اطلاع و آشنايي بیش‌تري به اين بيماري (تصلب شرايين) از يك طرف درمان قطعي براي آن بيابند و از طرف ديگر با از بين بردن آن عمر بشر را لااقل بيست الي سي سال بالا ببرند، چه اكثر تلفات در سنين بالا (40 به بالا) در اثر بيماري‌هاي عروق، فشارخون، انفاركتوس،آنژين دوپواترين، آرتريت پا و مغز و كليه‏ها (Artérite) مي‏باشد. اكنون در دنياي پزشكي به اين‌جا رسيده‏اند كه طرز تغذيه و نوع مواد تركيبي غذا و وجود مواد و زياد شدن آن‌ها از قبيل كلسترول و غيره باعث و مولد بيماري‌هاي نامبرده مي‏باشند.

4- در مجلة علمي لدرلي، جلد 2، چاپ 1942، بيماري رماتيسم و رابطة آن را با بهداشت عمومي مردم مورد بحث قرار داده، مي‏نويسد:

در اتازوني تعداد بيماران مبتلا به رماتيسم و ساير آرتريت‏هاي رماتيسمي به 5/7 ميليون رسيده، يعني بيست در صد جمعيت اين كشور را تشكيل مي‏دهند و هزينة آن ساليانه از 750 ميليون دلار نيز تجاوز مي‏كند! و تعداد اين بيماران مرتباً رو به فزوني است چنان‌كه سالي فقط 000/30 نفر به عدة بيماران مبتلا به رماتيسم حاد مفصلي اضافه مي‏شود.

5- در كتاب مفصل پزشكي (Traité de Médecine) كه يك دوره بيماري‌هاي داخلي را به تفصيل در 17 جلد درج كرده، در قسمت‏هاي مختلف كتاب ازدياد روز‌افزون بيماري‌ها را مي‏توان ديد مثلاً در مبحث قرحة معده و اثني‌عشر مي‏نويسد: در چند سال اخير تعداد بيماري زيادتر شده است.

6- در كتاب پاتولوژي مديكال بزانسون جلد 6، بيماري‌هاي تغذيه، چاپ 1946، صفحة 193 راجع به ازدياد روز‌افزون مرض قند (ديابت) چنين مي‏نويسد:

مرض قند يكي از بيماري‌هايي است كه خيلي به وفور ديده مي‏شود چنان‌كه در پاريس در سال 1940 تعداد 3792 بيمار مبتلا به مرض قند در بين 2.272.289 نفر سكنة آن شهر وجود داشت كه نسبت ابتلا 16/0 در 100 مي‏شود و از اواسط قرن گذشته تعداد مبتلايان به اين بيماري مرتباً رو به ازدياد مي‏باشد.

