کتابخانه طب سنتی ایران

پایگاه جامع طب سنتی ایران با فعالیت تحت نظارت دانشگاه شاهد ، یک مرکز دانشگاهی می باشد. این مسئله سبب شده که اساتید دانشگاهی در این مرکز از بیان و انتشار مطالب غیر علمی همواره خوداری نمایند.

با توجه به غنای علمی بالای طب سنتی ایران اساتید مرکز تحقیقات طب سنتی در تلاش هستند تا بتوانند منابع غنی این طب را احیا و بازنویسی کنند. از مجموعه کتاب هایی که بازنویسی شده است برخی کتاب های تخصصی و برخی عمومی به حساب می آیند. این تلاش ارزشمند در چهارچوب طرحی به نام " احیای میراث مکتوب طب سنتی" انجام می گیرد.

کتاب هایی که تاکنون از این طرح بدست آمده برخی تالیف و برخی بازنویسی از کتب مرجع طب سنتی می باشند. در نظر داریم بخشهایی از هر کتاب را در سایت کتابخانه ی طب سنتی ایران قرار دهیم.

کتابخانه ی طب سنتی ایران علاوه بر این که معرفی اجمالی از کتاب های طرح احیای میراث مکتوب طب سنتی را در بر دارد ، لیست کتاب های موجود در کتابخانه ی درمانگاه طب سنتی ایران -زیر نظر دانشگاه شاهد- را نیز در بر دارد .

علاوه بر این موارد ، کتابخانه ی طب سنتی ایران  در بردارنده نسخ خطی بسیار ارزشمندی می باشد که نام آنها در این سایت قرار خواهد گرفت تا امکان دسترسی به این کتاب های ارزشمند برای علاقمندان فراهم گردد.

 
s1

در ماهیّت و طبيعت و خواصّ افيون از قول اطبّاء

و در او سه مسأله است.

مسألة اوّل

در ماهیّت افيون

مخفی نماند که لفظ افيون موضوع است علی سبيل الاشتراک فی‌اللّفظ از برای چند چيز،

يکی: صمغ خشخاش مطلقاً و اين اطلاقي است که اهل مشرق و مغرب بر اين متّفق‌اند[1].

دوم: صمغ خشخاش سياه و در کتب قدما همه اين اطلاق است، به واسطة آنکه زرع خشخاش بسيار نبوده و از خشخاش سياه صحرايي صمغ می‌گرفته‌اند و اگر از بستانی نيز بوده، از زمين مصر تنها[2] بوده و از آنجا نقل به اطراف می‌کرده‌اند[3].

تميمی‌گفته است که در هيچ زمين نه در شرق و نه در غرب افيون نباشد الاّ در زمين[4] مصر، خاصّه در صعيد مصر، خاصّه در زمين مخصوص از او بوده و از آنجا به ساير بلاد می‌برده‌اند.

سوم: عصارة خشخاش سياه است. ديسقوريدوس گفته که صمغ خشخاش سياه يا عصارة او است، از اين معلوم می‌شود که اطلاق افيون بر عصاره، صحيح است. شيخ‌الرّئيس آورده که افيون عصارة خشخاش سياه[5] هست از مصر، که آن را مشمّس کرده باشند، يعنی عصاره را در ميان آفتاب نهاده باشند تا غليظ گردد و قريب به انعقاد شود. و گفته‌اند[6] که از خس برّی[7] افيون ‌می‌سازند و او نيز مخدّر است امّا ضعيف است.


 

مسألة ثانيّه

در طبيعت افيون

جمهور اطبّاء بر آنند[8] که طبع افيون بارد يابس است و بر آنکه برودت در آخر مراتب درجات است و آن، مرتبة رابعه است، و صاحب سديدی آورده که برودت او در اوايل رابعه است، و صاحب ذخيره گفته است که برودت و يبوست افيون در مرتبة ثالث[9] است، و باقی اطلاق کرده‌اند[10] امّا در يبوست اختلاف کرده‌اند، بعضی گفته‌اند که او در مرتبة سوم است از مراتب يبوست، و چندان[11] تنزّل کرده‌اند که در مرتبة ثانيّه آورده‌اند يبوست او را، و بعضی از اصحاب جدل[12] و کلام گفته‌اند: «افيون حارّ است»، و گفته‌اند که دليل حرارت او قياسی[13] است و تجربه.

