کتابخانه طب سنتی ایران

پایگاه جامع طب سنتی ایران با فعالیت تحت نظارت دانشگاه شاهد ، یک مرکز دانشگاهی می باشد. این مسئله سبب شده که اساتید دانشگاهی در این مرکز از بیان و انتشار مطالب غیر علمی همواره خوداری نمایند.

با توجه به غنای علمی بالای طب سنتی ایران اساتید مرکز تحقیقات طب سنتی در تلاش هستند تا بتوانند منابع غنی این طب را احیا و بازنویسی کنند. از مجموعه کتاب هایی که بازنویسی شده است برخی کتاب های تخصصی و برخی عمومی به حساب می آیند. این تلاش ارزشمند در چهارچوب طرحی به نام " احیای میراث مکتوب طب سنتی" انجام می گیرد.

کتاب هایی که تاکنون از این طرح بدست آمده برخی تالیف و برخی بازنویسی از کتب مرجع طب سنتی می باشند. در نظر داریم بخشهایی از هر کتاب را در سایت کتابخانه ی طب سنتی ایران قرار دهیم.

کتابخانه ی طب سنتی ایران علاوه بر این که معرفی اجمالی از کتاب های طرح احیای میراث مکتوب طب سنتی را در بر دارد ، لیست کتاب های موجود در کتابخانه ی درمانگاه طب سنتی ایران -زیر نظر دانشگاه شاهد- را نیز در بر دارد .

علاوه بر این موارد ، کتابخانه ی طب سنتی ایران  در بردارنده نسخ خطی بسیار ارزشمندی می باشد که نام آنها در این سایت قرار خواهد گرفت تا امکان دسترسی به این کتاب های ارزشمند برای علاقمندان فراهم گردد.

 
اغذية نباتيّه

قسم دويّم: اغذية نباتيّه

کليةً غذايي است کامل و به نسبت مختلفه، مواد نشاسته‌اي و قندي و بياض‌البيضي و دسومات و فسفات‌هاي قليايي و آب لازمة حيات را دارا مي‌باشند ولي مواد مزبوره در تار سلوليِ[1] تشبيه و تحليل‌ناپذيري واقع گرديده که مانند جسم خارجي در امعاء اثر کرده آنها را خسته مي‌نمايد و خلاصه تمام مواد لازمة بدن را در تحت حجم بسيار زيادي به آن عطا مي‌كند. لهذا به جهت تغذيه، مقدار خيلي کثيري از آنها بايد منجذب شود و بدين جهت است که حيوانات علف‌خوار که روده‌شان بسيار طويل است به سهولت تارهاي سلولي مزبوره را حل کرده و مادة مغذّيه آنها را استخراج مي‌نمايند. محض ازدياد بصيرت و آگاهي از عناصر نباتي و اطلاع بر استعمال آنها در امراض ذيلاً شرحي از آنها مي‌دهيم:

مواد بياض‌البيضي نباتات

از آلبومين نباتي و کازئين نباتي و لگومين و ژلاتين نباتي و کلوتين[2] و کنگلوتين، مرکب شده و عناصر مرکب‌کنندة تمام آنها عبارتست از کربن (C) و ايدرژن (H) و اَزُت (Az) و گوگرد S))و اکسيژن O)). ولي کليةً مواد اَزتة نباتات با نشاستة آنها نسبت معکوس دارد، يعني هر نباتي که نشاستة آن زيادتر مي‌باشد مادة ازته‌اش کمتر است و بالعکس و از روي لوحه آتيه هم اين معني به سهولت مستفاد مي‌گردد.

نشاسته

جسمي است غباري شکل، بي‌طعم و سفيد و خشک به فرمول 3(5O10H6C). از اثر هوا فساد پيدا نکند و در آب و الکل و اِطِر غيرمحلول باشد. در نباتات بسيار فراوان و به‌خصوص در غلات و سيب‌زميني موجود است، ولي از بدن حيوان نيز به‌دست آورده‌اند و چون با ذره‌بين آن را ملاحظه کنند مرکب از دانه‌هايي بينند که از چندين ورقة متحدالمرکز منظم و قرينه به دور نقطه‌اي از محيط که آن را ناف گويند گرد آمده‌اند و همين که در لولة هضمي وارد گرديد از اثر دو مُخمّر، که يکي در لعاب دهن موجود و مسمّىٰ به پتيالين و ديگري در عصير بانقراسي است و موسوم به آميلُپسين، مستحيل به قند گردد و پس از آن جذب شود و به وساطت آن دانه‌ها گويند نشاسته سمَت عضويت پيدا کرده.[3]