تبصره: منظور از ذكر شواهد و مدارك بالا اين بود كه فقط به قول يكي دو نفر اكتفا ننموده، بلكه به منابع گوناگون از كتب مفصل پزشكي، كتاب‌هاي كلاسيك، دايرةالمعارف طب، مجلات علمي و غيره متوسل شده و همه جا به اقوال دانشمندان بزرگ و متخصصين فن استناد جسته و به اين وسيله افزايش روز‌افزون بيماري‌ها را ثابت نمايد. علت اصرار در اين امر و دليل ‌‌آوردن از روي كتاب‌ها و مجلات و غيره اين است كه افراد مردم و حتي اطبايي كه محقق نيستند و از آمار دقيق بيماري‌ها در كشورهاي متمدن كنوني بي‏اطلاع‏اند، نمي‏توانند باور كنند كه روز به روز بر تعداد امراض در دنيا افزوده مي‏شود زيرا مشاهدة اختراعات و اكتشافات شگرفي كه همه معلول پيشرفت و ترقّي سريع در علوم فيزيك و شيمي و مكانيك است و مخصوصاً تبليغات قوي و شديدي که همه روزه به نفع دنياي متمدن جديد در جرايد و مجلات و راديوها صورت مي‏گيرد و مبالغه‏ها و افراط‏‌هايي كه از طرف كارخانجات و مؤسسات دارويي راجع به پيشرفت علم طب و پيدايش داروهاي معجزه‌آساي جديد به عمل مي‏آيد عموم مردم را چنان شيفته، فريفته، مسحور و مجذوب دنياي متمدن امروز نموده است كه همه تصور مي‏كنند در اثر پيشرفت علم طب و كشف داروهاي جديد روز به روز از تعداد امراض كاسته شده و مردم هم سالم‌تر گرديده‏اند و شايد خيال كنند عن قريب تخم امراض از روي زمين برداشته خواهد شد. البته علل ازدياد روز‌افزون بيماري‌ها را كه اكثر آن‌ها مربوط به نقص علم طب و خطاي دانشمندان و عدم توجه دولت‏ها و فعاليت صاحبان كارخانجات و ارباب منافع كه براي فروش كالاهاي خود مردم را اغفال كرده و خوردني‌ها و آشاميدني‌هاي مضر را مفيد جلوه مي‏دهند و از همه اين‌ها مهم‌تر، جهل و غفلت و عدم اطلاع مردم از يك سلسله حقايقي مي‏باشد بعداً به تفصيل شرح خواهيم داد ولي در اين‌جا بايد متذكر شويم كه ضمناً ازدياد روز‌افزون بيماري‌ها بعضي دلايل ديگر هم دارد كه مربوط به هيچ‌كدام از اين‌ها كه گفتيم نيست. مثلاً يكي از علل وفور امراض قلب و عروق اين است كه اين بيماري‌ها اختصاص به سن كهولت و پيري دارد و چون امروزه در اثر رعايت بهداشت كودكان، مرگ و مير در آن‌ها به نسبت قابل ملاحظه‏اي كاهش يافته است بنابراين عدة بیش‌تري از مردم به سن كهولت و پيري مي‏رسند و به همين جهت امراض قلب و عروق هم بايد وفور بیش‌تري داشته باشد يا يكي از علل ازدياد روز‌افزون قرحة معده و مرض سرطان اين است كه به نسبتي كه علم طب پيشرفت مي‏كند، وسايل تشخيص نيز بیش‌تر شده و عده‏اي از اين بيماري‌ها را كه سابقاً به حساب امراض ديگر مي‌گذاشته‌‏اند امروزه با تشخيص‏هاي دقيق معلوم كرده‏‎اند كه زخم معده يا سرطان مي‏باشد ولي همان دانشمنداني كه اين مطالب را در كتاب‌هاي طبي نوشته‏اند، مع‌هذا اقرار دارند كه تمدن جديد شرايط و عوامل تازه‏اي در زندگي مردم ايجاد كرده كه باعث ازدياد روز‌افزون بيماري‌هاي قلب و عروق و زخم معده و سرطان در اجتماعات بشري گرديده است و ما به موقعِ خود، آن‌ها را شرح خواهيم داد.

7- آن‌چه تا اين‌جا گفتيم، همه مربوط به بيماري‌هاي جسمي بود اكنون توجه خوانندگان عزيز را به بيماري‌هاي رواني كه در دنياي امروز اهميت خاصي پيدا كرده است جلب مي‏كنيم. بيماري‌هاي روحي، عدم تعادل عصبي و رواني، جنون و ديوانگي امروزه آن‌قدر در تمام كشورهاي دنيا زياد شده كه باعث نگراني و اضطراب دانشمندان و متخصصين فن و مسئولين بهداشت عمومي كشورها گرديده است.