امّا قياس، مرارت طعم است و فاعل مرارت، حرارت است و دليل ديگر؛ حدّتی که با مرارت است و دليل ديگر؛ از روی قياس، آن است که شيخ‌الرّئيس فرموده است که «الحرارةُ فی الرَّطبِ تَفعلُ[14] سَواداً و فی ضِدّهِ بَياضاً و البرودةُ تَفعَلُ فی‌الرَّطبِ بَياضاً و فی ضِدِّهِ سَواداً» و معلوم است که افيون لبن[15] خشخاش است يا عصاره، به هر حال متلوّن به سواد شده، پس از اين معلوم می‌شود که فاعل او حرارت است.

امّا تجربه، پس[16] ظاهر است اينکه افيون[17] احداث حرارت می‌کند و به واسطة آن، در اوقات برودت هوا مردم استعمال می‌کنند و برودت، که ثانياً حاصل می‌شود از آن است که موادّ حارّة بدن را تحليل می‌کند و برودتی بالعرض حاصل می‌شود و هرگاه که دو امر متضاد از چيزی صادر شود، يکی بالذّات باشد و ديگری بالعرض، ما بالذّات مقدّم خواهد بود و ما بالعرض مؤخر، چه[18] ذاتيّات مقدّم‌اند[19] به عرضيّات.

و جواب از اين مقدّمات آن است که قياس، موثّقٌ‌به نيست[20] برای آنکه می‌تواند بود که امری باشد غير ظاهر در حس، که موجب امری باشد و آن امر فی‌الحقيقه اقوی باشد از امری که ظاهر باشد در حس، چنانکه تمثيل کرده‌اند به دو مثقال فرفيون و سی مثقال شير تازه، که به حسب لونِ ظاهر[21]، و آن بياض است، لازم می‌آيد که بارد باشد، به واسطة امری[22] ديگر غير مرئی، که آن اقوی است به مراتب[23] لازم می‌آيد که حارّ باشد. همچنين در افيون فرضاً چيزی[24] باشد که طعم او تفه باشد، و فعل او اقوی باشد از فعل فاعل مرارت و حدّت.

جواب از دليل ديگر، که در او تمسّک به قول شيخ است، نزديک است به همين جواب و آن، آن است که می‌تواند بود که امری ديگر باشد که مقتضی[25] حرارت باشد، و آن اقوی باشد.

امّا تجربه؛ جواب[26] آن است که لانم[27] که فعل افيون اوّلاً حرارت است، بلکه اوّلاً تبريد است و ثانياً تسخين بالعرض، و ثالثاً تبريد[28] ديگر مقدّمه‌ای که دعوی کرده که هرگاه که دو امر متضاد از چيزی صادر شود احدهما بالذّات باشد، ممنوع می‌تواند بود که امر عرضی، در قوّت به مرتبه‌ای رسد که بالفعل، بر ذاتی غلبه کند[29]. مانند تسخين آب گرم و تبريد او، که اوّل، بالذّات است و ثانی، بالعرض مع‌هذا تسخين او مقدّم است.

و اگر گويند که افيون صمغ است و رئيس فرموده[30] که تمام صموغ، حارّ است پس او حارّ باشد، گوييم که[31] شيخ با وجود اين، حکم کرده است که افيون بارد يابس است در درجة رابعه، پس می‌تواند بود که در اصل، طبيعت صموغ حارّ يابس باشند[32] و به واسطة مانع[33]، اثر ايشان[34] به فعل نيايد، مثل آنکه از نباتی که از آن بيرون می‌آيد قوّتی استفاده کند که مخالف مقتضای صمغيّت باشد.


