کتابخانه طب سنتی ایران

پایگاه جامع طب سنتی ایران با فعالیت تحت نظارت دانشگاه شاهد ، یک مرکز دانشگاهی می باشد. این مسئله سبب شده که اساتید دانشگاهی در این مرکز از بیان و انتشار مطالب غیر علمی همواره خوداری نمایند.

با توجه به غنای علمی بالای طب سنتی ایران اساتید مرکز تحقیقات طب سنتی در تلاش هستند تا بتوانند منابع غنی این طب را احیا و بازنویسی کنند. از مجموعه کتاب هایی که بازنویسی شده است برخی کتاب های تخصصی و برخی عمومی به حساب می آیند. این تلاش ارزشمند در چهارچوب طرحی به نام " احیای میراث مکتوب طب سنتی" انجام می گیرد.

کتاب هایی که تاکنون از این طرح بدست آمده برخی تالیف و برخی بازنویسی از کتب مرجع طب سنتی می باشند. در نظر داریم بخشهایی از هر کتاب را در سایت کتابخانه ی طب سنتی ایران قرار دهیم.

کتابخانه ی طب سنتی ایران علاوه بر این که معرفی اجمالی از کتاب های طرح احیای میراث مکتوب طب سنتی را در بر دارد ، لیست کتاب های موجود در کتابخانه ی درمانگاه طب سنتی ایران -زیر نظر دانشگاه شاهد- را نیز در بر دارد .

علاوه بر این موارد ، کتابخانه ی طب سنتی ایران  در بردارنده نسخ خطی بسیار ارزشمندی می باشد که نام آنها در این سایت قرار خواهد گرفت تا امکان دسترسی به این کتاب های ارزشمند برای علاقمندان فراهم گردد.

 
 
s3

در منافع و مضارّ او از حکما و اطبّای کبار

 

ديسقوريدوس از سيطرانجيس[1] نقل می‌کند که او هرگز افيون در علاج رمد و درد گوش استعمال نمی‌کرد، زيرا که زعم او اين بود که در اکتحال اضعاف لازم آيد[2]، و در گوش کردن مُسبِت است. و آورده است که اندروس در جمع العقاقير[3]، زعم او اين است که اگر نه آن بود که افيون از غشّ خالی نمی‌باشد البتّه سبب عمی ‌شود[4] کسانی را که به او اکتحال می‌کنند. و همچنين حکايت می‌کند[5] از ديگری که او زعم کرده است که افيون خالص، همین رايحه تنها منتفعٌ‌به[6] می‌شود که تنويم می‌کند و امّا هر چه غير اين است، افيون در آن ضارّ است.

حقير می‌گويد که اين زعم از قبيل زعم[7] مردم زمان ما است که با وجود چندين منافع، که از عهدة احصاء[8] بيرون نمی‌توان آمد، می‌گويند که در او غير مضرّت نيست، و گاه باشد که مخصوص سازند و گويند که جهت نزله مفيد است و در ديگر چيزها مفيد نيست[9].

ديسقوريدوس به عمر خويش سوگند خورده است که اينها غلط کرده‌اند و مخالفت نموده آنچه آن را تجارب به صحّت رسانيده و نيز می‌گويد هرگاه مقدار کَرسَنه تناول کنند تمامی اوجاع ساکن گرداند و خواب آورد و نضج مواد دهد.

حقير گويد[10] که بيان اين، آن است که نضج عبارت از تهيیء قوام مادّه است از جهت دفع، و آن به ترقيقِ غليظ و تغليظِ رقيق حاصل شود[11]، و افيون موادّ رقيق را که به واسطة رقّت در جرمِ اعضا متشرّب می‌شود، تغليظ می‌کند به مرتبه[ای] که قوام، معتدل می‌گردد و اندفاع اسهل[12] می‌شود. و دور نيست که موادّ غليظه، به واسطة حرارتی که او را بالعرض می‌باشد، تلطيف کند و به واسطة تقويتی که دل و روح را می‌کند، قادر شود طبيعت و بر نضج موادّ، او را قدرت حاصل شود[13] و اين معنی مجرّب است و از برای سرفة کهن نفع تمام دارد. حقير می‌گويد: منشأ نفع او سرفه را، چند چيز بود: يکی منع مادّة نازل از دماغ يا نازل[14] از هر عضو که باشد چون مادّه به سينه ريزد چه در اين حال[15] سعال را اصلی نماند و زايل شود[16]، و يکی ديگر تحليل مادّه‌های منصب، ديگر تقويت قوّت در دفع مادّه، ديگر نضج مادّه[17] جهت سهولت اندفاع.