آرد

آرد غلات براي تغذيه استعمال بسيار عمده آن پيدا کرده و در صد جزء آن 60 تا 75 جزء نشاسته و 7 تا 14 جزء گلوتن خشک يافت شود، ولي به‌ علاوه در صد جزء، ده جزء آب و کمي قند و دکسترين و سبوس و تقریباً 2 درصد هم مواد معدنيّه دارد.

 

آب

املاح

سلولز[4]

دسومت

دکسترین و  قند

نشاسته

مواد ازته

گندم صلب

؟

86/2

02/3

32/2

36/8

49/62

68/20

گندم نرم

؟

12/2

08/2

87/1

05/6

51/76

75/11

چاودر

60/14

90/1

00/3

0/2

00/10

50/57

00/9

دوسر

00/14

00/3

10/4

50/5

90/7

68/53

90/11

جو

؟

10/2

73/4

76/2

00/10

43/66

96/12

مغز نان

45/4

84/0

؟

70/0

79/3

55/53

67/6

قشر نان

15/17

21/1

؟

18/1

88/3

85/62

00/13

نان سربازی

17/34

39/1

07/6 (نان سبوس)

70/0

12/4

50/44

85/8

ذرت

70/17

10/1

50/1

00/7

50/1

40/58

80/12

برنج

40/14

68/0

50/0

43/0

60/0

75/77

43/6

سیب‌زمینی

00/74

26/1

04/1

11/0

09/1

00/20

05/2

باقالای ریزه

50/12

50/3

00/3

90/1

00/48

80/30

خلر

60/14

00/3

50/3

70/2

90/48

30/27

لوبیا

90/9

20/3

90/2

80/2

10/55

50/25

عدس

50/11

30/2

40/2

60/2

00/56

20/25

نخودچی

90/9

50/2

90/1

00/2

50/58

40/25

نخود

80/9

10/2

50/3

10/2

80/58

80/23

باقلا

00/16

60/3

00/3

50/1

50/61

40/24

جدول ترکيب اغذيه نشاسته

چون در تبوّلِ قندي که قسمي از ذيابطيس قدما مي‌باشد بايد ميزان نشاستة اغذيه را به تحقيق دانست لهذا ذيلاً ميزان نشاستة اغذية نشاسته‌اي را در صد جزء، معيّن نموده‌ايم:

آرد دو سر

10/39

برنج

10/74

نخود

00/37

ذرت

90/65

نان چاودر

25/36

آرد گندم

00/63

لوبیا

00/36

دانه گندم

60/59

سیب‌زمینی ترشی

60/16

آرد چاودر

84/59

سیب‌زمینی

50/15

گندم سیاه

00/50

ارزن

90/57

نان گندم بسیار خوب

70/42

اغذيه نباتيّه را کليةً به چهار قسم مي‌توان منقسم نمود که عبارتست از: غلات و حبوب و بُقول و ميوه‌جات.

 

(1) غلات

عبارتست از گندم و جو و برنج و ذرت دوسر و چاودر و غيره و تماماً هم حاوي مواد اَزته و هم ايدروکربور (نشاسته و قند) مي‌باشند، چنان ‌که از روي لوحة سابق معلوم مي‌شود و همة آنها به‌ خصوص گندم موادي هستند مغذّي و مبناي غذاي اصلي انسان گرديده‌اند.

گندم

سبوس چون تقریباً حاوي تمام فسفات‌هاي گندم است لهذا قوّت آن از آرد زيادتر مي‌باشد پس به جهت آنکه نان مغذّي فراهم کنند نبايد آرد آن را بسيار ببيزند، ولي از حيث کثرت اَزُت، نان بسيار سفيد عاري از سبوس نيز مغذّي خواهد بود. نان سبوس چون به وساطت تارهاي سلولي‌اش تشبيه و تحليل‌ناپذير است و بنابراين سفل زيادي دارد به جهت مبتلايان به يبوست مزاج صلاحيت دارد.

