کتابخانه طب سنتی ایران

پایگاه جامع طب سنتی ایران با فعالیت تحت نظارت دانشگاه شاهد ، یک مرکز دانشگاهی می باشد. این مسئله سبب شده که اساتید دانشگاهی در این مرکز از بیان و انتشار مطالب غیر علمی همواره خوداری نمایند.

با توجه به غنای علمی بالای طب سنتی ایران اساتید مرکز تحقیقات طب سنتی در تلاش هستند تا بتوانند منابع غنی این طب را احیا و بازنویسی کنند. از مجموعه کتاب هایی که بازنویسی شده است برخی کتاب های تخصصی و برخی عمومی به حساب می آیند. این تلاش ارزشمند در چهارچوب طرحی به نام " احیای میراث مکتوب طب سنتی" انجام می گیرد.

کتاب هایی که تاکنون از این طرح بدست آمده برخی تالیف و برخی بازنویسی از کتب مرجع طب سنتی می باشند. در نظر داریم بخشهایی از هر کتاب را در سایت کتابخانه ی طب سنتی ایران قرار دهیم.

کتابخانه ی طب سنتی ایران علاوه بر این که معرفی اجمالی از کتاب های طرح احیای میراث مکتوب طب سنتی را در بر دارد ، لیست کتاب های موجود در کتابخانه ی درمانگاه طب سنتی ایران -زیر نظر دانشگاه شاهد- را نیز در بر دارد .

علاوه بر این موارد ، کتابخانه ی طب سنتی ایران  در بردارنده نسخ خطی بسیار ارزشمندی می باشد که نام آنها در این سایت قرار خواهد گرفت تا امکان دسترسی به این کتاب های ارزشمند برای علاقمندان فراهم گردد.

 
ابونصر فارابی

در كتاب اخلاق الحكماء نوشته‌اند كه ابن‌عباد پيش ابونصر تحف و هدايا فرستاد و درخواست حضور او نمود و اظهار اشتياق ارتباط با وی كرد. ابونصر از اين معني منقبض[1] شد‎ و چيزي از آن تحفه قبول ننمود، تا آنكه زمانه به او مثل زد و به ري رسيد و يك جامة چركين در بر و كلاه كهنه بر سر داشت و كمربند كوتاهي بر هيئت تركان. و صاحب هميشه مي‎گفت:

كسي كه مرا به ابي‌نصر رهنموني دهد و يا او را نزد من آرد آن مقدار مال او را بدهم كه توانگر گردد.

و ابونصر از شنيدن اين سخن فرصت غنيمت شمرد و به مجلس صاحب درآمد؛ چنانچه او را نشناختند كه كيست. و مجلس به نديمان بذله‌گو و ظريفان ستوده‌خو و ارباب لهو و روي‌هاي نيكو آراسته بود. جملگی از درآمدن او متوحش شدند و گناه او نسبت به دربانان و خدمتكاران داده ايشان را معاتب[2] و مخاطب گردانيدند و در صدد استهزا و سخريت[3] به ابونصر درآمدند. و او متحمل ايذا و اهانت شد، چندانكه نفوس ايشان به صحبت وی آرام پذيرفتند و اطمينان يافتند و كيفيت شراب، ايشان را از سروقت او انداخت و پياله‎ها به دور درآمدند و سرها گرم گشتند.

و ابونصر ني برداشت و لحني آغاز كرد كه مستمعان همه به خواب گران فرو رفتند كه گويا همه بيهوش گشتند؛ بيهوشي مرگ!

بعضي گفته‎اند كه ابونصر پيش از اين صحبت آلتي ترتيب داده بود از براي اين كار. چون اهل مجلس بيهوش شدند بر بربط[4] نوشت كه ابونصر فارابي به مجلس شما حاضر آمد و شما او را به استهزا و مسخرگي گرفتید. پس، شما را خوابانيد و رفت.

پس، ابونصر به وضعي كه او را نشناسند برآمد و به طرف بغداد روانه شد.

چون صاحب و نديمان مجلس او به خود آمدند، تعجب از مهارت و رسائي او در علم موسيقي نمودند و تأسف بسيار بر فوت هم‌زباني و نديمي او خوردند. صاحب گفت:

پياله را بر ياد او بگردانيد، اميد است كه زمانه او را باز به شما برساند.

چون مطرب عود خود به دست گرفت، نوشته بر آن ديد. گفت:

اي صاحب، اين مرد بر عود من چيزي نوشته است.

