کتابخانه طب سنتی ایران

پایگاه جامع طب سنتی ایران با فعالیت تحت نظارت دانشگاه شاهد ، یک مرکز دانشگاهی می باشد. این مسئله سبب شده که اساتید دانشگاهی در این مرکز از بیان و انتشار مطالب غیر علمی همواره خوداری نمایند.

با توجه به غنای علمی بالای طب سنتی ایران اساتید مرکز تحقیقات طب سنتی در تلاش هستند تا بتوانند منابع غنی این طب را احیا و بازنویسی کنند. از مجموعه کتاب هایی که بازنویسی شده است برخی کتاب های تخصصی و برخی عمومی به حساب می آیند. این تلاش ارزشمند در چهارچوب طرحی به نام " احیای میراث مکتوب طب سنتی" انجام می گیرد.

کتاب هایی که تاکنون از این طرح بدست آمده برخی تالیف و برخی بازنویسی از کتب مرجع طب سنتی می باشند. در نظر داریم بخشهایی از هر کتاب را در سایت کتابخانه ی طب سنتی ایران قرار دهیم.

کتابخانه ی طب سنتی ایران علاوه بر این که معرفی اجمالی از کتاب های طرح احیای میراث مکتوب طب سنتی را در بر دارد ، لیست کتاب های موجود در کتابخانه ی درمانگاه طب سنتی ایران -زیر نظر دانشگاه شاهد- را نیز در بر دارد .

علاوه بر این موارد ، کتابخانه ی طب سنتی ایران  در بردارنده نسخ خطی بسیار ارزشمندی می باشد که نام آنها در این سایت قرار خواهد گرفت تا امکان دسترسی به این کتاب های ارزشمند برای علاقمندان فراهم گردد.

 
تدبير مأكول و مشروب

فصل دوم: از ستة ضروريه

در ضرورت تدبير مأكول و مشروب است و مشتمل بر دو فائده

فائده اول: درضروريات تدبير[1] اكل

بدان‌که وجه ضرورت اكل آن است كه بدن انسان مؤلف و مركب از عناصر اربعه و اخلاط اربعه است و اينها دايم در تغيير و تبديل و تحليل‌اند و محتاج به بدل مايتحلل‌اند براي بقاي شخص و بقاي نوع و آن بدل مايتحلل نيست مگر غذا كه اگر از خارج اين مدد بر[2] حسب اعتدال نه به اسراف و زيادتي ـ‌چنانچه در[3] آية كريمه «كُلُوا وَ اشرَبُوا وَلاتُسرِفُوا»[4] اشاره بر اين است‌ـ نرسد بدن صحيح و سالم نخواهد ماند و در اندك زماني، فاني و نابود خواهد گرديد پس واجب است بر حافظ صحت كه اقتصار نمايد در غذا به نان گندم پاكيزه از شوائب رديه و مأخوذ از زرع صحيح كه نرسيده باشد به آن آفت و آسيبي، و برنج عنبر بوي خوب[5] گيلان و چنپاي شيراز و پيشاور هند كه باعث حفظ[6] صحت و مزيد عمر است و بايد كه مخلوط نباشد به آن گندم شيلم كه گندم ديوانه نامند كه مسكر و مفسد مزاج است و بر گوشت گوسفند يكسالة فربة خالي از علت و مرض و بزغالة شش ماهه و گوسالة يكساله و كبك و درّاج و تيهو و مرغ‌بچه و خروس‌بچه و گوشت ماهي تازة ريزه از قبيل سمك رضراضي كه ماهي سفيد نامند و قزل‌‌آلا و كُلي و امثال اينها هر گوشت معتدل جيدالغذاء سريع‌الهضم، به شرط اينكه اينها همه بسته و محبوس نباشند بلكه در حركت و در چراگاه به علف‌زارهاي خوب باشند. كبك و درّاج را تازه صيد نموده باشند و محبوس در قفس نباشند.

و از شیرينی‌ها و حلويّات آنچه ملايم‌الحلاوت باشد و از شكر و بادام ترتیب[7] بدهند ميل نمايند به جهت اينكه شيريني مطبوع كبد است زيرا كه خون طبيعي حلو است و غذاي جميع بدن از آن است.