نان خوب بايد رنگش اندک خاکستري و بسيار برجسته و داراي چشمه‌هاي عديده و ارتجاع‌پذير باشد، به قول معروف کش بيايد يعني پس از فشار به حالت خود معاودت نمايد [و] مغزش هم همين صفت را بايد داشته باشد. ولي قشر نان خوب، صُلب و طلايي و شکننده است چون جزء اعظم نان نشاسته و به عبارت اُخري، ايدروکربور مي‌باشد و جزء اعظم گوشت، مواد شبه بياض‌البيض، يعني مواد ازته مي‌باشد، پس از ترکيب آن دو، غذاي بسيار کامل حاصل ‌شود که براي عَمَلِه و اشخاص زحمت‌کش کمال شايستگي را دارد و لذا قال نبي صلي ‌الله ‌عليه ‌و ‌اله: «عليکم بالأحمَرَيْن».[5]

ذرت

آرد آن کمال تقويت را مي‌نمايد، از حيث دسومت هم بر تمام غلات حتي بر گندم ترجيح دارد چنان ‌که  به خيال افتادند که آن را به جاي گندم به‌کار برند ليکن به ملاحظه طعمش ترک کردند.

(2) حبوب

از اغذية نشاسته‌اي مي‌باشند ولي از روي لوحة ذيل معلوم مي‌شود که از مواد ازته زيادي هم در آنها موجود مي‌باشد که عبارتست از لِگومين، لهذا بسيار مغذّي مي‌باشد و به همين سبب آنها را «لحم‌الفقراء» ناميده‌اند؛ چه تا درجه‌ای قائم‌مقام گوشت مي‌شود و بدين سبب در امراض کساحه و نرمي عظام کمال صلاحيت را دارند.

 

باقلا

عدس

نخود

لوبیای سفید

لگومین

4/24

0/25

9/23

9/26

نشاسته و قند

5/51

7/55

6/59

8/48

دسومت

5/1

8/2

0/2

0/3

سلّولز

0/3

1/2

6/3

8/2

املاح

6/3

2/2

0/2

5/3

آب

0/16

5/12

9/8

0/15

جمع

0/100

0/100

0/100

0/100

لوحه ترکيب حبوب است در 100 جزء

چون قشر اينها مخصوصاً از سلّولز که عسير‌الهضم است حاصل شده، بهتر آن است که در اشخاص مبتلاي به ضعف معده و کساني‌که که غذا را به دقت نمي‌جايند حبوب را مُقَشَّر صرف نمايند.

اگرچه تمام حبوب، نهايت تقويت را مي‌نمايند، ليکن لوبيا و عدس به مناسبت کثرت مواد ازته بر سايرين ترجيح دارند چنانكه از لوحة فوق هم همين معني مستفاد مي‌گردد، ولي پس از «دوسر»، چون عدس بيشتر از تمام حبوب آهن دارد حتي از گوشت هم آهن متجاوز مي‌باشد، چنان ‌که گوشت گاو به قدر نصف آن آهن دارد، لهذا تفوّق و ترجيح آن بر ساير حبوب معين مي‌گردد و از روي لوحة ذيل نيز اين مطلب به‌خوبي مفهوم مي‌گردد:

سیب‌زمینی

00160/0

گوشت گاو

00480/0

شیر گاو

00180/0

گوشت گوساله

00270/0

هویج

00090/0

گوشت ماهی

00150/0

ذرت

00360/0

تخم‌مرغ بی‌پوست

00570/0

برنج

00150/0

نان خوب

00480/0

سیب‌زمینی

00200/0

لوبیای سفید

00740/0

اسفناج

00450/0

دو سر

01310/0

کلم (برگ سبز)

00390/0

عدس

00830/0

لوحة آهن حبوب و بقول و ساير اغذيه در در هر جزء آن

ولي خواص عدس در وقتي ظاهر مي‌شود که به‌ خوبي طبخ شده باشد و چون آلبومين حبوب به وساطت املاح آهکي سخت مي‌شود بهتر آن است که آنها را در آبهاي آهکي طبخ ننمايند.