چون صاحب بر آن نظر كرد و شناخت كه او ابونصر بوده است، گريبان چاك زد و استغاثه نمود و اعوان و خدمتكاران خود را به یافتن او به اطراف و جوانب فرستاد. اثري از او نيافتند و چيزي از او نشنيدند. و صاحب از اين رهگذر نادم و متأسف بود كه غفلت ورزيدم و او را نشناختم و مشتاق عنقاي مغرب[5] بودم و به دست آمد و به حال او نپرداختم.

و برخی گفته‎اند كه ابونصر از دمشق به سوی عسقلان مي‎رفت و در راه دزدان به او برخوردند. ابونصر گفت:

آنچه با من است از مركب و سلاح و ثياب و مال بگيريد، و مرا بگذاريد.

قبول ننمودند و قصد كشتن او كردند. چون مضطر شد و به سخن كارش پيش نرفت، سوار شد و جنگ كرد تا كشته شد. از اين رهگذر، مصيبتي امراي شام را دست داد و دلهاي ايشان افگار[6] شد. ابونصر را دفن كردند و طلب دزدان نموده به دست آوردند و ايشان را بر سر قبر او به دار زدند.

ابونصر گوید:

كسي كه شروع در تحصيل حكمت كند سزاوار آن است كه جوان صحيح المزاج و متأدب به آداب نيكان بوده باشد. اولاً، قرآن و لغت و علوم شريعت ياد گيرد، و پرهيزكار و راست گفتار باشد و از فسوق و فجور و مكر و خيانت و كيد و حيله دوري جويد، و از مصالحه معاش فارغ بال بود، و متوجه باشد به اداي وظايف شرعيه و در هيچ ركني از اركان شريعت خلل نكند و ادبي از آداب آن را ترك ننمايد، و تعظيم و توقير[7] علم و علما به جا آرد و غير علم را پيش او قدر و منزلتي نباشد، و از براي زندگاني دنيا و حرفتها[8] علم را فرا نگيرد. و كسي كه برخلاف اين صفات عمل برآید وی را حكيمی دروغگو خوانند و از حكما نميشمرند.[9]²

 

 

 


.[1] منقبض: سخت ناراحت شدن.

.[2] معاتب: مورد عتاب و سرزنش.

.[3] سخریت: مسخره کردن.

.[4] بربط: یکی از مهمترین سازهای عرب و ایرانی است.

.[5] عنقای مغرب: سیمرغ فرو برنده و بلع کننده یا سیمرغ نو و غریب.

.[6] افگار: آزرده، زخمی، مجروح.

.[7] توقير: بزرگداشت، تعظیم.

.[8] حرفتها: صناعت، شغل.

[9]. نزهة الارواح، ص 365.

 
فراخوان طراحی لوگوی مرکز تحقیقات کارآزمایی بالینی طب سنتی ایرانی

 

فراخوان طراحی لوگوی مرکز تحقیقات کارآزمایی بالینی طب سنتی ایرانی

از آنجایی که مرکز تحقیقات کارآزمایی بالینی طب سنتی ایرانی دانشگاه شاهد در تاریخ 21/10/89 از سوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مجوز تأسیس خود را اخذ نموده است، لذا از علاقمندان به طب سنتی و رشتۀ هنر و طراحی دعوت می‌شود تا با شرکت در طراحی لوگوی این مرکز یادگاری از خود بر جای گذارند.

لوگوی مورد نظر باید دربردارندۀ موارد ذیل باشد

  • طب سنتی ایران
  • گیاهان دارویی
  • کارآزمایی بالینی

عزیزان می‌توانند آثار خود را تا تاریخ 3/2/1391‎ به آدرس الکترونیکی آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید ارسال و یا به نشانی تهران- میدان انقلاب- خیابان کارگر شمالی- بین فرصت و نصرت- پلاک 1471 ساختمان ستاد مراکز تحقیقاتی دانشگاه شاهد مراجعه نمایند.

تلفن تماس برای کسب اطلاعات بیشتر: 66464321 و 66464320 -021

ضمناً به طرح برگزیده لوح سپاس و هدیۀ ارزنده‌ای اعطا خواهد شد.

 

با سپاس و دعای خیر

دکتر محسن ناصری

رئیس مرکز تحقیقات کارآزمایی بالینی طب سنتی ایران

 
توسعه برای ایرانیان وب سایت جومینا.

اطلاعیه

دوره های آموزشی ماساژ:

18 و 19 مهرماه

تئوری - عملی

خانم دکتر گلجاریان

آقای دکتر مجاهدی

تلفن ثبت نام:

09197163570

اطلاعات بیشتر، کلیک نمایید!

جستجو...

ورود به سایت