و از میوه‌های تر مثل انجير و انگور پيش از غذا و انار ملس بعد از غذا و خربزه ميانة دو غذا و رطب تازه و امثال اينها. ولكن در بلادي كه اين فواكه از آنجاها به عمل مي‌‌آيد ساكنين آنجا در صورت عادت مي‌‌توانند بخورند و الاّ اگر از خارج بياورند مثل آوردن خرما یا ساير فواكه از فارس و عربستان مناسب ساكنين بلدي كه در آنجا خرما یا ساير فواكه به عمل نمي‌آيد نيست بلكه مضر و موجب امراض رديه است و اَشبه فواكه به غذا اين چند ميوه است كه ذكر شد. اين بود تدبير غذاهاي معتدل‌المزاج. اما تدبير ابدان خارجه از اعتدال بعد از اين در باب ديگر ذكر مي‌شود.

 

[نکات لازم در غذا خوردن]

نهايت در خوردن غذا خواه از براي معتدل‌المزاج و خواه از براي غير او رعايت چند چيز صاحب حفظ‌‌الصحه را لازم است:

اول: اينكه جهد و سعي نمايند كه غذاي حافظ‌‌الصحه از جنس غذاي دوائيّه نباشد مثل بقولات و فواكه و غير اينها؛ چه حادِّ اينها مثل سير خون را مي‌‌سوزاند و غلیظ آنها مثل خيار احداث رطوبت مائي[8] كه قبول عفونت مي‌‌كند می‌نماید[9] مگر بر سبيل معالجه و تقدم حفظ باشد.

دوم: تعديل مقدار غذا كه زياد نباشد كه[10] باعث تخمه و فساد گردد و كم نباشد كه باعث ضعف و لاغري و سقوط قوّت شود و دست از خوردن غذا بكشد در وقتی كه هنوز قدري خواهش[11] داشته باشد؛ زيرا كه در هنگام طبخ، غذا متخلخل مي‌‌گردد و به سبب تخلخل، معده ممتلي و پر مي‌‌گردد پس اگر طعام بسيار خورد كه معده پر گردد و جاي تخلخل آن نماند باعث سوءهضم و فساد مي‌‌گردد. در صورت فساد، لازم است كه امساك غذا نمايند. اگر بتوانند قي كنند و بعد از قي از گلقند آفتابي یا به جوارشاتِ هاضمه مثل عود ترش و جالينوسي و غيره تدارك نمايند.

سوم: سكون و آرام گرفتن بعد از غذا؛ زيرا كه در هضم لازم است سكون بدن زيرا كه فاعل هضم حرارت است و به سبب[12] سكون، حرارت در معده مجتمع مي‌‌شود باعث سرعت هضم مي‌‌گردد مگر قليل از حركت كه بعد از تناول غذا چند قدم حركت بايد نمود تا آنكه غذا منحدر و مستقر شود در قعر معده چنانچه در حديث نبوي صلي‌الله عليه و آله وارد شده قال صلی‌اله[13]:«سِر بَعدَ العَشاءِ وَلَو بِقَدَمَينِ». و مضرترين اشياء در منع هضم، حركت عنيفه است.

چهارم: آنكه تناول ننمايد غذا را بدون اشتهاء صادق و گرسنگي مثل اشتهای مست و صاحب تخمه نباشد؛ زيرا كه در هنگام سيري و امتلا باعث تداخل و هيضه و امراض رديه است. و در هنگام غلبة اشتها و گرسنگي، مدافعه در خوردن ننمايند كه باعث ريختن صفرا و مواد رديه است به سوي معده و حدوث تهوع و قي و اسهالات و هيضه. و تأخير غذا زياده از نيم ساعت و نهايتش يك ساعت خوب نيست و اگر به جهت شغل و مهمي، تأخيري در خوردن واقع شود به قدر پنج مثقال سكنجبين یا[14] قدري آب ليمو و يا انار ترش ميل نموده آنگاه[15] غذا ميل نمايند.

پنجم: آنكه جمع ننمايند اطعمة مختلفه را در يك اكل؛ زيرا كه باعث حيرت طبيعت و سوءهضم مي‌‌گردد و احتراز نمايند از ادخال طعام بر طعام، يعني طعامي را بعد از طعامي ديگر داخل معده ساختن موجب عدم جودت هضم و فساد هر دو غذا است.

و رعايت مراتب اكل را چنانچه شيخ ابوعلي در قانون فرموده عمل نمايند و او آن است كه بهترين مرّات خوردن آن است كه يك روز، يك بار و روز ديگر، دو مرتبه غذا ميل نمايند به اين نحو كه يك روز، طرف صبح و شام و روز ديگر، بعد از هشت ساعت يك بار؛ زيرا كه اگر هر روز دو مرتبه[16] ميل نمايند در صبح و شام، پس صبح دوم اشتهاي صادقي نخواهد بود و محتاج به تأخير اكل تا چاشت ديگر مي‌‌گردد و حق آن است كه تعيين وقت و مرات اكثر نظر به حال متوسطين است والاّ اطفال و جوانان محرورالمزاج را چهار يا سه مرتبه و پيران و ضعيف مزاجان بارد را يك دفعه يا دو دفعه كافي است و هر يك را نوع خاص و حكمي معين است و حكم واحد بر همه نمي‌‌توان نمود.