سيب‌زميني

از اغذية نشاسته‌اي است و جزء حبوب محسوب مي‌باشد ليکن از حيث تغذيه و تقويت چون نشاستة آن از تمام حبوب کمتر است، پست‌تر مي‌باشد. آلبومين و دسومات آن هم بسيار قليل است، چه از 13 سيرِ آن فقط 6 مثقال و 6 نخود آلبومين و 5 نخود دسومت مي‌توان استخراج نمود. لهذا غذايي است ثقيل و قليل‌التغذيه و محض کمي نشاستة آن در تبوّل قندي به مرضىٰ داده مي‌شود. امتيازي هم که در بلاد خارج دارد به سبب سهولت زراعت و ارزاني قيمت و در ايران صرف فرنگي‌مآبي و تقليد است.

(3) بُقول

به سه نوع منقسم مي‌شود:

‌الف)  بقولي که آلبومين نباتي و اَزُت بسيار دارند مانند: کلم و بولاغ‌‌اوتي و قارچ و دنبلان.

‌ب)  بقول لعابي و ملح‌دار مانند کاهو و کاسني.

‌ج)  بقول حامض مانند حُمّاض و باذنجان فرنگي.

نوع اول اگرچه بسيار مغذّي است ولي هضم آن متعسّر مي‌باشد، خصوصاً اگر خام هم باشد. ولي طبخ آن چون موجب انحلال تار سلولي آن مي‌شود، لهذا انجذاب اجزاء هضمي سهل‌تر و عمل هضم آسان‌تر خواهد شد. قارچ اگرچه در صد جزء، 85 تا 90 جزء آب دارد ليکن چون مقداري اَزُت دارد مغذّي است.

نوع دويّم عبارتست از سبزي‌هاي لعابي مانند کاهو و کاسني و اسفناج و خيار و هندوانه و خربزه و انکنار و کرفس و لوبياي سبز و مارچوبه و کدو وحويج و چغندر و اين جمله نباتاتي هستند مائي و در صد جزء، 76 تا 96 [جزء] آب دارند. بعضي از آنها مانند حويج و چغندر حاوي قند تخمّرناپذير يا قند مي‌باشند، ولي غالب داراي املاحي هستند از قبيل مالات‌ها[6] و اکسالات‌ها[7] و آهک و پتاسيوم. و اين کثرتِ پتاسيوم سبزي‌آلات در تغذية آنها کمال اهميت را پيدا کرده و بيشتر موجب استعمال آنها شده، ولي در اکل آنها مقداري نمک بايد صرف شود تا تعادل ثابت بين املاح پتاسيوم و سديوم بدن برهم‌ نخورد.

نوع سيّم سبزي‌آلاتِ ترش‌اند، مانند حُمّاض و بادنجان فرنگي و در آنها مخصوصاً اسيداکساليک وُفور دارد، لهذا افراط در آنها موجب تبوّل اکسالات‌ها شود يعني در بول اکسالات‌ها پديد آيند.

(4) ميوه‌جات

بسيار سريع‌الهضم و به وساطت اسيدها و املاح و قندي که در آنها موجود مي‌باشد در کمال نيکويي تکميل تغذية انساني را نمايند، خصوصاً اگر بعد غذا هم صرف شود. ليکن اين در صورتي است که رسيده باشد و به وساطت قند و آب زيادي اعتدال پيدا کرده، ولي اگر نارَس باشد به وساطت کثرت اسيدهاي عديده، لولة هضمي را تحريک کرده اسباب اسهال گردد.

ترکيب عمومي ميوه‌جات، بسيار مختلط ولي اجزاء اصليّه آنها عبارتست از قند و سلّولز و صمغ و اسيدها چنان ‌که  از لوحة ذيل هم معلوم مي‌گردد:


 

آلو

گیلاس

گلابی

هلو

زردآلو

مواد اَزته

28/0

57/0

21/0

93/0

17/0

مواد مُلّوَنه

08/0 (سبز)

؟ (قرمز)

01/0 (سبز)

؟

10/0 (زرد)

سلّولز

11/1

12/1

19/2

21/1

86/1

صمغ

06/2

23/3

07/2

85/4

12/5

قند

81/24

12/18

52/11

61/11

48/16

اسیدمالیک

56/0

01/2

08/0

10/1

80/1

آهک

بسیار اندک

10/0

04/0

06/0

بسیار اندک

آب

10/71

85/74

88/83

24/80

47/74

جمع

00/100

00/100

00/100

00/100

00/100

لوحه ترکيب بعضي ميوه‌جات رسيده

اسيدهاي ميوه‌جات بسيار مختلف مي‌باشد، چنان ‌که زردآلو و هلو و سيب و گلابي و انگورفرنگي داراي اسيدماليک و انگور حاوي اسيد طرطريک (جوش ترش) و نارنج و ليموي ترش داراي اسيدسيتريک (جوهر آبليمو) و بِه شامل اسيدپکتيک است و از استحاله آن به پکتين ژله موسوم به «مجسّمه» يا «به‌ليموي بسته» مي‌سازند.