 

مسألة ثالثه

در کيفيّت اخراج[35] آن

امّا صمغ را چنان گيرند که در آن زمان که بنياد کند که خشک شود، و شبنمی‌ که بر روی گياه می‌نشيند از حرارت آفتاب زايل شود، سر[36] خشخاش را به کاردی بسيار تيز[37] شقّ کنند و شقّ را چندان غاير نکنند که راه به اندرون کند و چنان نيز نکنند که منشعب شود، بلکه يک[38] خط راست بکشند[39] و آن شيری که بيرون می‌آيد به انگشت بردارند و در صدفه[40] کنند و چون زمانی بگذرد از آنچه به تدريج کرده شده باشند در همين روز بردارند و گاه باشد که روز دوم نيز چيزی بيرون تراود[41] بعد از آن بر[42] سنگ صلايه، بسايند و از آن اقراص بسازند و نگاه دارند. اين است قول ديسقوريدوس در اين باب.

امّا بيان نکته که شرط کرده در اين چيزها اين است[43] که ذکر می‌کنم:

1)      امّا تعيين زمان مذکور جهت آن است که نباتات، تنها تغذيه[44] از عروق نمی‌کند[45]، بلکه از مسامات خفيّه که در ظاهر نبات است جذب رطوبت می‌کند، خواه رطوبت آب باشد، خواه[46] باران، خواه[47] شبنم، يا رطوبتی که دائماً در هوا[48] می‌باشد. آن کسانی که تعهّد احوال نباتات می‌کنند درمی‌يابند اين معنی را، و بهترين رطوبات، رطوبت شبنم است که به تغذية نباتات[49] شبيه است به رطوبت شبيه به طلّ، که از افواه عروق بيرون می‌آيد و بر ظاهر اعضا می‌نشيند و آن رطوبت، در اکثر زمستان و بعضی از بهار هست تا چندانکه حرارت روز تحليل آن کند، پس در پوست خشخاش از اين رطوبت بسياری نفوذ می‌کند و در مبادی که از بسياری رطوبت و ضعف حرارت آفتاب[50] نضجی نيافته به لون آن آبی[51] که شبيه است به غذای نباتات[52] کامل نشده، بلکه رطوبتی سبز رنگ می‌باشد که خام و ناملايم است پس بعد از آنکه <آن>[53] رطوبت، رنگ بياض و قوام معتدل گيرد، و قبل از آنکه غذای قشر[54] شود انتهاز[55] فرصت می‌بايد نمود و اخراج[56] دمعه کرد، و اين زماني است که[57] تعيين کرده که حرارت آفتاب، رطوبت را تجفيف کند از ظاهر قشر، و به واسطة رطوبت و بسياری آن[58] ظاهر و باطن نضج قبول نکند، هرگاه که بدين مرتبه رسد که تجفيف رطوبت ظاهر کند قوّت حرارت نيز چندان خواهد بود که رطوبت باطنی را نضج دهد و اين در اواسط فصل ربيع است.

2)      و آنکه[59] شقّ را به کارد می‌کنند[60] تا موضع بيرون آمدنِ لبن بسيار شود و اگر به چيزی<دیگر>[61] سوراخ سوراخ[62] کنند سيلان تمام نمی‌شود.

3)      و سبب اينکه شقّ غاير نباشد آن است که شيره به اندرون نفوذ نکند و در باطن بريزد زيرا که باز جدا نمی‌توان کرد[63].

4)      و سبب آنکه منشعب نشود[64] آن است که لبن، از يک موضع بدرآيد و به مواضع مختلفه متفرّق نشود؛ زيرا که هر چند بيشتر بيرون می‌آيد آن[65]، آسانتر است التقاط آن، و هرگاه که متفرّق بيرون آيد[66] و از مواضع کثيره بيرون تراود ناچار اندک اندک باشد[67]. و گاه هست که دو شقّ متقارب کنند هر دو[68] يک جانب، قريب به موضع نصف، تا آنچه از مابين باشد از يکی بيرون آيد، و آنچه از بالا باشد از يکی ديگر.[69]

5)      و سبب آنکه به انگشت بردارند آن است که مثل کارد از جرم او[70] می‌خراشد و اجزای مکروهة آن قشر داخل می‌شود[71].

6)       و در صدف جمع کردن به واسطة آن است که صدف تمام لبن را باز می‌دهد و چيزی در او نفوذ نمی‌کند[72] به خلاف خزف و خشب[73] و برگ و غير آن.