و ديگر اینكه[17] مداومت بر يك طعام نكنند بلكه اختلاف نمايند مثلاً يك وقت نوع و لوني طعام و ادام صرف نمايند و وقت ديگر نوع و لون ديگر و باز يک روز نوع طعامي و روز ديگر نوع ديگر و رنگ ديگر.

و بايد كه طعام تناول نمايند در اعدل اوقات روز. ايام گرما طرف صبح و چاشت و در زمستان وقت ظهر تناول نمايند و بايد كه طعام تابستان سرد بالفعل و زمستان گرم بالفعل باشد. اول: به جهت اينكه ظاهر بدن در اين فصل گرم است اگر غذاي گرمي خورد ظاهر و باطن هر دو گرم و هضم ضعيف مي‌شود. دوم: به سبب آنكه ظاهر در زمستان سرد است پس هر گاه باطن به ورود غذاي سرد، سرد شود باعث خاموش[18] شدن حرارت غريزي مي‌‌گردد و در دو فصل ديگر بايد غذا معتدل باشد.

بدان‌که اين حكم غذائي است كه عادت جاري شده باشد كه هميشه سرد يا گرم يا گاهي گرم خورده شود نه غذائي كه موافق عادات خورده نشود مگر سرد مثل پالوده و حريره[19] نشاسته كه معمول آن است كه سرد بايد خورده شود[20] كه گرم او ضرر مي‌‌رساند و در معده ترش خواهد شد.

و نيز بايد اجتناب نمايند از طعام بي‌مزه كه باعث سقوط اشتها است و كثرت اشياء حامضه كه باعث سرعت پيري است و كثرت تناول شيرينیها كه باعث استرخاء شهوت است و مداومت به غذای[21] شور كه باعث لاغري بدن است بلكه بايد دفع نمايند مضرت حلو را به حامض و حامض را به حلو و تفه را به مالح و حريف و مالح را به تفه و ملازمت حميه و پرهيز و تلطیف غذا و تقليل غذا در حالت صحت چندان شرط نيست زيرا كه حميه و پرهيز از براي مرضي است نه اصحّا چنانچه استاد ابوالطب بقراط[22] مي‌‌فرمايد: «الحميه في الصحه كالتخليط في المرض» يعني پرهيز در صحت مثل ناپرهيزي در ناخوشي است مگر جمع اغذيه كه اكل آنها منجر به فساد است بعضي آنها را بعد از اين ذكر خواهيم نمود[23] كه پرهيز از جمع آنها واجب و لازم است.

و ديگر رعايت عادات در مرات اكل و كيفيت و كمّيت اوقات آن واجب است زيرا كه هر كه عادت به چيزي كرده باشد چون آن چيز مألوف طبيعت است قبول او مي‌‌كند و به زودي او را هضم مي‌‌كند بدين جهت بقراط فرموده كه عادت در حكم، مثل طبيعت ثانيه است مگر اینكه[24] از اغذية رديه باشد كه تركش لازم است اما به تدريج؛ زيرا كه بالاخره و به[25] مرور ايام از اين غذاها امراض مزمنه كه علاج پذير نباشد حادث مي‌‌شود و شاهد اين قول است نصيحتي كه حضرت امام ثامن امام رضا[26] عليه التّحيّة و الثّناء در آخر رسالة ذهبيه به مأمون عليه‌اللعنه فرموده‌‌اند و آن اين است كه التفات مكن به قول جمعي از جُهّال كه مي‌‌گويند مكرر خورديم فلان غذا و شربت را كه مي‌‌گويند مضر است و هيچ مضرت نيافتيم، پس محتاج به عمل كردن به قول اطباء و مسائل طب نيستيم و به دستوري كه هميشه غذاها و شيرينی‌ها خورده‌‌ايم عمل مي‌‌كنيم. شخصي كه اين قسم مي‌‌گويد مثل حيوانات شعوري ندارد و تميز ميانة نافع و ضار نمي‌‌تواند كرد و حكايت او شبيه است به حكايت دزدي كه يك مرتبه دزدي كرد و گرفتار نشد و مورد سياست و تنبيه نگرديد پس حريص در دزدي گرديد و پي‌درپي دزدي نمود تا آخر گرفتار و به سياستهاي عظيم از دست و پا بريدن يا كشتن مبتلا شد. اگر مرتبة اول دزدي گرفتار مي‌‌گرديد جزاي سهلي او را مي‌‌دادند. پس چنانچه دزد در نگرفتن دزدي اول، دلير در دزدي و آخر به سياستهاي عظيمه گرفتار مي‌‌شود آدمي نيز از اينكه چند مرتبه از غذاها و شيرينیهاي[27] مضر ضرر نیافته دلير مي‌‌گردد و آخرالامر به امراض عظيمة مهلكه كه به هيچ وجه قابليت علاج ندارند[28]، گرفتار مي‌‌شوند.