ميوه‌جات هم چون مانند بُقول مواد قليايي، از قبيل آهک و پتاسيوم، وارد بدن مي‌نمايند، جزء اغذية مفيده محسوب ‌شده، به‌ علاوه به وساطت قند، ترجيح بر آنها هم دارند و چون از اغذيه خفيفه و «قليل‌التّليين»اند، مناسب آفاق حارّه و اشخاص منزوي مي‌باشند، ليکن مقدار وافر آنها موجب اسهال شود بلکه گاهي هم به جاي مسهل ممکن است معمول گردد.

ملحقات به اغذيه، مانند چربي و شيريني و ترشي و نمک و ادويه

 

(1) دُسومات

بر سه قسم است: حيواني، نباتي و معدني.

و خاصيت آنها در بدن منحصر به اعطاي مواد ايدروکربور (قابل احتراق) ضروري بدن نيست، بلکه تا يک درجه‌اي هم به جاي مواد بياض‌البيضي خود بدن به مصرف می‌رسد، يعني در صورتي‌که نوبت فقر بدني رسد، يعني چيز خارجي نداشته باشد که آن را به تحليل برد و از بي‌غذايي مشغول به تحليل اجزاي خود شود، دسومات ذخيره شده در بدن، قائم‌مقام شده منع اذابه و تحليل نسج بدن را نمايد و بدين واسطه مي‌توان آنها را اغذية ذخيره‌اي نيز ناميد.

و اگرچه قابليت مغذّي بودن دسومات بنابر آنچه ذکر شد بسيار عمده مي‌باشد، ليکن هضم آنها به اِشکال صورت گيرد، بلکه گاهي هم عديم‌الهضم گردد. بدين واسطه اگر مقدار عمده‌اي از آنها را صرف نمايند به وساطت عدم تحمّل معده و امعاء، مسهل واقعي شود و به مسهلات دسمه موسوم گردد.

از جمله اقسام ثلاثة دسومات، آنهايي که معدني مي‌باشد، مانند وازلين که از نفط سياه مي‌گيرند هم سمّي و هم غيرمغذّي هستند و نبايد داخل بدن شوند.

 

روغن

از ذرات دسومتي که معلَّق در شير است، حاصل و در 100 جزء، 35/83 [جزء] روغن خالص و 25/16 جزء دوغ دارد.

ترکيب روغن، بسيار مختلط ولي مخصوصاً جزء اصلي آن روغن شيريني است که از اختلاط «اُلئين»[8] و «بوطيرين»[9] حاصل شده. بوطيرين که يکي ازآن دو مي‌باشد، در مجاورت هوا تبديل به اسيد بوطيريک[10]، که داراي بوي روغن باد کشيده مي‌باشد، گردد و بدين واسطه است که روغن در مجاورت هوا آن بو را پيدا مي‌كند. روغن از غذاهاي چرب بسيار خوب اعلىٰ مي‌باشد و براي اشخاص ضعيف و لاغر کمال صلاحيت را دارد.

 

سرشير خام

واسطة مابين روغن و شير مي‌باشد و 24 ساعت مدت لازم است تا خامه بر روي شير بسته بشود.                                                   لوحة ترکيب سرشير يا خامة شير

روغن

20 يا 30

کازوئین

29 يا 11

مَصْل

51 يا 59

جمع

100

پس سرشيرِ خام، مخلوطي است از روغن و کازئين و مَصْل، ولي نبايد اين سرشير طبيعي را با سرشير پخته که از انعقاد بياض‌البيض شير حاصل مي‌شود و نه با سرشير مصنوعي که از اختلاط زردة تخم و قند و شير که در مجاورت آتش اندکي به جوش مي‌آورند مشتبه نمود.