7)       و سبب آنکه روز اوّل برآرند، و روز دوم نيز گاه‌گاه[74] بر می‌توان داشت، آن است که لبن مذکور، از موضع مذکور يعنی موضع شرط بيرون می‌آيد[75] و تا بر افواه آن[76] منافذ، اين[77] لبن هست آنچه بعد از اين است از بيرون آمدن ممنوع است، و هرگاه که برگرفتند افواه منافذ گشاده می‌شود و ديگر بار بيرون می‌آيد، و تا منافذ از تجفيف هوا و آفتاب صلابت پيدا نکرده بيرون آمدن هست[78]، و از اين است که روز سوم هيچ بيرون نمی‌آيد.

8)       و سبب آنکه به روی سنگ[79] سحق می‌کنند[80] آن است که بعضی رطوبات به تحليل رود و خاثر و غليظ شود و زود قرص شود و هوا در او[81] دخل نتواند کرد. اگر بسيار رقيق باشد و بسيار غليظ، متعفّن شود[82].

امّا صاحب ترويح الارواح آورده است[83] که، بهترين وجهی در اتخاذ افيون آن است که مادون سر خشخاش که تخم آن سیاه است نزديک[84] ساق شرط کنند و گذارند تا صمغ بيرون آيد، بعد از آن جمع کنند که آن[85] افيون خوب است. ظاهراً مدّعای او آن است که بعضی از صمغ[86] که در ساق گياه هست آن هم بيرون آيد.

بغدادی گفته است که قومی[87] پوست و برگ و سر خشخاش می‌کوبند و می‌فشارند و می‌پزند تا غليظ می‌شود و قرص ‌می‌سازند و اين بدترين اصناف است. و امّا ديسقوريدوس طريق استخراج افيون که از عصاره باشد چنين می‌آورد که خشخاش و ورق افيون را بکوبند[88] و عصاره[89] استخراج کنند پس آن عصاره به روی سنگ صلايه بسايند تا چندان غليظ شود که قرص توان کرد، بعد از آن قرص سازند و گويند که اين صنف افيون را سقونيون[90] گويند.

 


[1]. ل و آ: بر این

[2]. ل و آ: تنهایی

[3]. ل و آ: به اطراف نقل می‌کرده‌اند

[4]. ل و آ: دیار

[5]. ل: مصری

[6]. ل و آ: گفته

[7]. ل و آ: گاه گاه

[8]. ل و آ: متفق‌اند بر این

[9]. ل و آ: سوم

[10]. ل و آ: گرداند

[11]. ل و آ: چند آن

[12]. در حاشیه نسخة الف آمده است: و منه صاحب المنهج میر غیاث الدین منصور است قدس سره: مصحّح

[13] . ل و آ: قیاس

[14]. در اصل یَفعَلُ بود که به تَفعَلُ اصلاح شد: مصحّح

[15]. ل و آ: آب

[16]. ل و آ: - پس

[17]. ل و آ: اولاً

[18]. ل و آ: جهت آنکه

[19]. ل و آ: متقدّم‌اند

[20]. ل و آ: از

[21]. ل و آ: لونی که ظاهر است

[22]. ل و آ: جزوی

[23]. ل و آ: مراتب ندارد

[24]. ل و آ: جزیی

[25]. ل و آ: آن خلاف مقتضی

[26]. ل: آن

[27]. لانم مخفف لانسلم به معنای قبول نمی‌کنیم است: مصحّح

[28]. ل و آ: تبرید است

[29]. ل و آ: احدهما بالذّات باشد مقدم خواهد بود ممنوع است می‌تواند که امری عرضی در قوت به مرتبه‌ای رسد که بر ذاتی غلبه کند