ششم: واجب است بر حافظ‌‌الصحه كه رعايت ترتيب اغذيه را[29] نمايند كه غليظ را[30] اول تناول نمايند و لطيف را بعد از آن؛ به جهت اينكه قوة هاضمه در قعر معده بيشتر است اولاً غليظ را هضم مي‌‌نمايد بعد از آن لطيف را و در انهضام هر دو مساوي خواهند بود و بعضي از اطباء گفته‌‌اند تقديم لطيف بر غليظ واجب است به جهت اينكه اگر غذاي غليظ را اول ميل نمايند لطيف به جهت عدم نفوذ بالا مي‌‌ماند و فاسد گردد و فساد آن باعث افساد مي‌‌شود[31] و صواب در اين باب اين است که[32] تفاوت در غليظ و لطيف اگر[33] به درجه‌ای است كه وقوع غليظ در قعر معده تدارك غلظت آن را مي‌‌نمايد و هضم آن با هضم لطيف برابر باشد پس لامحاله تقديم چنين غليظي واجب است و اگر در ميانه تفاوت بسيار باشد تأخير لطيف بايد آن مقدار زماني باشد كه غليظ نيم‌پخته گردد.

و نيز لازم است كه صاحبان حفظ‌‌الصحه بدانند كه اغذية مفرده را صفات منحصر است در هيجده قسم بدين[34] نحو كه غذا يا صالح‌‌الكيموس و يا فاسد‌‌الكيموس است.

اول: آن است كه متولد گردد از آن خون طبيعي صافی[35] كه مخلوط نباشد به آن اخلاط ديگر مگر اندكي به قدر احتياج و ثاني: به خلاف آن است و هر يك از آن منقسم مي‌‌گردند به سه قسم لطيف و كثيف و متوسط ميان آن هر دو. و نيز هر يك به سه قسم ديگر كثيرالغذا و قليل‌الغذا و متوسط ميان آن[36] هر دو پس اقسام اغذيه[37] هيجده مي‌شود، به ضرب سه در شش چنانچه در اين جدول معين شده است:

 

صورت جدول اغذيه مفرده كه منحصر است در هيجده قسم[38]

لطيف صالح‌الكيموس كثیرالغذا

مانند زرده تخم مرغ نیم برشت و آب گوشت و گوشت كبک[39] و شراب

لطيف صالح‌الكيموس قليل‌الغذا

مانند انار و سيب و كاهو

لطيف صالح‌الكيموس متوسط‌الغذا

مانند نان گندم جيد پاكيزه

لطيف فاسدالكيموس كثيرالغذا

مانند ريه حيوانات و كبوتر بچه

لطيف فاسدالكيموس قليل‌الغذا

مانند ترب و پياز و هر چه تند و تيز باشد

لطيف فاسدالكيموس متوسط‌الغذا

مانند نان فطير[40] ردي‌الطبخ

كثيف صالح‌الكيموس كثيرالغذا

مانند تخم مرغ برشته در روغن و گوشت بره و گوسفند فربه

كثيف صالح‌الكيموس قليل‌الغذا

مانند پنيرتازه غيركهنه

كثيف صالح‌الكيموس متوسط‌الغذا

مانند گوشت بچه گاو و كبوتر بچه

كثيف ردي‌الكيموس كثيرالغذا

مانند گوشت گاو

 

كثيف ردي‌الكيموس قليل‌الغذا

مانند گوشت قديد[41] و بادنجان

كثيف ردي‌الكيموس معتدل‌الغذا

مانند كلم

معتدل صالح‌الكيموس كثيرالغذا

مانند گوشت بره[42] يك ساله

 

معتدل صالح‌الكيموس قليل‌ا‌لغذا

مانند شلغم

معتدل صالح‌الكيموس معتدل‌الغذا

مانند گوشت بچه شتر

معتدل ردي‌الكيموس كثيرالغذا

مانند كلم و چقندر

 