و تقيّد <به>[18] سعال مزمن، جهت آن است که دفعِ مرضِ مزمن، اصعب است، هرگاه که دفع مزمن کند، دفع غير مزمن به طریق اولی خواهد بود[19]. ديگر اِزمان سعال اکثر به سبب نزلات دماغی است و از برای دفع موادّ نازله، افيون آيتی[20] عجيب است و هيچ دوا در اين امر با وی مساوی[21] و مشارک نيست. و اکثر ازمان به واسطة غلظت و برودت باشد[22] با ديگر اسباب نظير اين[23]، و نفع افيون در آنچه مذکور شد ظاهر است[24].

و اگر مقدار بسيار از افيون تناول کنند خوابِ سخت مستغرق احداث کند، مثل خوابِ کسانی که ايشان را لِيثَرغُس باشد و آن، سرسامِ باردِ بلغمی است و لازم او سُبات و نسيان است[25].

ديگر آنکه اگر افيون با روغن گل سرخ بياميزند و سر را بدان تدهين کنند، صداع را فايده دهد[26]. حقير گويد که فايدة مَزج او به روغن گل سرخ[27]، آن است که با وجودِ لبث در مسامِ جلدِ سر، و قوّت تأثير لبث تقويتی که در ورد است[28] که به واسطة آن، دماغ دفع مواد از خود کند و عطريّتی که در گل است، مقوّیِ روح است و به سبب تقويت روح، قوای دماغی قوّت گيرد و دهنيّتی که در روغن است موجب کسر حدّت مادة مصدّعه[29] و کسر يبوستِ افيون شود.

ديگر اگر با روغن بادام شيرين و زعفران و مُرّ خلط کنند < و در گوش تقطیر کنند شایسته و نافع باشد دردهای گوش را، و هرگاه که با زردة تخم مرغ بریان کرده و زعفران خلط کنند>[30] از برای حمره و خراجات نافع باشد[31]، و اگر با زعفران و شير دختران مزج دهند جهت نقرس مفيد باشد.

ديگر آن که اگر فتيله از آن در منفذ گوش[32] نهند خواب آرَد.

بغدادی گويد: افيون جهت رمد حارّ استعمال کنند و جهت تسکين اَلَم، و گاهی که بر قروح نهند، نفع کند و به تجفيفی که دارد[33] حبس اسهال کند و يک شربت از دو دانگ در نگذرانند و به فلفل و دارچينی اصلاح کنند، و سعال حارّ مزمن را نفع[34] کند، و[35] تقييد به حارّ موجب استبعاد نيست چه ما آنچه رفع استبعاد کند پيش از آن ذکر کرديم[36].

شيخ‌الرّئيس آورده که افيون تجفيف قروح کند و او از قبيل چيزهايي است که باطل کند[37] فهم و ذهن را و اگر بی جندبيدستر خورند هضم را باطل کند < و امّا صداع مزمن را تسکین دهد و موجب راحت شود و بسیاری از اوایل تجویز نکرده‌اند که در رمد آن را استعمال کنند به واسطة آنکه بصر را مضرّت می‌رساند>[38]، و بسيار هست که معده به واسطة او مندبغ شود يعنی دباغت يابد و از[39] اجزای او مجتمع شود و اين به واسطة حالتی است که مسترخی شده باشد[40] و از برای سحج و قروح امعا مفيد است و افيون می‌کُشد به اجماد قوی[41] و ترياقش جندبيدستر است. < بغدادی گفته که شرب آن هضم و فهم را ابطال می‌کند و از برای این مصلح او جندبیدستر است>[42].

حقير گويد: اگر مراد او از اين اشاره به اصلاح هضم است، پس همان قول رئيس است و اگر چيزی ديگر در او است، تأمّلی هست در اينکه جندبيدستر اصلاحِ ابطالِ فهم می‌کند، فتأمّل. در خواصّ از مهراریس نقل می‌کنند که افيون را اگر به سرکه حل کنند و بينی خر را به آن مالند آب از چشم او چون اشک در آيد و فرياد کند[43].

شيخ‌الرّئيس گويد: شربتی از افيون يک عدسة کبيره است و گفته‌اند که يک عدس است و از دو دانگ نگذرانند.

صاحب اختيارات آورده که بر اورام حارّه طلا کردن سود دارد و مضرّت‌های او چنانچه بر آن اتفاق دارند ابطال فهم و هضم[44] است. و از جمله مضرّت‌های او سمّيت است، چه دو درم او قاتل است[45] اصلاح او به فلفل و دارچينی و فرفيون و جندبيدستر است، بعد از آن قی و حقنه و شرابِ کهنة بسيار، بعد از آن حمام، بعد از حمام آش‌های چرب.

صاحب تقويم گويد: مصلح او عود هندی است يا عود وَج يعنی اگير ترکی.