 



[1]. سلّول: جسمي است بسيار كوچك و عنصر تشريحي تمام حيوانات و نباتات مي‌باشد. يعني از تركيب و اجتماع آن و مشتقات آن تمام اجسام حيواني و نباتي ساخته مي‌شود. جزء اصلي و زنده و مؤثر و حامل آن ماده‌اي است شبه بياض‌البيضي موسوم به پروتوپلاسما ولي گاهي داراي غلاف و هسته نيز هست. در سلسله حيواني آن را بيشتر كُرِيَّّه نامند و كلمه سلّول را در سلسلة نباتي به كار برند. تمام اعمال بدنيّه از جذب و دفع و تشبيه و تحليل و تغذيه و تنميه و بالجمله تمام اعمال حياتي در سلّول مُجريٰ مي‌گردد.

[2]. كلوتين: كه كازئين نباتي نيز گويند و كنگلوتين از مواد مركب كننده گلوتن مي‌باشند.

[3]. موادي كه سمت عضويّت پيدا كرده: عبارتست از نسج مخصوص كه يا بالفعل جزء بدن زنده مي‌باشد و يا سابقاً جزء آن بوده و فقط از براي حيات مي‌باشند.

[4]. سلّولُز n(5O10H 6C): جسمي است سفيد، بي‌بو و بي‌طعم و جز در محلول اكسيد دو كوئيور امانياكال (معرفِ ....؟ [ناخوانا]) در هيچ حلالي حل نشود و از اثر جوهر گوگرد مستحيل به قند گردد. در نباتات بسيار فراوان است، چنانكه مغز آقطي و جدران سلولهاي نباتي از سلولز خالص حاصل شده است و آن را از پنبه و كاغذ كه تقريباً سلّولز خالصند به دست آورند. سلّولز در لوله هضمي انسان تقريباً هضم‌ناپذير مي‌باشد ولي اگر تازه باشد، مانند سلّولزي كه در سبزی‌آلات است، ممكن است هضم شود. در حيوانات علف‌خوار مقداري از سلّولز محققاً هضم مي‌شود.

[5]. به نظر می‌رسد منظور از «احمرین» در این حدیث شریف، شراب و گوشت است. (م)

1. مالات‌ها عبارتند از: تركيب اسيد ماليك با بَزْها [= بازها]. اسيد ماليك (5O6H4C): جسمي است تبلول‌پذير، در آب بسيار محلول و جاذب‌الرطوبه و در اكثر نباتات با جوش ترش و جوهر ليمو يافت شود و مخصوصاً در گيلاس و سيب موجود مي‌باشد.

2. اكسالات‌ها: عبارتند از تركيب اسيد اكساليك با بَزْها [= بازها]. اسيد اكساليك (4O2H4C): جسمي است سفيد و متبلوربا طعمي بسيار ترش و در بدن و به مقدار بسيار قليل در بول به حالت اكسالات دوكلسيوم موجود مي‌باشد. ولي در بدن حيوانات علف‌خوار بيشتر يافت شود.

[8]. اُلئين: جسمي است مايع و در روغن زيتون و ماهي و در بعضي ادهان حيواني موجود مي‌باشد و سبب ميعان آنها مي‌گردد.

[9]. بوطيرين: جسمي است در حرارت متعارفي مايع و در صفر جامد، بوي آن مانند بوي روغن گرم شده مي‌باشد و از مجاورت با قليائيات توليد گليسيرين و اسيد بوطيريك نمايد و از روغن به دست آيد.

[10]. اسيد بوطيريك (2O8H4C): مايعي است بي‌رنگ و بوي آن شبيه به بوي روغن باد كشيده است. در روغن و در اكثري از دسومات و در عرق بدن و در امعاء و براز موجود مي‌باشد.

 
تدابیر درمانی

و مردمان را، خواه پادشاه و خواهی جز پادشاه،

هر کسی را نفسی است و آن را روح گویند، سخت بزرگ و پُرمایه؛

و تنی است که آن را جسم گویند، سخت خرد و فرومایه.

و چون جسم را طبیبان و معالجان اختیار کنند تا هر بیماری که افتد زود آن را علاج کنند

و داروها و غذاهای آن بسازند تا به صلاح بازآید، سزاوارتر که روح را نیز طبیبان و معالجان گزینند تا آن آفت را نیز معالجت کنند؛

که هر خردمندی که این نکند بد اختیاری که او کرده است،

که مهم‌تر را فروگذاشته است و دست در نامهم‌تر زده است...