معتدل ردي‌الكيموس قليل‌الغذا

مانند زردک[43]

معتدل ردي‌الكيموس معتدل‌الغذا

مانند ماهي خشك كرده

هفتم[44]: رعايت حال معده و مزاج و سحنه و سن است. پس اگر در معده كسي رطوبت لیّني باشد که[45] به آن اعتبار، غذا در معده او به قدر هضم شدن نماند باید كه پيش از خوردن غذا قدري از به و انار ميل نموده آنگاه غذا تناول نمايد و اگر در معده خلط بلغمي‌ باشد كه سبب لغزیدن غذا شود بايد كه از اغذية غليظه احتراز نموده و قبل از غذا و بعد از غذا افشرة عرق نعناع و[46] يا آبكامه و امثال آن ميل نمايد و شرب قهوه به فاصلة يك ساعت بعد از غذا به جهت جودت هضم بسيار مناسب است.

و اگر در معده خلط صفراوي به‌هم برسد بايد از شرينیها و پياز و سير احتراز نموده از غذا مثل آش انارين و آش غوره ميل نمايند. بايد به دقت مزاج را ملاحظه نموده به مناسبت، غذا داده از آنچه ضد مزاج باشد احتراز نمايند.

و نيز واجب[47] است بر حافظ صحت، غذايي كه در سن جواني معتاد به خوردن او بود در سن پيري از او احتراز نمايند زيرا كه در هر يك از امزجه و اسنان از طفوليت الي رجوليّت و شيخوخيّت در هر فصل، غذايي معين شده است كه تعيين و تشخيص او با طبيب حاذق است. هرگاه بخواهم تفصيل را به مقام تحرير درآورم دفترها كفايت نمي‌كند. بالجمله در هر حال مراقبت طبيب لبيب شرط است و غفلت به هيچ وجه جايز نيست.

هشتم[48]: وصاياي اصحاب[49] تجربه در منع از استعمال بعضی غذاها با بعضی كه[50] اجتماع آنها باعث امراض ردية مزمنه است مثل جمع ميانة ماهي تازه و گوشت مرغ نکند[51] كه موجب درد دندان است و ميانه شير و شراب جمع ننمايند كه موجب نقرس و استرخاء است و جمع ميانه سركه و برنج نكند كه سبب درد روده و قولنج است؛ زيرا كه برنج احداث سدّه در ماساریقا مي‌‌كند و از خوردن انگور بالاي كله و پاچه[52] و انار بر بالاي هريسه منع نموده‌‌اند؛ چه دركله و پاچه لزوجت و بلغميتي هست كه از خوردن انگور زياده و موجب ضرر معده و توليد خلطِ غليظِ لزج مي‌‌گردد و هريسه، لزج و غليظ و انار، قابض و نفّاخ و سبب قولنج مي‌‌گردد و ميانه ماهي و تخم مرغ كه بسيار پخته شده باشد جمع نكنند؛ چه جمع ميانه دو غذاي غليظ است و اكثر اوقات مورث هيضه است و همچنين جمع ميانه دو چيز گرم مثل كبوتر بچه و سير و ميانه دو بارد مثل خيار و آش كشك و ميانه دو سريع‌الفساد مثل شير و خربزه و ميانه دو مرخي مثل امخاخ و مغزها  با كره منع نموده‌‌اند و[53] مضرت اينها از راه قياس ظاهر است.

و ببايد دانست كه شیر را با ترشیها نبايد خورد چه ترشي[54] شير را مستعد پنير شدن[55] مي‌‌سازد و هرگاه شير در معده پنير شود سميت به‌هم مي‌‌رساند و همچنين منع جمع ميانه ماهي و شير نموده‌‌اند؛ چه هر دو غليظ و به زودي فاسد می‌گردند و مولّد امراض مزمنه است مثل جذام و برص و قولنج. اما عروض جذام در صورتی است كه مستحيل به سوادئيّت گردد و عروض برص در حالتي كه بلغم غليظ حاصل شود و حدوث قولنج در وقتي كه از خلط غليظ و رياح غليظ به‌هم رسد.