آقاي دكتر چهرازي استاد دانشگاه تهران و متخصص بيماري‌هاي مغز و اعصاب و امراض رواني، معتقد است كه نود و پنج درصد مردم ايران دچار عدم تعادل روحي و ناراحتي‏هاي عصبي هستند. آقاي دكتر ميرسپاسي روان‌پزشك مشهور، در كتاب «روان‏پزشكي»، جلد 3، صفحة 280 مي‏نويسد: اگر جمعيت كشور ايران را 20 ميليون فرض كنيم، متجاوز از سه ميليون نفر يعني يك هفتم جمعيت كشور بيمار روحي بوده، فعاليت آن‌ها يا صفر و يا زيان‏آور است. سپس اضافه مي‏كند: ما در اين‌جا، ارقامْ در دست، براي سلامت فكر كشور اعلام خطر مي‏كنيم، باشد مسئولين بهداشت كشور به خود آيند و در بهداشت رواني و پيشگيري از انواع جنون، فعاليت لازم [را] مبذول دارند.

پروفسور كروس كارشناس بين‏المللي بهداشت روحي كه با سمت كارشناس سلامتِ فكر سازمان جهاني وابسته به سازمان ملل متحد براي بازرسي وضع سلامت فكر در خاورميانه به ايران آمده بود در گزارش رسمي خود به سازمان چنين مي‏نويسد:

با علاقه زيادي كه نسبت به ايرانيان پيدا كردم نمي‏توانم خطراتي را كه سلامت فكر آن‌ها را تهديد مي‏كند تذكر ندهم زيرا وضع رواني ايران از ممالك هم‌جوار بحراني‏تر مي‏باشد. اگر از حالا تدابير عاقلانه اتخاذ شده و توجه كامل به اين موضوع شود وضع بحراني مذكور ممكن است تخفيف كلي يابد و الّا عاقبت بسيار وخيم و خطرناكي دربر دارد و براي مملكت ايران ارزان تمام نخواهد شد. موضوع قابل تأسف آن است كه رقم قابل ملاحظه‏اي از ايراني‌ها كم و بيش نارسيده‏اند و شخصيت آن‌ها غيرمتعادل است و ثبات و استقامت ندارند و اين مربوط به بحران تربيت عمومي است. ايراني‌ها عموماً از اين مسائل و خطراتي كه سلامت آنان را تهديد مي‏كند نگراني و تأسفي ندارند.

ولي اي خوانندگان عزيز بدانيد كه: اولاً كثرت روز‌افزون بيماري‌هاي روحي و عدم تعادل عصبي و انواع ديوانگي‏ها منحصر به كشور ايران نيست بلكه در تمام نقاط دنيا ديده مي‏شود و ثانياً اين عطيه و موهبتي است كه از اروپا برخاسته و با بسط تمدن جديد به همه جا رسوخ و نفوذ پيدا كرده است! اثبات اين مطلب را به بعد موكول مي‏كنيم و فقط در اين‌جا براي روشن شدن ذهن مردم به ذكر قسمتي از مقاله‏اي كه آقاي دكتر چهرازي در روزنامة اطلاعات، شمارة 9243، مورخ 20 بهمن 35 درج كرده است مبادرت مي‏ورزيم و آن اين است:

«در اثر تحولات 50 سالة اخير به خصوص جنگ‌هاي بين‏المللي و نفوذ تمدن مغرب زمين و رسوخ يافتن ضعف و سستي در معتقدات مذهبي و عدم موفقيت معدودي از مردم در تطبيق وضع زندگي خود با مقتضيات محيط و اشاعة بيماري‌هاي اجتماعي مانند سيفيليس، سوزاك، الكليسم و غيره در ساليان اخير، بيماري‌هاي رواني و عدم تعادل روحي رو به افزايش گذارده است».