تنبيه:

بدل افيون به قول جمهور[46] بزرالبنج است، بعضی تردّد کرده‌اند ميان او و دو برابر او تخم لفاح، يا پوست ريش‌ها يا عصارة او، و مراد از او بزرالبنج سفيد است چه[47]، سياه از سمومی است که برای منافع استعمال[48] می‌شود، و بعد از اين آورده که بعضی گفته‌اند که بدل او، مثل او تخم لفاح است يا قشر عروق او يا عصارة اصل او.

و بعضی گفته‌اند بدل آن تودری سفيد است مثل او، و هم وزن او عصارة لحيه‌التيس در حبس‌الدم، و از ادوية[49] حبس‌الدم بدل او طباشير و طين[50] مختوم و کافور و کهربا <است>[51].

و سمرقندی آورده است که بدل افيون ضعف آن يبروح است.

سنجری[52] گفته: بدل آن سه برابر آن بزرالبنج است، يا مثل آن تخم لفاح، يا عصارة يبروح است.

و در کلام شيخ‌الرّئيس آمده که بدل او سه ضعف او بزرالبنج است و ضعف آن تخم لفاح، و ضعف را بر مثل اطلاق می‌کنند و بر مثلين نيز[53]، و از سه ضعف او مراد سه مثل است، نه سه دو مثل، پس غالب آن است که مراد او از ضعف، مثل خواهد بود. اختلافی که در ضعف و مثل افتاده است همانا منشأ چنين عبارت است[54].

 


[1]. ل و آ: ارسطاطالیس

[2]. ل و آ: اوست

[3]. ل: اندراوس جماعه عقاقیون؛ آ: اندراوس اجماع عقاقیر

[4]. ل: + و

[5]. ل و آ: می‌کنند

[6]. ل: - به

[7]. ل و آ: - از قبيل زعم

[8]. ل: + و استصقا

[9]. ل و آ: بی‌نفع است

[10]. ل: کاتب گوید

[11]. ل: میسّر است

[12]. ل: او سهل

[13]. ل و آ: به واسطة تقویتی که دل و روح را میکند قدرت بر نضج موادّ او را حاصل می‌شود

[14]. ل و آ: سائل

[15]. ل و آ: - چه در اين حال

[16]. ل و آ: - زايل شود

[17]. ل و آ: - ديگر نضج مادّه

[18]. ل و آ

[19]. ل و آ: غیر مزمن را به طریق اولی دفع خواهد کرد

[20]. ل: آتیتی

[21]. ل و آ: مشابه

[22]. ل و آ: - باشد

[23]. ل و آ: + باشد

[24]. ل و آ: نفع افیون و آن نیز از آنچه گذشت و مذکور شد ظاهر است

[25]. ل و آ: + بعد از این خواب گران خواب گرانی که بیداری از آن خواب صباح محشر خواهد بود عارض می‌شود

[26]. ل و آ: مفید افتد

[27]. ل و آ: - سرخ

[28]. ل و آ: تقویتی که درو داشت

[29]. ل: مصدعیه

[30]. ل و آ

[31]. ل و آ: + ظاهر آن است که مراد از جراحات به خای معجم است نه جیم

[32]. ل و آ: اندرون مقعد

[33]. ل و آ: نفع کند به تجفیفی که دارد و

[34]. ل: دفع

[35]. ل: حقیر گوید

[36]. ل و آ: تقیید به حارّ از آن است که استبعاد نموده که در امراض یازده نفع کند و ما پیش از آنکه دفع استبعاد کنند ذکر کردیم.

[37] ل و آ: و از این قبیل چیزهاست که ابطال کند.

[38]. ل و آ

[39]. ل: - از

[40]. ل و آ: و این در حالی است که به واسطة حرارت و رطوبت مسترخی شده باشد و در غالب احوال هرگاه که تنها بی جندبیدستر استعمال کنند ابطال کند هضم را یا ناقص کند بسیار دیگر حبس میکند اسهال را

[41]. ل و آ: یا خمار قوی

[42]. ل و آ

[43]. ل و آ: در چشم او اشک درآید و فریاد کند.

[44]. ل: هضم و فهم

[45]. الف: + بايد که

[46]. ل و آ: سه وزن او

[47]. ل: جهت آنکه

[48]. ل و آ: مستعمل

[49]. ل و آ: معتد به در

[50]. ل: گِل

[51]. ل و آ: است

[52]. ل: - سنجری

[53]. ل و آ:+ اطلاق می‌کنند

[54]. ل و آ: منشأ در اینچنین عبارتی است.

 
توسعه برای ایرانیان وب سایت جومینا.

اطلاعیه

دوره های آموزشی ماساژ:

18 و 19 مهرماه

تئوری - عملی

خانم دکتر گلجاریان

آقای دکتر مجاهدی

تلفن ثبت نام:

09197163570

اطلاعات بیشتر، کلیک نمایید!

جستجو...

ورود به سایت