و گفته‌‌اند كه ماست را با ترب به سبب آنكه هر دو غليظ‌‌اند و در ترب قوّت نفوذي هست، از درد معده و روده ايمن نمي‌‌گردد، اما با گوشت طيور، اگر با كبار طيور است مثل گوشت خروس بچه[56] و تيهو، جمع ميانه غذاي لطيف و غليظ است و هر دو بد است و بعضي منع خوردن ماست و پنير هم نموده‌اند[57] و گفته‌‌‌اند كه در پنير، مایه است ممكن است كه ماست را در معده بسته و پنير گرداند و همچنين خوردن سويق را كه عبارت از گندم یا جو بو داده كه كوفته باشند با شير برنج نهي فرموده‌‌اند چه هر دو نفاخ‌‌اند و گفته‌اند[58] كه روغن و چربي كه از ظرف مس تغييري در طعم او به‌هم رسيده[59] كيفيت رديه عارض او شده باشد استعمال ننمايند، چه به تجربه يافته‌‌اند كه سمّيت دارد و كبابي را كه به آتش چوب بيدانجيركرده باشند، نخورند چه جوهر بيدانجير فاسد است بدين جهت كه در سايه بيدانجير نشستن و خوابيدن بد است چنانچه در سايه درخت گردو.

و مراد اطباء از منع اجتماع اين اغذيه اين است كه هرگاه در مدت متمادي جمع ميانه اين اغذيه مذكوره نمايند به مرور ايام و به تدريج اثر ضرر اينها ظاهر و موجب ضرر و امراض مي‌‌شوند نه آنكه از[60] جمع يك مرتبه و دو مرتبه اثر مضرت ظاهر شود. از اين قبيل است كه حضرت امام رضا عليه و علی آبائه و اولاده التحيه و الثناء كلامي مي‌‌فرمايند كه ترجمة آن اين است: «بدان به درستي كه جسد به منزلة زمين طيّب پاك است. هرگاه تعهد نمايند آن را به عمارت و آبياري به مقداري كه نه زياده باشد به حدي كه غرق شود در آن[61] و نه كم باشد به حدي كه افسرده و خشك گردد بلكه به حد اعتدال و قدر حاجت باشد هميشه سبز و خرم و آباد مي‌‌ماند و روز به روز در تزايد باشد و اگر غافل مانند[62] از آن، فاسد مي‌‌گردد و نمي‌‌رويد در آن مگر گياه‌هاي ناكاره، پس جسد به تدبير اغذيه و اشربه سالم و صحيح و نيكو مي‌‌باشد پس بايد كه ملاحظه نمائي در چيزي كه موافقت به بدن و معدة تو داشته باشد. به درستي كه هر يك از طبايع دوست مي‌‌دارند چيزي را كه مشاكل آن است و هر كه زياده از قدر حاجت تناول نمايد فائده نمي‌‌دهد به او، و هر كه به مقداري كه نه زياده و نه كمتر از حد لايق تناول نمايد نفع مي‌‌دهد او را.

پس طريق صاحب حفظ‌الصحه آن است كه صرف نمايد طعام را به قدر كفايت و صحت بدن خود[63] در شبانه روز و هنوز قدري ميل و خواهش او به طعام باقي باشد كه دست از طعام خوردن بكشد؛ براي آنكه اين اصلح است براي معده و بدن تو و تزكيه عقل تو و سبك‌تر است براي جسد تو و شخصي كه خواهد صحيح و سالم و سبك باشد بدن او، بايد كه شب طعام را[64] كمتر بخورد و تقليل نمايد و پيران را شب چيزی[65] نخوردن خصوص كه گرسنه باشند بسيار مضر است زيرا كه فوت مي‌‌گردد از ايشان قوّتی كه تدارك آن ممكن نباشد و خطاب به مأمون كردند، فرمودند: بخور غذاي سرد در تابستان و غذاي گرم در زمستان و معتدل در دو فصل ديگر كه بهار و پاييز باشد به قدر برداشت قوّت و خواهش خود.

و ابتدا كن به طعام، سبك‌ترين اغذيه كه مي‌خوري آن را به قدر عادت و به حسب طاقت و نشاط بدن خود وقتي كه واجب و ضرور باشد و بايد كه خوردن تو هر روز هنگام گذشتن هشت ساعت از روز باشد یک دفعه[66]، يعني به فاصله هر شب يك دفعه باشد و يا آنكه در هر دو شبانه روزي سه دفعه. بدين قسم كه روز اول وقت صبح و شب بعد از عشاء و روز ديگر بعد از هشت ساعت از روز گذشته و باز شب چيزي نخوري و روز ديگر صبح به دستور روز اول تناول نمايي. و همچنين امر فرمود جدّ من حضرت[67] محمد رسول‌الله صلي‌الله عليه و اله، حضرت علي‌بن‌ابی‌طالب عليه‌السلام را و در هر يك روز يك مرتبه و روز ديگر دو مرتبه به قدر حاجت و بايد كه شراب تو از عقب[68] طعام، شراب حلال باشد كه ما وصف مي‌‌نمائيم براي تو.