اكنون براي اين كه بر عموم مردم معلوم شود كه افزايش روز‌افزون بيماري‌هاي روحي و عدم تعادل عصبي منحصر به كشور ايران نبوده بلكه اين وضعيت در تمام نقاط دنيا وجود دارد، توجه خوانندگان محترم را به مدارك زير جلب مي‏كنيم:

1.  در كتاب روان‏پزشكي تأليف آقاي دكتر ميرسپاسي، جلد 2، صفحة 164 مقاله‏اي از نامة بيماري‌هاي مغز و اعصاب بلژيك در سال 1939 به طبع رسيده درج گرديده است كه قسمتي از آن ذيلاً نقل مي‏شود: طبق آماري كه در كشور آلمان در سال 1936 منتشر شده، شمار بيماران روحي در آ‎غاز سال 1936 به 15846 نفر بالغ بوده و در پايان همان سال به 163341 نفر ترقي كرده است و در دنبال آن مي‏نويسد: متأسفانه مدارك لازم و كافي در دست نيست تا بتوان اظهار‌نظر نمود كه شمار مبتلايان به جنون در دنيا قوس صعودي دارد يا رقم ثابتي است ولي مي‏توان فرض نمود كه اين عده روز به روز در تزايد است. چنان‌كه آمار و نمودارهاي هلندي نشان مي‏دهد عدة بيماران جنون جواني در ده سالة اخير صعود دايم و كندي داشته است، نداشتن جا براي بيماران تازه و هزينة هنگفت بنگاه‌ها است كه دايم در تزايد مي‏باشد.

2.  در همان كتاب روان‏پزشكي، جلد 3، صفحة 271، فصل آمار و نمودار مي‏نويسد:

در فرانسه در مدت 50 سال عدة مجانين 5 برابر شده است.

در آلمان در مدت 40 سال عدة مجانين 3 برابر شده است.

در پروس در مدت 40 سال عدة مجانين 6 برابر شده است.

در آمريكا در مدت 40 سال عدة مجانين 5 برابر شده است.

در ايتاليا در مدت 25 سال عدة مجانين 4 برابر شده است.

بنابراين به سبب افزايش روز‌افزون بيماري‌هاي رواني در جهان، بيماري‌هاي روحي يكي از بزرگ‌ترين بلاياي اجتماعي به شمار مي‏رود. و در جاي ديگر مي‏نويسد:  بهداشت رواني و سلامت فكر، در تمام كشورها به خطر افتاده است و در همه جا، جنون پرچم افراشته، ساكنين كشورها را تهديد مي‏كند.