[30]. ل و آ: است

[31]. ل و آ: که ندارد

[32]. ل و آ: باشد

[33]. ل و آ: مانعی

[34]. ل: آن

[35]. ل و آ: استخراج

[36]. ل و آ: سر ندارد

[37]. ل و آ: - بسیار تیز

[38]. ل و آ: یک یک

[39]. ل و آ: به تیغ

[40]. ل و آ: صدفه

[41]. ل و آ: برآورد

[42]. ل و آ: بر روی

[43]. ل و آ: امّا بیان نکته دیگر در این چیزها که شرط کرده این است

[44]. ل و آ: تغذیه تنها

[45]. ل و آ: نمی‌کنند

[46]. ل و آ: رطوبت

[47]. ل و آ: رطوبت

[48]. ل و آ: در هوا دائماً

[49]. ل و آ: نبات

[50]. الف: + که

[51]. ل و آ: لبن؛ ج: تکون آن لبن

[52]. ل و آ: نبات

[53]. ج

[54]. الف: غذا فسرده

[55]. الف: انتها؛ ل و ج: انتهاز

[56]. ل و آ: استخراج

[57]. ل و آ: که او

[58]. ل و آ: به واسطة بسیاری رطوبت

[59]. ل و آ: اینکه

[60]. ل: به کاردی کند

[61]. ل و آ

[62]. ل: - سوراخ

[63]. ل: سبب آنکه شق غائر نباشد که به اندرون نفوذ نکند تا لبن در باطن نریزد زیرا که از یکدیگر جدا نمی‌توان کرد.

[64]. ل و آ: از برای

[65]. ل و آ: - آن

[66]. ل و آ: + آنچه از یک موضع بیرون می‌آید

[67]. ل و آ: می‌باشد

[68]. ل و آ: از

[69]. ل و آ: از دیگری بیرون آید

[70]. ل و آ: قشر، چیزی

[71]. ل و آ: و از اجزای مکروهه داخل می‌شود

[72]. ل و آ: - و چيزی در او نفوذ نمی‌کند

[73]. ل و آ: خشت

[74]. ل و آ: گاهی

[75]. ل و آ: لبن مذکور از موضع شقّ بیرون می‌آید

[76]. ل و آ: - آن

[77]. ل و آ: این

[78]. ل و آ: باقیست

[79]. ل و آ: + صلایه و

[80]. ل و آ: کنند

[81]. ل و آ: که هوا در آن

[82]. ل و آ: اگر بسیار رقیق باشد و اگر بسیار غلیظ منعقد شود و اگر بسیار گنده باشد متعفن شود

[83]. ل و آ: - است

[84]. ل و آ: + به

[85]. ل و آ: این

[86]. ل و آ: صمغی

[87]. ل و آ: + که

[88]. ل و آ: سر خشخاش و ورق او هر دو را بکوبند

[89]. ل و آ: + را

[90]. ل: سفونیون

 
فراخوان طراحی لوگوی مرکز تحقیقات کارآزمایی بالینی طب سنتی ایرانی

 

فراخوان طراحی لوگوی مرکز تحقیقات کارآزمایی بالینی طب سنتی ایرانی

از آنجایی که مرکز تحقیقات کارآزمایی بالینی طب سنتی ایرانی دانشگاه شاهد در تاریخ 21/10/89 از سوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مجوز تأسیس خود را اخذ نموده است، لذا از علاقمندان به طب سنتی و رشتۀ هنر و طراحی دعوت می‌شود تا با شرکت در طراحی لوگوی این مرکز یادگاری از خود بر جای گذارند.

لوگوی مورد نظر باید دربردارندۀ موارد ذیل باشد

  • طب سنتی ایران
  • گیاهان دارویی
  • کارآزمایی بالینی

عزیزان می‌توانند آثار خود را تا تاریخ 3/2/1391‎ به آدرس الکترونیکی آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید ارسال و یا به نشانی تهران- میدان انقلاب- خیابان کارگر شمالی- بین فرصت و نصرت- پلاک 1471 ساختمان ستاد مراکز تحقیقاتی دانشگاه شاهد مراجعه نمایند.

تلفن تماس برای کسب اطلاعات بیشتر: 66464321 و 66464320 -021

ضمناً به طرح برگزیده لوح سپاس و هدیۀ ارزنده‌ای اعطا خواهد شد.

 

با سپاس و دعای خیر

دکتر محسن ناصری

رئیس مرکز تحقیقات کارآزمایی بالینی طب سنتی ایران

 
توسعه برای ایرانیان وب سایت جومینا.

اطلاعیه

دوره های آموزشی ماساژ:

18 و 19 مهرماه

تئوری - عملی

خانم دکتر گلجاریان

آقای دکتر مجاهدی

تلفن ثبت نام:

09197163570

اطلاعات بیشتر، کلیک نمایید!

جستجو...

ورود به سایت