و بپرهيز از آنكه جمع كني ميان خوردن تخم مرغ با ماهي باهم در يك وقت؛ زيرا كه مولّد نقرس و قولنج و بواسير و وجع اضراس است و شیر با نبيذ [در] كساني كه نبيذ مي‌‌آشامند به جهت آنكه مولّد نقرس و برص است و مداومت خوردن تخم مرغ مورث كلف در صورت و مولّد رياح سرد در طحال و معده است و بسيار خوردن بيضة جوش دادة پخته، که[69] مورث ربو و بهر يعني تنگي و گرفتگي نفس و انقطاع آن است و خوردن چيزهاي شور و گوشت‌هاي قديد و ماهي نمك سوده بعد از فصد و حجامت؛ زيرا كه حادث مي‌‌گردد از آن بهق و جرب[70] و خوردن گردة گوسفند باعث كثافت[71] مثانه مي‌‌شود و خوردن گوشت خام باعث توليد كرم در شكم است و بسيار خوردن گوشت حيوان وحشي و گاو مورث تحير عقل و حيرت فهم و تبلد ذهن و فراموشي بسيار است و[72] مداومت بر آن[73] باعث توليد شپش در بدن است و آشاميدن آب سرد بالاي طعام گرم و يا شيرينی مضر به دندانها است و باعث افتادن آنها». انتهي كلامه صلوات‌الله‌عليه.

و ببايد دانست كه تناول نان تنها بدون ادام و نان خورشي از گوشت یا غير آن آنچه مناسب باشد، باعث تخريب معده است و اجتناب نمايند بعد از رياضت شديد يا در حالت غضب از[74] تناول اغذية سريع‌الفساد والاستحاله مثل شير و خربزه و هندوانه كه موجب فساد خود و ساير اخلاط است.

 

[ظرف غذا]

و از امورات لازمة حفظ‌الصحه آن است كه بدانند كه طبخ طعام و خورش در چه ظرف اولي و در چه ظرف ممنوع است.

بدان‌که بهترين ظروف از براي طبخ غذا اولاً طلائي و نقره‌ای، بعد مسي تازه قلع نموده كه پاك شسته و نظيف باشد، و دوام اكل اغذيه مطبوخه در ديگ طلائی[75] مقوّي قلب و رافع توحش و زايل كننده ضعف است و اما طبخ طعام[76] در ظرف فَخّاري يعني گلیني خصوص لعابدار آن ممنوع نیست[77]. هرگاه لعاب نداشته باشد زياده از دو سه بار طبخ ننمايند به جهت آنكه اجرام غذا در خلل و فرج مسام آن باقي مي‌‌ماند و متعفن مي‌‌گردد و باعث تعفن و فساد طبخ خواهد شد و موجب حميات و انواع امراض رديه مي‌‌گردد در هر شخص به واسطة غلبه خلط غالب در مزاج او.

و نيز لازم است كه صاحب حفظ صحت بداند كه بعد از طبخ چون طعام را در ظرف برآورند[78] بايد که[79] بالاي آن را نپوشند مگر به سرپوش مشبك طلائي يا نقره‌ای و يا مسي قلعي‌دار، تا بخار آن، در آن باز برنگردد[80] و محتبس نمايد زيرا كه اين باعث سمّیت آن است خصوص كه ماهي باشد و يا مشويّات كه عبارت از اقسام كباب باشد؛ و در اثناي طبخ نيز سرپوش بايد که[81] مشبك باشد تا بخار آن برآيد و بهترين ظرف به جهت كشيدن طعام و ادام، ظرف چيني و آبگينه يعني شيشه و بلور و بعد از آن ظرف لعاب‌‌دار كه بدل چيني باشد و مس تازه قلعي نموده.

اما در ظرف طلا و نقره هر چند برحسب قواعد حكمي و طبي نافع است وليكن به حسب شرع شريف استعمال اواني آن ممنوع و اكل در آن حرام است و همچنين آشامیدن آب در آن هر دو.

اين است مختصر از تدبير مأكول.