3.  دكتر الكسيس كارل در كتاب «انسان موجود ناشناخته» صفحة 147 چنين مي‏نويسد: روان آدمي به اندازة جسم وي مستحكم نيست. شايان توجه است كه بيماري‌هاي رواني به تنهايي از جمع تمام بيماري‌هاي ديگر فراوان‏ترند و تيمارستان‌ها كه از ديوانگان لبريز شده است ديگر جاي اضافي براي پذيرفتن تمام بيماراني كه بايد بستري شوند ندارد. به گفته بيرس Bears از هر 22 نفر يك نفر، بايد در طول عمر خود مدتي را در تيمارستان به سر برد. در سراسر اتازوني، تعداد افراد ناقصْ عقل و ديوانه تقريباً هشت برابر بیش‌تر از مسلولين بستري در بيمارستان‌هاست. هر سال قريب 68.000 بيمار جديد در مؤسساتي كه براي نگهداري ديوانگان تخصيص يافته پذيرفته مي‏شود. اگر وضع به همين منوال و به همين سرعت پيش رود، بيش از يك ميليون از كودكان و جواناني كه در مدارس و دانشگاه‌ها تحصيل مي‏كنند دير يا زود بايد در يكي از بيمارستان‌هاي خاص امراض رواني بستري شوند. در سال 1932 تيمارستان‌هاي دولتي تقريباً 340.000 ديوانه در خود داشته است و به اين رقم بايد 81.289 اَبله و مصروع بستري و 10.951 تن غير بستري را افزود. اين آمار شمار ديوانگاني را كه در بيمارستان‌هاي خصوصي مداوا مي‏شوند، شامل نمي‏گردد. در سراسر كشور قريب 500.000 ناقص عقل نيز وجود دارد. علاوه بر اين بازرسي‏ها و مطالعاتی که به وسیله «کمیته ملی بهداشت روانی» به عمل آمده نشان داده است كه لااقل 400.000 تن از كودكاني كه در مدارس عمومي تحصيل مي‏كنند خيلي كم‌هوش‏تر از آنند كه بتوانند تمام دورة تحصيلي خود را ادامه دهند. در حقيقت تعداد كساني كه به اختلالات رواني گرفتارند خيلي بیش‌تر از اين ارقام است و متجاوز از چندين صد هزار افراد عادي به عوارض عصبي ـ رواني مبتلا هستند. اين ارقام بر نهايت ظرافت و شكنندگي شعور مردم امروزي دلالت دارد و ما را به كمال اهميتي كه اجتماعات فعلي بايد به اين مسئله حياتي بدهند متوجه مي‏سازد. بيماري‌هاي رواني آيندة انسانيت را تهديد مي‏كند و خيلي خطرناك‌تر از سل و سرطان و بيماري‌هاي قلبي و كليوي و حتي تيفوس، وبا و طاعون است. اين خطر فقط ناشي از اين نيست كه به شمار جنايتكاران مي‏افزايند بلكه مخصوصاً بدان جهت است كه نژاد سفيد را روز به روز به سوي انحطاط مي‏برد. شمار افراد ناقص‌ْعقل و ديوانه‌ای كه ميان جنايتكاران مي‏توان يافت خيلي بیش‌تر از آن‌چه در بين مردم پراكنده‏اند نيست. درست است كه جمع كثيري از افراد غير‌طبيعي در زندان‌ها به سر مي‏برند ولي همان‌طوري كه قبلاً يادآوري شد فقط تعداد قليلي از جنايتكاران زنداني هستند و كساني هم كه به دام پليس گرفتار و در برابر دادگاه محكوم مي‏شوند بلا‌شك ناقص و معيوبند.

بنابراين طب جديد موفقيت بزرگي در تأمين تعادل فعاليت‌هاي رواني كه خاص آدمي است به دست نياورده و هنوز از حمايت و نگهداري روح بر عليه دشمنان ناشناس محيط عاجز مانده است و در صفحه بعد مي‎نويسد:  شناسايي علل بيماري‌هاي رواني، مهم‌تر از فهم طبيعت آن خواهد بود زيرا فقط از اين راه براي پيشگيري اين بيماري‏ها مي‏توان اقدام كرد. ضعف عقل و ديوانگي، گويی كفاره‏ايست كه ما بايد در ازاي تمدن صنعتي و تغييراتي كه در طرز زندگي ما داده است ادا كنيم. از طرفي مسئله توارث در پيدايش اين عوارضْ اغلب مؤثر است و اختلالات رواني بیش‌تر در طبقاتي ديده مي‏شود كه دستگاه عصبي آن‌ها تعادل خود را از دست داده است. در خانواده‏هايي كه افراد عصبي و عجيب و خيلي حساس پديد مي‏آيند ديوانه و ناقصْ‌عقل نيز فراوان‏تر ديده مي‏شود. مع‌هذا بيماري‌هاي رواني را در مردمي كه در سابقة خانوادگي خود از اين عوارض مصون بوده‏اند نيز مي‏توان يافت، چه محققاً در ايجاد ديوانگي عوامل ديگري به جز توارث نيز مؤثر است بنابراين بايستي تحقيق كرد كه شرايط زندگي جديد از چه راه در پيدايش امراض روحي سهم مي‏گيرد. غالباً در نسل‌هاي خالص سگ‌هايي كه مورد آزمايش قرار گرفته‏اند علايم عصبي رو به افزايش مي‏رود و گاهي نزد جانوران علايمي نظير ضعف عقل و ديوانگي پيدا مي‏شود اين كيفيت را در سگاني نيز مي‏توان يافت كه بر خلاف زندگي طبيعي اجدادشان (يعني سگ‌هاي گله‏اي كه با گرگ‌ها در بيابان مي‏جنگيدند) در شرايط مصنوعي تغذيه و زندگي مي‏كنند. گويي در شرايط زندگي جديد عواملي وجود دارد كه در دستگاه عصبي انسان و هم‌چنين اين جانوران تغييراتی نامطلوب ايجاد مي‌کند ولي براي شناسايي آن‌ها تجربيات خيلي طولاني ضروري است. شرايطي كه در پيدايش و توسعه نقصِ‌ عقل و جنون دوره‌ای (Folie circulaire) مؤثر است مخصوصاً بين طبقاتي ديده مي‏شود كه زندگي آشفته و مضطرب و نامنظمي دارند و تغذيه آنان كافي و خوب نيست و بيماري‌هاي تناسلي بين آن‌ها شايع، دستگاه عصبي ايشان متشنج، نظم اخلاقي از ياد رفته و خودپسندي و عدم مسئوليت و پراكندگي خاطر جاي آن را گرفته است و ديگر انتخاب اصلح صورت نمي‏گيرد. بلا‌شك رابطه‌هايی بين اين عوامل و پيدايش بيماري‌هاي رواني موجود است. زندگي امروز ما عيب اصلي و بزرگي دارد كه هنوز بر ما پوشيده مانده است در شرايطي كه تمدن جديد ايجاد كرده فعاليت‌هايي كه حقيقتاً خاصة آدمي است بد رشد مي‏كند و ناقص مي‏ماند و به نظر مي‏آيد كه در ميان عجايب تمدن جديد شخصيت آدمي راه زوال مي‏پويد.