تاریخ بیهقی، ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی

 

طبیب تا تواند که علاج به غذا کند، به دارو مشغول نباید بود،

و تا تواند که به داروی بسیط یعنی ناآمیخته علاج کند، داروی آمیخته نباید داد.

و طبیب را داروی مجهول که مجهولان و پیرزنان آزمایند و حکایت کنند نشاید داشت و بدان اعتماد نشاید...

حکیم سیّد اسماعیل جرجانی

برگرفته از کتاب پزشکی در ادبیات ایران زمین (منبع3)

 

 

در طب قديم از زمان باستان چنين دستور می‌داده‌اند كه براي حفظ تندرستي و تأمين سلامت فرد، دو كار بايد كرد:

1. پيشگيري؛ يعني اقدام به اموري كه هدفش سالم ماندن و بيمار نشدن شخص است.

2. درمان اختلالات بدني، هنگامي كه اين اختلالات خفيف و جزئي است و می‌توان با درمان آن‌ها از خطرناك‌شدنشان جلوگيري كرد.

اين دستورها ابتدا از طرف پزشكان دانشمند و حاذق صادر می‌شد و رفته‌رفته جزء عادات و آداب اجتماعي در می‌آمد و تقريباً همة مردم به آن عمل می‌كردند و از اين راه، سلامت تن و روان خود را حفظ می‌کردند.

در اديان الهي نيز، كه نخستين هدفْ تأمين سلامت جسم و روح افراد جامعه بود، دستورهای مذهبي با اين دستورها مطابقت كامل داشت. چنان‌كه مورد تأييد پزشكان و متخصصان بهداشت در دنياي امروز نيز هست، در رأس همة اين دستورها پرهیز از پرخوري قرار گرفته است كه اگر اين دستور بزرگ رعايت شود، يك جامعه سالم خواهيم داشت و داستان سعدی از صدر اسلام که يكي از ملوك عجم طبیبی به خدمت محمد مصطفي، صلي‌الله عليه و آله و سلّم، فرستاد و گفتة آن حضرت که فرمود: «اين طايفه را طريقتي است كه تا اشتها غالب نباشد نخورند و هنوز اشتها باقي باشد كه دست از طعام بدارند. حكيم گفت: اين موجب تندرستي است، زمين خدمت ببوسيد و برفت»، مؤيد اين مطلب است.

براي اجراي دستور دوم، يعني درمان اختلالات و عوارضي كه همواره در جوامع بشري پيدا می‌شود ولي خفيف است، بهترين كاري كه عموم مردم به آن عمل می‌كردند شامل دو امر بود: يكي اينكه در اوايل فصل بهار حداقل مدت بيست روز، آب كاسني و شاه‌تره می‌خوردند؛ دوم اینکه هر كس به فراخور حال و مزاج خود، مقداري خون از بدن خارج می‌كرد.

جلد دوم از مجموعة آثار مرحوم دکتر مصطفوی (طرح احیای میراث مکتوب طب سنتی ایران)، مقالة کاسنی، ص339

 


در این بخش به کلیات اصول تدابیر درمانی که ممکن است در درمان هر بیماری به‌کار رود اشاره می‌شود. به عبارت دیگر، این بخش شامل سرفصل‌های روش‌های درمان در طب سنتی ایران است که لازم است هرگاه در جای خود استفاده می‌شوند شرایط کلّی آنها نیز رعایت شود.


  • لازم به ذکر است جمع‌آوری و بررسی مقالات معتبر و منطبق با تدابیر درمانی طب سنتی ایران توسط آقای دکتر علیرضا عباسیان انجام گرفته است که از زحمت و بزرگواری ایشان تشکر می‌گردد.

 
توسعه برای ایرانیان وب سایت جومینا.

اطلاعیه

دوره های آموزشی ماساژ:

18 و 19 مهرماه

تئوری - عملی

خانم دکتر گلجاریان

آقای دکتر مجاهدی

تلفن ثبت نام:

09197163570

اطلاعات بیشتر، کلیک نمایید!

جستجو...

ورود به سایت