 

 


. ب: تدابیر[1]

. ب: به[2]

. ب: از[3]

. آیه شریفه 31 سوره اعراف[4]

. ب: - خوب[5]

. ب: - حفظ[6]

. ب: تربیت[7]

. ب: مائیه[8]

. ب: - می‌نماید[9]

. الف: و[10]

. ب: از اشتها[11]

. ب: واسطه[12]

. ب: - قال صلی‌اله[13]

. ب: با[14]

. ب: آن وقت[15]

. ب: بار[16]

. ب: آنکه[17]

. الف: خواموش[18]

. ب: حریر[19]

. ب: خورد[20]

. ب: غذا[21]

. ب: - بقراط[22]

. الف: خواهیم ذکر نمود[23]

. ب: آنکه[24]

. ب: در[25]

. ب: ثامن ضامن[26]

. الف: شیرینیها[27]

. ب: ندارد[28]

. ب: - را[29]

. ب: + در[30]

. ب: می‌گردد[31]

. ب: و[32]

. ب: - اگر[33]

. ب: بر این[34]

. ب: صاف[35]

. ب: - آن[36]

. الف: ادویه[37]

. ب: + از قرار تفصيل به این تفصیل است[38]

. الف و ب: کباب؛ مخزن‌الادویه: کبک[39]

. ب: فتیر[40]

. ب: غدید[41]

. ب: بز[42]

. ب: شلغم [43]

. الف و ب: ششم [44]

. ب: - که[45]

. ب: - و[46]

. ب: لازم[47]

. الف: - هفتم؛ ب: هفتم[48]

. ب: ارباب[49]

. ب: در منع استعمال غذاها بعضي با بعضی که از[50]

. ب: - نکند[51]

. ب: کله پاچه[52]

. ب: که[53]

. ب: ترشیها[54]

. ب: ساختن[55]

. ب: خروس و خروس بچه[56]

. ب: و پنیر نموده[57]

. ب: گفته[58]

. ب: می‌رسیده[59]

. ب: - از[60]

. ب: - در آن[61]

. ب: ماند[62]

. ب: - خود[63]

. ب: طعام را در شب[64]

. ب: چیز[65]

. ب: - یک دفعه[66]

. ب: - حضرت[67]

. ب: بعد از[68]

. ب: - که[69]

. الف: چرب[70]

. الف و ب: کسافت ؛ خلاصـه‌الحکمه: کثافت [71]

. ب: که[72]

. ب: بدان[73]

. ب: در[74]

. ب: طلا[75]

. الف: - طعام[76]

1. الف و ب: است؛ خلاصـه الحکمه ج2 ص 838: نیست؛ با توجه به جمله بعدی که طبخ مکرر در ظرف گلین بدون لعاب را ممنوع دانسته، عبارت خلاصـه‌الحکمه صحیح به نظر می‌رسد: مصحح

. ب: در ظروف درآورند[78]

. ب: - که[79]

. ب: تا بخار از آن باز نگردد[80]

. ب: - که[81]

 
فراخوان طراحی لوگوی مرکز تحقیقات کارآزمایی بالینی طب سنتی ایرانی

 

فراخوان طراحی لوگوی مرکز تحقیقات کارآزمایی بالینی طب سنتی ایرانی

از آنجایی که مرکز تحقیقات کارآزمایی بالینی طب سنتی ایرانی دانشگاه شاهد در تاریخ 21/10/89 از سوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مجوز تأسیس خود را اخذ نموده است، لذا از علاقمندان به طب سنتی و رشتۀ هنر و طراحی دعوت می‌شود تا با شرکت در طراحی لوگوی این مرکز یادگاری از خود بر جای گذارند.

لوگوی مورد نظر باید دربردارندۀ موارد ذیل باشد

  • طب سنتی ایران
  • گیاهان دارویی
  • کارآزمایی بالینی

عزیزان می‌توانند آثار خود را تا تاریخ 3/2/1391‎ به آدرس الکترونیکی آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید ارسال و یا به نشانی تهران- میدان انقلاب- خیابان کارگر شمالی- بین فرصت و نصرت- پلاک 1471 ساختمان ستاد مراکز تحقیقاتی دانشگاه شاهد مراجعه نمایند.

تلفن تماس برای کسب اطلاعات بیشتر: 66464321 و 66464320 -021

ضمناً به طرح برگزیده لوح سپاس و هدیۀ ارزنده‌ای اعطا خواهد شد.

 

با سپاس و دعای خیر

دکتر محسن ناصری

رئیس مرکز تحقیقات کارآزمایی بالینی طب سنتی ایران

 
توسعه برای ایرانیان وب سایت جومینا.

اطلاعیه

دوره های آموزشی ماساژ:

18 و 19 مهرماه

تئوری - عملی

خانم دکتر گلجاریان

آقای دکتر مجاهدی

تلفن ثبت نام:

09197163570

اطلاعات بیشتر، کلیک نمایید!

جستجو...

ورود به سایت