از آن‌چه تا كنون در اين بخش ذكر كرديم معلوم مي‏شود كه روز به روز امراض جسمي و روحي در اجتماعات بشري زيادتر مي‏شود.

اكنون چند كلمه نيز بايد راجع به افرادي كه بيمار نيستند و به كارهاي روزانة خود اشتغال دارند بحث كنيم. كساني كه در مؤسسات دولتی و ملي به شغل اداراي مشغول‌اند، افرادي كه به كسب و كار و امور حرفه‏اي مختلف مي‏پردازند، بازرگانان، پيشه‏وران، صنعتگران، آموزگاران، كارگران و كارفرمايان، برزگران، سربازان و افسران و خلاصه تمام طبقات مردم را در اجتماعات امروز اگر از نظر سلامتي مورد بررسي قرار دهيم، خواهيم ديد ميليون‌ها نفر از اين افراد كه ظاهراًً سالم به نظر مي‏رسند در حقيقت بيمارند منتها اين‌ها بيماراني هستند كه با اختلالات بدني و ناراحتي خود سازش كرده و از ناچاري دم فرو بسته و شكايت از وضع مزاجي خود نمي‏كنند و به مطب اطبا هم مراجعه نمي‏نمايند زيرا اگر قرار شود براي معالجه به پزشك رجوع كنند بايد تا آخر عمر، همه روزه به دارو و درمان بپردازند. اين افراد كه اكثريت مردم را در هر يك از كشورهاي دنيا تشكيل مي‏دهند و تعداد آن‌ها سر به ميليون‌ها مي‏زند، نه جزء بيماران محسوب مي‏شوند و نه سالم هستند و موقعي آمار صحيح آن‌ها از نظر سلامتي و بيماري معلوم خواهد شد كه رفراندمي به عمل آيد و از عامة مردم سؤال شود آيا شكايتي جزيي يا كلي از وضع مزاجي خود دارند يا خير و آن وقت است كه به قول دكتر گيلرداوزر: «ميليون‌ها نفر مبتلا به بي‏خوابي هستند و براي رفع آن قرص‏هاي خواب‌آور مي‏خورند و با خوردن آن عمر را كوتاه مي‏كنند» و به قول فيسنژر پزشك معروف فرانسوي: «يبوست مزاج كه ام‌الامراض است امروزه عموميت پيدا كرده و به نام بيماري تمدن جديد ناميده شده است» و به قول لاسابلير غذاشناس مشهور فرانسوي: «اكثر مردم مبتلا به كرم‌خوردگي دندان‌ها هستند و اين امر كه معرف اختلالات عميقي در داخل بدن مي‏باشد به هيچ‌وجه در نوع بشر سابقه نداشته است» و به قول دكتر ساموئل فينبرك استاد طب دانشگاه نورث وسترن امريكا: «امروزه در افراد بشر از هر چهار نفر يك نفر مبتلا به حساسيت بدن و عوارض آلرژيك مي‏باشد» و به قول دكتر گيلرداوزر كه در كتاب «گذرنامه براي يك زندگاني نوين» مي‏نويسد: مقاله‏اي اخيراً در يكي از مجلات طبي چاپ شده بود كه طي آن مقاله نوشته شده بود با آمار دقيقي كه استخراج شده، هفتاد و پنج درصد از مردم امريكا كه سن شان از پنجاه تجاوز مي‏كند به هفت يا هشت بيماري مبتلا مي‏شوند كه سرچشمة آن بي‏نظمي در نوع غذا است.

و به عقيدة بنده، علت اين كه با وجود چنين وضعيتي عموم مردم را در خواب خرگوشي نگاه داشته و همه جا به وسيلة تبليغات قوي شهرت داده‏اند كه با ترقيات شگرف طب و بهداشت، سلامتي مردم روز به روز بهتر شده و با كشف داروهاي معجزه‌آساي جديد بيماري‌ها به سهولت و سرعت معالجه مي‏شوند جز استفاده ارباب منافع يعني صاحبان كارخانجات و مؤسسات دارو و سركيسه كردن مردم دنيا و ميلياردها پول به جيب زدنْ منظور ديگري در بين نبوده است. ملت‏هاي دنيا كه مثل گوسفند دوشيده مي‏شوند؛ چرا آن‌ها را ندوشند؟ بشر كوته‌فكر و بي‌مغز كنوني كه در هيچ امري مطالعه و تحقيق نمي‏نمايد و هر چه بگويند فوراً باور مي‏كند و جز تقليد كودكانه در زندگي روزانه كار ديگري از او ساخته نيست چرا باركش يك مشت استفاده‌جوي طماع قرار نگيرد؟ و الّا اگر بدن‌ها سالم و مزاج‌ها متعادل باشد چرا بايد لوزه‏هاي امروز آن‌قدر بزرگ و متورم و چركين شود كه ناچار شوند آن‌ها را بردارند. در قرن بيستم قرني كه اكتشافات و اختراعات دنيا چشم بشر را خيره كرده است، لوزه را مثل آپانديس، يك عضو مزاحم و زايد تشخيص داده، از اوان كودكي آن‌ها را قطع می‌كنند و بدن را از دو دروازه‏بان باوفا و مطمئن كه مثل سدي از عبور ميكروب‌ها به داخل بدن جلوگيري مي‏كنند محروم می‌سازند. چرا بايد ميليون‌ها نفر مبتلا به گرفتگي بيني بوده و سرتاسر فصل زمستان بلكه ساير فصول نيز از زكام‌هاي مكرر و دايم در رنج و عذاب باشند؟

 

 

چرا بايد دكتر الكسيس كارل بگويد:

خوب است اكنون كه دانشمندان اروپا و آمريكا خود به اين حقايق اقرار دارند، ديگر ما كاسة از آش داغ‌تر نشويم و آن‌قدر سنگ اروپا‌خواهي را به سينه نزده و براي بزرگ كردن اروپاييان اين حقايق مسلّم را منكر نگرديم. هر قدر ما بخواهيم براي بالا بردن و اهميت دادن به دنياي متمدن غرب كوشش كنيم و به دروغ‏ همه جا در مطبوعات و راديوهاي خود شهرت دهيم كه در اثر ترقي طب و بهداشت، روز به روز مردم سالم‌تر و با كشف داروهاي معجزه‌‏آساي جديد، امراض صعب‌العلاج به سهولت و سرعت معالجه مي‏گردند، باز هم نخواهيم توانست در مقابل واقعيتْ سدي ايجاد كنيم و بالاخره روزي خواهد رسيد كه حقيقت چون آفتابي جلوه‌گري خواهد كرد. خوب است به جاي افكار باطل و تصورات بيهوده، بلا‌درنگ در مقام تحقيق و مطالعه بر‌آييم و به علل اصلي پيدايش عدم تعادل مزاج‌ها و بيماري‌هايي كه به وفور همه جا پراكنده شده است پي‌برده به چاره پردازيم زيرا به راستي سلامتي، اعظم نعمت‏هاي الهي است و كوشش در راه سلامتي جامعه علاوه بر اين كه به برخورداري مردم از خوشبختي خواهد افزود، بار گران اقتصادي را نيز از دوش آن‌ها برخواهد داشت. طبق آمارهاي دقيق، هر سال در آمريكا بالغ بر 716 ميليون دلار براي تهيه دارو خرج مي‏كنند و بهاي مجموعه مصارف طبي به000/000/500/3 (3 ميليارد و پانصد ميليون) دلار بالغ مي‏گردد. وقتي كه وضع آمريكا با آن مراقبت‏هاي بهداشتي چنين باشد، حال مردم عقب‌افتاده آسيايي معلوم است چگونه خواهد بود. در اين صورت آيا برداشتن بار گراني از دوش ملت فقير ايران، بزرگ‌ترين خدمت به كشور و ميهن محسوب نخواهد شد؟ آيا اگر يك پزشك ايراني در راه وصول به اين هدف مقدس و بزرگ با هزاران مشكل مواجه شده و مال و حتي جان خود را نيز از دست بدهد مغلوب شده است؟

 
فراخوان طراحی لوگوی مرکز تحقیقات کارآزمایی بالینی طب سنتی ایرانی

 

فراخوان طراحی لوگوی مرکز تحقیقات کارآزمایی بالینی طب سنتی ایرانی

از آنجایی که مرکز تحقیقات کارآزمایی بالینی طب سنتی ایرانی دانشگاه شاهد در تاریخ 21/10/89 از سوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مجوز تأسیس خود را اخذ نموده است، لذا از علاقمندان به طب سنتی و رشتۀ هنر و طراحی دعوت می‌شود تا با شرکت در طراحی لوگوی این مرکز یادگاری از خود بر جای گذارند.

لوگوی مورد نظر باید دربردارندۀ موارد ذیل باشد

  • طب سنتی ایران
  • گیاهان دارویی
  • کارآزمایی بالینی

عزیزان می‌توانند آثار خود را تا تاریخ 3/2/1391‎ به آدرس الکترونیکی آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید ارسال و یا به نشانی تهران- میدان انقلاب- خیابان کارگر شمالی- بین فرصت و نصرت- پلاک 1471 ساختمان ستاد مراکز تحقیقاتی دانشگاه شاهد مراجعه نمایند.

تلفن تماس برای کسب اطلاعات بیشتر: 66464321 و 66464320 -021

ضمناً به طرح برگزیده لوح سپاس و هدیۀ ارزنده‌ای اعطا خواهد شد.

 

با سپاس و دعای خیر

دکتر محسن ناصری

رئیس مرکز تحقیقات کارآزمایی بالینی طب سنتی ایران

 
توسعه برای ایرانیان وب سایت جومینا.

اطلاعیه

دوره های آموزشی ماساژ:

18 و 19 مهرماه

تئوری - عملی

خانم دکتر گلجاریان

آقای دکتر مجاهدی

تلفن ثبت نام:

09197163570

اطلاعات بیشتر، کلیک نمایید!

جستجو...

ورود به سایت